English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (9 milliseconds)
English Persian
sell for cash نقد فروختن
Other Matches
sell out فروختن
sell-out یکجا فروختن خیانت کردن
to sell by a بمزایده گذاشتن
to sell by a حراج کردن
sell-out فروختن
sell-out معامله کردن
sell out یکجا فروختن خیانت کردن
to sell off ارزان فروختن
to sell یکجا فروختن
to sell عمده فروختن
sell out تاتری که تمام بلیط هایش بفروش رفته
sell به فروش رفتن
sell فروختن
sell معامله
sell فروش
sell فروختن بفروش رفتن
sell out معامله کردن
to sell off و ته انرابالا اور ردن
sell-out تاتری که تمام بلیط هایش بفروش رفته
sell فروش ومعامله
sell off یکجا فروختن
sell off ارزان فروختن فروش یکجا وارزان
sell out <idiom> صادق نبودن ،فرختن راز
to sell out بدیگری واگذار کردن ورفتن
hard sell فروش ماهرانه
sell by auction حراج کردن
hard sell سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
hard sell زورچپانی
sell a dummy فریفتن حریف
sell short پیش فروش کردن
sell up a debtor دارایی بدهکاری را گرو کشیدن و فروختن
hard sell فروشندگی باچرب زبانی وفشار
sell by auction به مزایده فروختن
sell to pass خیانت به مرام دسته خودکردن
sell-outs فروختن
sell-outs یکجا فروختن خیانت کردن
sell-outs تاتری که تمام بلیط هایش بفروش رفته
sell the pass خیانت به مرام دسته خودکردن
sell-outs معامله کردن
sell on credit نسیه فروختن
sell molding قالب گیری پوستهای
soft sell بانرمی وملایمت بفروش رساندن
to sell dearly گران فروختن
sell like hotcakes <idiom> سریعا فروختن
hard sell <idiom> باپشتکاروسعی چیزی رافروختن
To sell something at a loss. چیزی را باضرر فروختن
to sell up a debtor دارایی بدهکاری راگروکشیدن وفروختن
to sell short سام فروختن
to sell or pat up at a بمزایده فروختن
to sell or pat up at a حراج کردن
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
sell-by date فروشبراساستاریخمصرف
to sell short پیش فروش کردن
to sell at a loss بضر یا زیان فروختن
to sell by retail خرده فروختن
to sell dearly مفت نباختن
to sell in lots تیکه تیکه فروختن
to sell in lots فال فال فروختن
sell like hot cake <idiom> مثل کاغذ زر ورق بردن
sell like hot cake <idiom> رو دست بردن
sell oneself short <idiom> خودرادست کم گرفتن
such goods will sell very high اینگونه کالاهاخوب بفروش میرود
If you want to sell your car , I am your man . اگر می خواهی اتوموبیلت را بفروش من مرد خریدم
To sell at coast price . مایه کاری حساب کردن ( به قیمت تمام شده )
You cannot sell the cow and drink the milk . <proverb> نمى توان هم گاو را فروخت هم شیرش را نوشید .
cash in <idiom> تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول
She had the never to ask for cash . اینها همه هیچ تازه پول نقد هم می خواست
cash in on <idiom> شانسی سود بردن
cash صندوق
cash نقدی
cash وصول کردن نقدکردن
cash نقد کردن
cash حواله پستی تلگرافی یا بانکی
cash چک
cash پول رایج
cash نقد
cash دریافت کردن صندوق پول
cash نقدکردن
cash اسکناس
cash پول نقد
available cash موجودی بانک بدون در نظرگرفتن چکهایی که در دست مشتریان است و هنوز به بانک ارائه نشده است
cash پول خرد
cash crops برنج
cash books دفتر نقدی
cash book دفتر نقدی
cash dispenser پرداخت کننده پول
share in cash سهم نقدی
spot cash پرداخت نقدی
cash card کارتمخصوصگرفتنپول
spot cash پول نقد
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
to buy for cash نقد کردن
to cash a cheque چک را نقد کردن
net cash قیمت مقطوع
cash crops محصولات نقدی مانند
cash crops پنبه وتنباکو
cash crops ذرت
cash crops گندم جو
cash register صندوق پول شمار
cash dispensers تحویل دارخودکار
cash and carry نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash on the barrelhead <idiom> پولی که برای خرید چیزی پرداخت می شود
cash dispensers پرداخت مینماید
cash dispensers ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
cash dispensers پرداخت کننده پول
strapped for cash <idiom> هیچ پولی دربساط نداشتن
cash dispenser پرداخت مینماید
cash register صندوق [محل پرداخت پول]
cash dispenser ماشینی که با داخل نمودن کارت مخصوص ودادن دستور لازم
cash-and-carries نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash cow <idiom> منبع خوبی از پول
cash-wage دستمزد نقدی
cash crop محصولی که برای فروش فرآوری میشود
cash crop فرآورد نقدینهساز
cash crop فرآورد فروشی
cash crop محصول فروشی
cash readout وسیلهنمایشمقدارپول
cash desk صندوقپرداختپولدر یکمغازه
cash plans طرح پرداختهای نقدی
To turn into cash. به پول نزدیک کردن
hard cash پول نقد
cash-and-carry نحوه پرداختی که در ان مشتری مبلغ مربوطه راپرداخته و کالا را با خودمیبرد
cash dispenser تحویل دارخودکار
cash against documents پول در مقابل اسناد
cash nexus رابطه نقدی
cash office دایره صندوق
cash office صندوق
cash on delivery پرداخت هنگام تحویل
cash on delivery فروش نقدی
cash on delivery فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
cash account حساب نقدی
cash price قیمت نقدی
cash price بهای نقدی
cash items اسناد تنخواه گردان
cash flows نقدینه
cash assets داراییهای نقدی
cash balance مانده نقدی
cash balance تراز نقدی
cash box صندوق پول
cash budget بودجه نقدی
cash capital سرمایه نقدی
cash deficit کسر صندوق
cash discount تخفیف نقدی
cash discount تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد
cash dividened سود نقدی
cash flows وجوه در گردش
cash prompt نقد فوری
cash spot نقد فوری
net cash نقدی خالص
non cash share سهم غیر نقدی
non cash shares سهام غیر نقدی
on cash basis نقدا"
idle cash پول بیکار
capital in cash سرمایه نقدی
cash flow گردش وجوه
cash registers ماشین صندوقداری
cash registers ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
cash registers صندوق پول شمار
cash register ماشین صندوقداری
cash register ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
idle cash پول بلااستفاده
for prompt cash فی المجلس
cash with order پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
cash security وجه الضمان نقدی
contribution not in cash سهم الشرکه غیر نقدی
cash security وثیقه نقدی
cash sale بیع نقد
cash sale فروش نقدی
for prompt cash نقدا`
cash rent اجاره نقدی
cash ratio نسبت نقدینگی
paid in cash share سهام نقدا" پرداخت شده
cash collection voucher سند پرداخت نقدی
cash collection voucher سندپرداخت غرامت نقدی
discounted cash flow مبلغ تنزیل شده پرداختها وهزینههای اتی
discounted cash flow ارزش فعلی پرداختها و هزینههای اتی
to save bot cash نقد فروختن
Cash . Ready money . وجه نقد
A cash ( credit ) transaction . معامله نقدی ( اعتباری )
Cash is in short supply these days . از حقوق ماهانه ام کم کنید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com