English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (2 milliseconds)
English Persian
safety fuze ماسوره تامینی
safety fuze چاشنی
Other Matches
fuze چاشنی
fuze ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuze ماسوره
fuze action عمل ماسوره
flash fuze ماسوره الکتریکی یا جرقهای
shuttered fuze ماسوره منفجر شده یا عمل کرده قبل از موقع
fuze delay ماسوره تاخیری
delay fuze ماسوره تاخیری
boresafe fuze ماسوره دارای ضامن حرکت در داخل لوله
blasting fuze ماسوره منفجر کننده
blasting fuze ماسوره انفجاری
base fuze ماسوره ته
base fuze ماسوره ته گلوله
base fuze ماسوره ته پران
antihandling fuze ماسوره ضد دستکاری ماسوره غیر حساس به جابجا کردن و دستکاری
antidisturbance fuze ماسوره ضد دستکاری ماسوره غیر حساس به دستکاری
fuze action طرز انفجارماسوره
fuze cavity حفره نصب ماسوره
proximity fuze ماسوره مجاورتی
proximity fuze از مسافت دور
proximity fuze فیوز مخصوص انفجار مرمی
percussion fuze ماسوره ضربتی
proximity fuze ماسوره خودکار ماسوره زمان متغیر
igniting fuze کلاهک مشتعل کننده
igniting fuze ماسوره مشتعل کننده
fuze range بردمربوط به ماسوره
fuze setting بستن زمان به ماسوره تنظیم ماسوره
fuze setting زمان ماسوره
fuze cavity سوراخ جای ماسوره
flash fuze چاشنی الکتریکی
fuze range برد عمل کرد ماسوره
point detonating fuze ماسوره انی
mechanical time fuze ماسوره زمانی
mechanical time fuze ماسوره زمانی خودکار یا زمان مکانیکی
safety نجات
overall safety ایمنی کامل
right safety مهرهمحافظراست
safety اطمینان
safety اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
safety بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
safety به ضامن کردن ضامن
safety بی خطری
safety امنیت محفوفیت
safety ایمنی
safety تامین
safety امنیت
safety برقرار کردن تامین
safety سلامت
safety lever دستگیره ضامن
safety wire اشبیل ضامن
safety razor تیغ خود تراش
safety post پایه ایمنی
troop safety تامین عده ها
troop safety حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
safety limit حد تامین
safety lock قفل بی خطر مخصوص حفظ محلی از خطر دستبرد
safety stop ترمز خطر
safety match کبریت بی خطر
safety motive انگیزه ایمنی
safety officer افسر تامین یکان
safety plug پولک اطمینان
safety precaution پیش بینیهای احتیاطی
safety regulations ایین نامه جلوگیری از خطر
safety stakes دستکهای تامین
safety stock موجودی تضمینی
safety stock موجودی ذخیره انبار
safety stop ضامن اسلحه گیره ضامن
safety trap تله ایمنی
safety valve دریچه اطمینان
strong safety مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
safety lock ضامن اسلحه
ship safety سلامت کشتی
safety zone بلندی وسط خیابان مخصوص عابرین
safety wire سیم ایمنی
safety wire سیم ضامن
safety valve پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
safety lock قفل ضامن
safety lock چفت ضامن سلاح
failure safety [توانایی یک وسیله برای کارکردن بسیار موثر و بدون خطا]
weak safety جلوگیری درزمین مهاجم درجبهه او
left safety مهرهمفمنچپ
safety catch ضامنتفنگ
reasons of safety دلایل امنیتی
for reasons of safety به خاطر دلایل امنیتی
safety mechanism ساز و کار ایمنی
safety interlock قفل ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
safety interlocks قفل های ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
failure safety قابلیت اعتماد
safety thong تسمهامنیتی
safety thermostat ترموساتامنیتی
safety tether احتیاجاتامنیتی
right safety back مهرهمحافظعقبیراست
safety area مهرهایپشتدست
failure safety ایمنی در برابر خرابی
safety binding نوارامنیت
safety boot چکمهیایمنی
safety cage قفسهبازی
safety cap کلاهکامنیتی
safety chain زنجیرهامنیت
safety earmuff گوشپرشامنیتی
safety goggles عینکایمنی
safety handle دستهایمنی
safety pad تشکنجات
safety rail سپرامنیتی
safety scissors قیچیناخنگیر
safety tank منبعامنیت
failure safety قابلیت اطمینان
safety lever اهرم ضامن
safety net وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
angle of safety زاویه امنیت
angle of safety زاویه تامین گلوله
can one pass it with safety? ایا میتوان بیخطر ازانجاگذرنمود
coefficient of safety ضریب اطمینان
safety boat قایق نجات
factor of safety ضریب اطمینان
factor of safety عامل تامین
factor of safety ضریب تامین ضریب اطمینان
factor of safety سازه ابیمی
factor of safety عامل اطمینان
flame safety ایمنی در مقابل شعله اتش
free safety مدافع در منطقه ضعف
i provided for his safety وسائل سلامت او را فراهم کردم
safety belts کمربند رکاب
safety nets وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
safety-valve دریچه اطمینان
safety-valves دریچه اطمینان
safety pin اشبیل ضامن
safety pin خار ضامن میله ضامن
safety pins اشبیل ضامن
safety pins خار ضامن میله ضامن
safety belt کمربند ایمنی
safety belt کمربند اطمینان
safety belt کمربند نجات
safety belt کمربند رکاب
safety belts کمربند ایمنی
safety belts کمربند اطمینان
safety belts کمربند نجات
put on safety به ضامن کردن
put on safety روی ضامن گذاشتن
safety lanes مسیرهای امن دریایی
safety fuse فیوز
safety fuse فیوز اطمینان
safety fuse فیوز ایمنی
safety gap دهانه حفافت
safety glass عینک ایمنی
safety glass شیشه ایمنی
safety glass شیشه بی خطراتومبیل
safety glass شیشه نشکن
safety glass شیشه اطمینان
safety glasses عینک ایمنی
safety hazard مخاطره ایمنی
safety hook قلاب اطمینان
safety island سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
safety lamp چراغ بی خطر معدن ذغال سنگ
safety lamp فانوس
safety lamp چراغ اطمینان
safety lamp چراغ ایمنی
safety fork گیره ضامن
safety fork دوشاخه امنیت
safety bolt تفنگ ضامن دار
safety card کارت تامین جنگ افزار
safety card کارت تامین اتشبار
safety device دستگاه ضامن
safety biltz حمله با روش استفاده ازبازیگر بالا
safety device ضامن
safety device خارضامن
safety bolt ضامن
safety diagram دیاگرام تامین
safety fence جانپناه
safety fence جانپناه کنار راه
safety factor عامل تامین
safety factor ضریب تامین
healt and safety commision کمیسیون سلامت و امنیت
ultimate factor of safety ضریب اطمینان اختیاری
left safety back مهرهمحافظعقبی
safety locking devices قفل های ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
safety locking device قفل ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
to put safety first [foremost] اولویت اول را به ایمنی دادن
drivebelt safety guard محافظهتسمهگرداننده
steel safety wheel فلزایمنیچرخ
to carry a piece at safety تفنگی رادرحالی که ضامن ان انداخته است باخود بردن
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com