English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (9 milliseconds)
English Persian
shear strain تغییر شکل برشی
Other Matches
shear چیدن برش
shear چیدن مو
shear چیدن پشم گوسفندوغیره
shear بریدن
shear شکاف دادن قیچی کردن
shear اسباب برش قیچی
shear ماشین برش
shear قیچی اهن بر
shear برش
shear کوتاه کردن
shear قیچی کردن
shear پرداخت فرش
shear قیچی
shear value مقدار برش
modulus of shear ضریب برش
shear modulus مدول برشی
shear modulus میزان سختپایی
angle of shear زاویه برش
lever shear قیچی اهرمی
shear span دهانه نیروی برشی
pure shear برش خالص
shear load نیروی برشی
wind shear انحراف سمتی باد
wind shear تغییرات سمتی باد
shear modulus ضریب کشسانی در برش
base shear نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
shear legs جرثقیل پایه دار
shear connections اتصالات برشی
shear stress تنش برشی
rotary shear قیچی گردان
shear crack ترک ناشی از برش
shear displacements جابجایی برشی
effective shear برش موثر
double shear تنش برشی دوتایی
shear failure گسیختگی ناشی از برش
shear flow جریان نیروی برشی
reinforcement of shear دوخت
circular shear قیچی کمانهای
to shear a sheep پشم گوسفندی راچیدن
shear resistance مقاومت برشی
shear steel فولاد قیچی
shear wave موج برشی
shear strength مقاومت برشی
shear strength استقامت برشی
shear stress تنش ناشی از برش
shear wall دیوار برشی
shear viscosity گرانروی برشی
shear test ازمایش برشی
shear thinning نازک شدن برش
shear thickening ضخیم شدن برش
shear pin سیم ضامن قطع فشار
simple shear برش ساده
shear pin سیم ضامن
simple shear دراین برش تنش عمودی وجودندارد
modulus of elasticity in shear ضریب کشسانی در برش
modulus of elasticity in shear ضریب ارتجاعی برشی
guillotin plate shear قیچی ورق اهن بری
line of equal shear خط همبرش
general shear failure گسیختگی برشی عمومی
inclined shear plane سطح برش مایل
hot shear blade قیچی گرم
shear and moment diagram دیاگرام نیروی برشی و لنگرخمشی
shear box test ازمون برشی با جعبه ازمون برشی جعبهای
shear modulus of elasticity ضریب کشسانی برینشی
shear modulus of elasticity ضریب ارتجاعی برشی
design for flexture and shear طرح و محاسبه از نظرخمیدگی و برش
guillotin plate shear گیوتین ورق بری
soil shear strength قدرت مقاومت خاک در مقابل گلوله یا نفوذ ان
triaxial shear test ازمایش سه محوری
relations between load, shear and moment رابط بین بار و نیروی برشی و لنگر خمشی
to be on the strain زیاد مصرف شدن
to strain at anything در زیر فشارچیزی تقلاکردن زیاد در چیزی باریک شدن یاوسواس داشتن
to strain out صاف کردن ودراوردن
to strain after anything در پی چیزی تقلا کردن
take a strain وارد کردن فشار به طناب
to strain کوشش سخت کردن [برای رسیدن به هدف]
strain افزایش طول نسبی
to be on the strain زیادخسته شدن
re strain دوباره صاف کردن
strain پیچ دادن
strain تغییر شکل نسبی
strain تغییرشکل
strain دگردیسی
strain دگروشی ازدیاد طول ویژه
strain انبساط
strain حالت موروثی
strain سوء استفاده کردن از
strain تجاوز کردن از
strain سفت کشیدن
strain ضرب دیدگی
strain زیادکشیدن
strain کش دادن
strain زور زدن سفت کشیدن
strain کج کردن پالودن
strain اصل زودبکار بردن
strain صاف کردن
strain کوشش زیاد کردن
strain خسته کردن
strain تغییر شکل
strain نژاد
strain کشش بار
strain کشیدن
strain زور
strain فشار
strain کوشش درد سخت
strain تقلا
strain در رفتگی یاضرب عضو یا استخوان اسیب
strain رگه
strain کشیدگی
strain صفت موروثی خصوصیت نژادی
strain کرنش
strain کشش
strain harden سخت کردن کرنشی
strain harden سخت گرداندن تغییر بعدی سخت گرداندن کشی
strain hadening سخت گردانی کرنشی
strain hadening سخت گردانی کششی سخت گردانی تغییر بعدی
strain hadening سخت گردانی سرد
strain gauge کشش سنج
strain energy انرژی کشیدگی
strain energy انرژی کرنش
to strain one's eyes چشم خود رازیاد خسته کردن
the strain on a rope فشاریاکششی که بر طنابی وارد اید
do not strain your nerves . با عصاب خودتان فشار نیا ورید
to strain one's eyes فشارزیادبرچشم خودوارداوردن
to strain under a load درزحمت بودن بواسطه حمل یک بار
torisonal strain فشار پیچشی
torsional strain فشار پیچشی
transannular strain کشیدگی دو سر حلقه
to strain at a gnat ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
to strain a liquid صاف کردن یک مایع
eye strain خستگی چشم
eye strain چشم کوفتگی
to strain every nerve منتهای کوشش را بعمل اوردن
strain energy انرژی تغییر شکل
strain energy انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
shearing strain پیچیدگی برشی
linear strain تغییر شکل نسبی خطی
angle strain کرنش زاویهای
angle strain کشیدگی زاویهای
bulk strain تغییر شکل نسبی حجمی
cold strain تغییر بعد یافتن در حالت سرد
dielectric strain بار دی الکتریکی
elastic strain تغییر شکل نسبی ارتجاعی
front strain کرنش پیچشی
hardening strain تغییر طول سخت گردانی
he talked in another strain لحن اوتغییریافته بود
increase of strain افزایش تغییر طول نسبی
it is a strain on one's energy خیلی زور میبرد
it is a strain on one's energy خیلی زورمصرف میکند
lateral strain تغییر شکل نسبی جانبی
simple strain تغییر طول نسبی ساده
soil strain فشار زمین
strain hardenability قابلیت سخت گردانی کششی قابلیت سخت گردانی تغییربعدی قابلیت سخت گردانی سرد
strain curve نمودار تغییر شکل
strain at failure تغییر شکل درگسیختگی
strain at failure افزایش طول نسبی درگسیختگی
strain rate میزان تغییر شکل
strain limit حد تناسب میان تنش و انبساط
strain insulator مقره جداکننده
strain hardness سختی کشی
strain hardenability سخت گردانی سخت
strain hardening سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
strain hardness سختی درجه
stress strain curve منحنی تنش به افزایش طول نسبی
The rope severd under the strain . طناب تحت فشار قطع شد
repetitive strain injury دردی دربازو کسی که عملی را چندین بارانجام دهد مثل وقتی که ترمینال کامپیوترکارمیکند
ring strain theory نظریه کرنش- کشیدگی حلقه
inductance strain gauge تغییر بعدسنج القائی
strain age hardening سخت گردانی کرنشی زمانی
strain age harden سخت کردن کرنشی زمانی
stress strain relation رابطه تنش- کرنش
baeyer strain theory نظریه کرنش- کشیدگی بایر
stress strain diagram نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
strain test apparatus دستگاه ازمون دگروشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com