English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
scheduled wave امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
Other Matches
scheduled برنامه زمان بندی
scheduled برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled فرانما
scheduled برنامه اجرائی
scheduled صورت فهرست
scheduled برنامه
scheduled دربرنامه گذاردن
scheduled صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
scheduled برنامه ریزی کردن
scheduled برنامه زمانی
scheduled زمان بندی کردن
non scheduled زمان بندی نشده
scheduled زمانبندی
scheduled ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled ریز برنامه
scheduled فهرست راهنمای قانون
scheduled در برنامه منظورکردن
scheduled جدول
scheduled برنامه زمان بندی فهرست
scheduled plane هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
scheduled target اماج طبق برنامه
scheduled fire اتشهای برنامه ریزی شده اتشهای طبق برنامه
scheduled circuits خط وط تلفن فقط برای ارتباط دادهای
The conference is scheduled for bahman 20 . کنفرانس قرار است 20 بهمن تشکیل شود
scheduled service plane هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
to wave away باشاره دست بیرون کردن
wave هیجان
To wave at someone. به کسی دست تکان دادن
wave خیزاب
wave موجی بودن موج زدن
wave off فرود همراه با سایش
wave off به زمین ساییده شدن هواپیما
wave فر موی سر دست تکان دادن
the wave دریا
wave موج رادیویی
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
new wave نیوویو
wave موج زدن
wave موج
WAVE file روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
velocity of a wave سرعت پخش موج
the wave heaves خیزاب بلندمیشودومیافتد
to wave farewell باجنباندن دست بدرودگفتن دست خداحافظی تکان دادن
stationary wave موج ساکن
stationary wave موج ایستاده
wave train قطار موج
transient wave موج سیار
travelling wave موج سیار
traveling wave موج رونده
transverse wave موج عرضی
ultrashort wave موج خیلی کوتاه
transversal wave موج عرضی
wander wave امواج سیار
wander wave موج سیار
transient wave امواج سیار
standing wave موج نوساندار هوا که در اوج خلبان از ان استفاده میکند
shell wave صدای زوزه گلوله
shear wave موج برشی
sawtooth wave جریان دندان ارهای
sawtooth wave موج دنده ارهای
radio wave موج رادیویی
radio wave امواج الکترو مغناطیسی رادیو موج رادیو
progressive wave موج پخش شونده
pressure wave موج فشار
plane wave موج صفحهای
sine wave موج سینوسی
sinusoidal wave موج سینوسی
standing wave موج ساکن
standing wave موج ایستاده
square wave باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
square wave موج مربع
square wave موج مربعی
square wave موج چهار گوش
sky wave امواج اسمانی
sky wave موج یونکرهای
sky wave موج فضایی
plane wave موج مسطح
wave trap موج ربا
wave radiation تابش موج
wave propagation حرکت موج
wave propagation انتشار موج
wave pressure فشار حاصل از موج
wave period زمان تناوب امواج دریا
wave parameter پارامتر موج
wave of excitation موج تهییج
wave number عدد موج
wave trough نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
wave vector بردار موج
wave winding سیم پیچ موجدار
to wave one's handkerchief دستمال جیب خود را [برای کسی] تکان دادن
wave wall دیوارموج
wave height ارتفاعموج
wave clip گیرهفر
wave base سطحموج
translation wave موجبرگردان
seismic wave ارتعاشاتزمینلرزه
wind wave موج باد
wind wave خیز اب ناشی از باد
wind wave موج ناشی از باد
wave motion انتشار موج
wave motion حرکت موج
wave motion حرکت موجی
wave form شکل موج تکراری در نموداردامنه و زمان یا روی لوله اشعه کاتدی
wave form شکل موج
wave equation معادله موج
wave drag پسای موج
wave velocity سرعت موج
wave speed سرعت موج
wave celerity سرعت موج
wave bands باندهای موج
wave band باند موج
wave band دسته امواج رادیو
wave frequency بسامد موج
wave front جبهه امواج رادیویی
wave front جبهه موج
wave mecanics مکانیک موجی
wave length طول موج
wave kick حرکت روی جلوی تخته موج با ضربه زدن یا کشیدن یک پادر موج
wave guide موجبر
wave guide هادی برای تابشهای الکترومگنتیک
wave function تابع موجی
wave amplitude دامنه موج
gun wave موج ضربت دهانه لوله
cosine wave موج کسینوسی
continuous wave امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
continuous wave موج پایدار
compression wave موج فشاری
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
carrier wave موج حامل
undamped wave موج پایدار
burst wave موج انفجار
burst wave موج ترکش
bow wave موج سینه
bow wave موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
damped wave موج میرنده
damped wave موجی که دامنه ان رفته رفته کاهش میابد
de broglie wave موج دوبروی
gun wave موج دهانه لوله توپ
ground wave موج زمینی
full wave تمام موج
figer wave فرانگشتی
electron wave موج الکترونی
electromagnetic wave موج الکترومغناطیسی
electromagnetic wave موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
electric wave موج الکتریکی
diffracted wave موج پراشیده
density wave موج چگالی
bow wave موج بالیستیکی جلو
bow wave موجی که از سینه کشتی تولید میشود موج سینه
tidal wave امواج جذر و مدی
tidal wave پندام
tidal wave سیلاب دریایی
tidal wave موج کشند
medium wave موج متوسط
long wave موج بلند
sound wave صوت
shock wave موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
shock wave موج ضربت
shock wave موج ضربه
boat wave موج ناو گروه
boat wave موج قایقها
blast wave موج انفجار
beta wave موج بتا
all wave receiver رادیوی تمام موج
all wave antenna انتن تمام موج
acoustic wave صوت
acoustic wave موج صوتی
short-wave موج کوتاه
short wave موج کوتاه
shock wave موج ضربهای
sound wave موج صوتی
light wave موج نوری
mach wave موج ضربهای
ionospheric wave موج فضایی
ionospheric wave موج یونکرهای
interference wave موج انترفرنس
interference wave موج مزاحم
infrasonic wave موج مادون صوت
indirect wave موج غیرمستقیم
impluse wave موج ضربهای
longitudinal wave موج طولی
mach wave انتن سرعت سنج هواپیما
permanent wave فرششماهه
non sinusoidal wave موج غیر سینوسی
muzzle wave موج پرتاب گلوله
muzzle wave موج ضربتی دهانه لوله توپ
modulated wave موج تحمیل شده
micro wave خرده موج
micro wave کهموج
matter wave موج مادی
hybrid wave موج مرکب
hertzian wave موج رادیویی
harmonic wave موج هماهنگ
helicopter wave موج هلیکوپترها
helicopter wave گروه پرواز هلیکوپترها برای یک عملیات
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
hertzian wave امواج هرتز hertz
hertzian wave موج هرتسی
harmonic wave موج هارمونیک
half wave rectifier یکسوکننده نیم موجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com