English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (4 milliseconds)
English Persian
shuttle diplomacy دیپلماسی شدآمدی
Other Matches
diplomacy دیپلماسی
diplomacy سیاست سیاستمداری
diplomacy فن سیاست
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle بردن افرادو تجهیزات
shuttle رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttle شاتل
shuttle وسیله نقلیه با مسیر مشخص
shuttle بمباران قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle ماکو
shuttle ماکو [وسیله ای که نخ پود در آن قرار گرفته و بین نخ های تار عبور داده می شود.]
shuttle ترنی که فقط در مسیرمعینی امد ورفت کند
shuttle لرزنده رفت وامدن کردن
shuttle نقل و انتقال دادن
shuttle حرکت شاتل
shuttle ریل انتقال
flat shuttle ماکوپهن
shuttle play مسابقه دو رفت و برگشت امدادی یا با مانع
shuttle hurdles مسابقه دو امدادی یا رفت وبرگشت با مانع
shuttle cock توپ بدمینتون
shuttle box جعبه دو سره
shuttle bombing بمباران با استفاده از دوپایگاه هوایی برای بمب گیری
space shuttle شاتل فضایی
space shuttle سفینه فضایی
fast shuttle نقل و انتقال سریع
fast shuttle تغییرمکان سریع یکانها یا خودرو
shuttle armature ارمیچر تیراهنی
shuttle bobbin ماشوره
rail shuttle service سرویسانتقالریل
space shuttle at takeoff موشکفضاییدرحالپرواز
space shuttle in orbit نمایفضاپیمادرمدار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com