English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (7 milliseconds)
English Persian
search warrants حکم تفتیش منزل
search warrants حکم بازرسی و ورود
search warrants حکم تفتیش
search warrants اجازه تفتیش
Other Matches
warrants گواهی حکم
warrants اجازه قانونی
warrants اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warrants تضمین حکم
warrants ضمانت
warrants ضمانت کردن مجوز
warrants تضمین کردن
warrants گواهی کردن
warrants سند عندالمطالبه
warrants مجوز
warrants اختیار
warrants حواله
warrants گواهی
arrest warrants قرار توقیف
death warrants حکم اعدام
to search جستجو کردن
to search after جستجو کردن
search جستجو کردن
search جستجو برای یک موضوع داده
search فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
search جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
search بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
search جستجویی که هر عنصریت
search 1-کلمه یا عبارتی که باید در متن پیدا شود.2-فایل یا داده دیگری برای انتخاب رکوردهای مختلف در پایگاه داده ها
to search گشتن [جستجو کردن]
in search of بجستجوی
right of search حق بازرسی کشتی در دریاها
right of search حق جستجو
right of search حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند
in search of در جستجوی
to search after زیر و رو کردن
the search of جستجوی چیزی
to search for anything پی چیزی گشتن
to search for anything چیزیراجستجو کردن
to search out پیدا کردن
search me <idiom> نمی دونم ،ازکجا بدونم
to search [for] [someone] دنبال [کسی] گشتن [ برای مثال پلیس]
search جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص
search روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا عنصر مورد نظر پیدا شود.
search بررسی وشناسایی زمین
search تلاش
to search after بازرسی کردن
search بازرسی کردن
to search after کاوش کردن
search گشتن
search جستجوکردن
search کاوش
search تکاپو بازرسی
search تجسس کردن
search جستجو
search مراقبت کردن از زمین
search تجسس
to search after تحقیق کردن
search تجسس تفتیش کردن وارسی کردن وارسی
search بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
search درو در عمق با اتش
search شناسایی کردن
search کاوش کردن زمین
search تفتیش
search روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند
search نرم افزاری که جستجو در پایگاه داده را انجام میدهد وقتی که کاربر تقاضای یافتن اطلاع دارد
search sweeping مین روبی ازمایشی
search sweeping مین روبی مراقبتی
search string رشته جستجو
search radar رادار تجسسی
search mission ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
search memory حافظه جستجو
search light نورافکن
search cycle چرخه جستجو
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
search key کلید جستجو
sector of search منطقه کاوش
sector of search منطقه مراقبت رادار
sector of search منطقه تجسس رادار
search results نتیجه های جستجو
search result نتیجه جستجو
search one's soul <idiom> کنکاش کردن درمورد بی گناهی کسی
To search ones conscience . کلاه خود را قا ضی کردن
body search بازرسیبدنی
search party دستهی جستار گرد
search party گروه پیگرد
search parties دستهی جستار گرد
search parties گروه پیگرد
visit and search بازدید و تجسس کردن ناو
specific search تجسس اختصاصی منطقه
specific search شناسایی مخصوص
sequential search جستجوی ترتیبی
search results نتایج جستجو
search and rescue عملیات تجسس و نجات
search warrant حکم تفتیش
binary search جستجوی دوتایی
binary search جستجوی دودوئی
blind search جیستجوی بی نتیجه
chaining search جستجوی زنجیرهای
cover search جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
dichotomizing search جستجوی دورستهای
dichotomizing search روش جستجو سریع برای استفاده از لیست داده ها.
backward search جستجوی پسرو
area search جستجوی ناحیهای
area search جستجوی دامنهای
search warrant اجازه تفتیش
search warrant حکم تفتیش منزل
air search تجسس هوایی
air search مراقبت هوایی
antisubmarine search عملیات تجسس ضد زیردریایی
antisubmarine search کاوش ضد زیردریایی
area search کاوش منطقه
area search کاوش منطقه با دیدبانی بصری کاوش منطقهای
area search جستجوی ناحیه
dichotomizing search جستجوی دو حالته
dichotomizing search جستجوی دوقسمتی
linear search جستجوی خطی
multifile search جستجوی چند پروندهای
search warrant حکم بازرسی و ورود
retrospective search جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
search and clear جستجو و پاک کردن دشمن
search and replace جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن
search and replace خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
search and replace جستجو و جایگزینی
intercepting search کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
global search جستجوی سراسری
fibonacci search جستجو فیبو ناجی
disjunctive search جستجو برای داده هایی که لااقل با یکی از اعداد کلید مط ابق هستند
exhaustive search جستجو هر رکورد در پایگاه
search coil پیچک کاشف
fibonacci search جستجوی فیبوناچی
case sensitive search جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
search light illumination روشنایی با نورافکن
total search result مجموع نتیجه جستجو
track search keys کلیدهایجستجویزمان
search attack unit ناو گروه شکارزیردریایی
air search radar رادارردیابهوایی
search light illumination روشن کردن منطقه با نورافکن
global search and replace جستجو و جایگزینی سراسری
search attack unit یکان تجسس و تک ضدزیردریایی
edit/search buttons اصلاحگر
edit/search buttons دکمهجستجوگر
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
optimum tree search جستجوی بهینه درخت
parallel search storage انباره جستجوی موازی
quadratic quotient search الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
HE has plenty of excuses who is in search of trick. <proverb> ییله جو را بهانه بسیار است .
air search attack unit تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com