English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (1 milliseconds)
English Persian
sales representative نماینده فروش
Other Matches
representative معرف
representative بیانگر
representative وکیل
representative نمونه
representative حاکی از مشعربر
representative نماینده
representative نمایشگر
commercial representative نمایندگی بازرگانی
commercial representative قائم مقام تجارتی
representative arts فنون نمایشی
agent representative عامل
personal representative مدیر ترکه
personal representative امین ترکه
sole representative نماینده منحصر بفرد
representative sample نمونه معرف
representative government حکومتی که وضع قوانین ان بانمایندگان ملت باشد
representative firm بنگاه تولیدی نمونه
representative elements عناصر نماینده
representative consumer مصرف کننده نمونه
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
to speak on behalf of [as representative] از طرف [کسی] صحبت کردن [به عنوان نماینده]
appointing a representative or deputy نایب گرفتن
appointing a representative or deputy استنابه
sales فروشی
sales {pl} گردش معاملات
sales d. دفتر فروش روزنامه
sales حراج
sales فروش
sales مربوط به فروش
sales برای فروش حراجی
sales {pl} حجم فروش
sales جنس فروشی فروش
sales {pl} مقدار فروش
sales {pl} حجم معاملات
sales فروش [اقتصاد]
to further sales فروش را بالا بردن
sales tax مالیات فروش
sales tax مالیات بر فروش کالا
sales represntative نمایندگی فروش
sales tax مالیات بر فروش
sales register صندوق پول یا ماشین دخل مغازه
sales promotion افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
sales promotion تبلیغ جهت فروش
sales promotion تبلیغ فروش
sales manager مدیر فروش
volume of sales مقدار فروش
volume of sales گردش معاملات
volume of sales حجم معاملات
volume of sales حجم فروش
sales clerks فروشنده
sales clerk فروشنده
tie in sales حالتی که دران فروشنده چند کالا رابصورت مجموعه میفروشد
tie in sales فروش یک کلا به شرط خریدن یک کالای دیگر
sales woman فروشنده زن
sales man فروشنده سیار
sales man ویزیتور
sales man فروشنده
sales agent نماینده فروش
sales accounting حسابداری فروش
retail sales خرده فروشی
peak sales نقطه اوج فروش
forward sales پیش فروش
forward sales فروش کالاجهت تحویل در اینده
forward sales فروش سلف
cost of sales قیمت تمام شده کالای فروش رفته
contract of sales قرارداد فروش
after sales service سرویس
after sales service سرویس خدماتی
sales talk مذاکره وبازار گرمی برای فروش
clearance sales فروش به منظور تصفیه حراج
sales analysis تحلیل فروش
sales area بازار فروش
sales forecasting پیش بینی فروش
sales force نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
sales force فروشندگان
sales for the account فروش مدت دار
sales for the account فروش نسیه
sales figure ارقام فروش
sales expectations فروش مورد انتظار
sales department بخش فروش
sales area حیطه فروش
sales check صورت فروش
sales contract قرارداد فروش
sales department قسمت فروش
sales forecasting model مدل پیش فروش
technical sales and distribution فروش فناوری و پخش
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
general sales taxes مالیات بر مصرف کلی وجزیی
general sales tax مالیات عمومی بر فروش
option of sales unfulfilled in part خیار تبعض صفقه
sales and marketing [marketing] فروش و بازاریابی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com