Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 145 (7 milliseconds)
English
Persian
sale commission
کارمزد فروش
Other Matches
commission
حق العمل مامور شدن
commission
هیئت
commission
کارمزد
commission
ماموریت امریه
commission
زیر امر قراردادن
commission
بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
commission
درگیر رزم کردن
commission
دلالی
commission
حق العمل کاری امانت فروشی
commission
کمیته
commission
حق العمل نمایندگی یا ماموریت دادن
commission
ارتکاب ماموریت
commission
کمیسیون و کمیته
commission
تخفیف
commission
حق دلالی
commission
ماموریت دادن
out of commission
غیردایر
out of commission
غیر قابل استفاده
on commission
بطورحق العمل کاری
commission
ارتکاب
commission
:ماموریت
commission
تصدی
commission
حق العمل
commission
فرمان
commission
حکم
commission
هیئت مامورین
commission
کمیسیون
commission
انجام
commission
: گماشتن
commission pennant
پرچم سینه
commission of enquiry
کمیسیون تحقیق
commission of conciliation
کمیسیون حل اختلاف کمیسیون توافق
commission of acts
ارتکاب عمل
commission fee
کارمزد
commission fee
حق العمل
commission pennant
پرچم فرمانده ناو
economic commission
هیئت اقتصادی
High Commission
کنسولگری - دفتریکهبهاعضایعالیرتبهخودجاومکانمیدهد
executive commission
هیات رئیسه
to override one's commission
از حدود ماموریت خود تجاوزکردن
rogatory commission
موضوعی را ازمحکمهای به دادگاه دیگراحاله کردن
rogatory commission
نیابت قضائی
managing commission
هیات مدیره
executive commission
هیات مجریه
commission agent
حق العمل کار
bank commission
کارمزد بانکی
interstate commerce commission
کمیسیون تجارت بین ایالات
human rights commission
کمیسیون حقوق بشر
Equal Opportunities Commission
سازماننافربراجرایقانون
sale
قابل فروش
sale
حراج
for sale
فروشی
sale
فروش
on sale
در معرض فروش گذاشته شده
on sale
فروشی
sale
بیع
sale
بازار فروش
revocable sale
بیع غیر قطعی
point of sale
سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
sale manager
مدیر فروش
sale forecast
پیش بینی فروش
sale department
قسمت فروش
sale department
بخش فروش
public sale
مزایده
sale by auction
فروش به وسیله حراج
sale by auction
حراج
rummage sale
حراج هدایای تقدیمی بکلیسابرای امور خیریه
put up for sale
به معرض فروش گذاشتن
point of sale
محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
revocable sale
بیع شرط
public sale
حراج
sale maximization
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
short sale
سلم
spot sale
فروش نقد
spot sale
فروش نقدی وتحویل فوری کالای موردمعامله
the proceeds of the sale
وجوهی که از فروش بدست می اید
the proceeds of the sale
پولی که از محل فروش بدست می اید
to expose to sale
درمعرض فروش گذاشتن
to put to sale
بمعرض فروش گذاشتن
white sale
<idiom>
حراج حوله ،پارچه کتان
white sale
فروش ملافه و اجناس ذرعی
whole sale dealer
عمده فروشی
whole sale trade
عمده فروشی
short sale
بیع سلف پیش فروشی
short sale
معامله سلف
sale or return
فروش یا عودت
sale or return
فروش یااعاده
sale price
قیمت فروش
sale price
قیمت حراج
sale quota
سهمیه فروش
sale short
پیش فروش کردن
sale short
معامله سلف کردن
sale tax
مالیات بر فروش
short sale
پیش فروشی
short sale
سلم فروشی
jumble sale
فروشگاهخیریهلوازم دستدوم
particulars of sale
شروط و مواعدعقد بیع
contract of sale
قرارداد فروش
contract of sale
عقد بیع
credit sale
فروش نسیه
credit sale
فروش قسطی
credit sale
فروش غیرنقدی
credit sale
نسیه فروختن
credit sale
بیع نسیه
deed of sale
بیع نامه
consequence of a sale
اثار بیع
conditions of sale
شرایط اساسی معامله
bill of sale
بیع نامه
cash sale
فروش نقدی
cash sale
بیع نقد
bill of sale
سند فروش
bill of sale
فاکتور
bill of sale
صورت فروش
auction sale
فروش به وسیله حراج
auction sale
مزایده فروش
at the point of sale
در نقطه فروش
at the time of the sale
حین البیع
deed of sale
سند فروش
at the moment of the sale
حین البیع
invalid sale
بیع فاسد
irrevocable sale
بیع قطعی
irrevocable sale
بیع منجز
object of sale
مبیع
object of sale
کالا
object of sale
مثمن
offer for sale
پیشنهاد جهت فروش
conditional sale
بیع شرط
forward sale
بیع سلم
forward sale
بیع سلف
clearance sale
فروش به منظور تصفیه حراج
credit sale
اعتبار در معامله
fire sale
فروش مال التجاره حریق زده
forced sale
فروش قانونی
forced sale
فروش اجباری
particulars of sale
اوصاف مبیع
forced sale
فروش چیزی به حکم قانون و به طریقی که قانون معین کرده است
forward sale
پیش فروش
forward sale
نسیه فروختن
Are there any houses for sale in these parts?
این طرفها خانه فروشی پیدا می شود ؟
point of sale terminal
ترمینال فروش اطلاعات
sale on a large scale
فروش زیاد
car boot sale
فروشاجزایکوچکاتومبیل
auction sale without reserve
فروش به وسیله حراج بدون ذکر قیمت پایه
sale of coins against other coins
بیع صرف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com