Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
slack line
اسکریپر کابلی
Other Matches
slack
کسادی شلی
slack
سست
slack
کساد
slack
پشت گوش فراخ
slack
فراموشکار
slack
کند بطی
slack
سست کردن
slack
کساد کردن گشاد
slack
شل کردن طناب
slack
ضعیف
slack
قوزک اول ماشه
slack
گیر در حرکت
slack
لقی شلی
slack
جای افتاده یا شل
to slack off
سست کردن
to slack off
کم زوریا بیحال دن
to slack up
کم کم اهسته کردن
slack
شل
slack
سکون
slack
شلوارکار کرباسی
slack
دامن اویخته وشل لباس یا هر چیزاویخته وشل
slack
انقطاع
slack
قطع
slack
توقف درحرکت
slack
شل کردن فرونشاندن
slack baked
نیم پخته
to slack one's thirst
فرونشاندن تشنگی
regulating slack
خورد دادن
slack lime
اهک کشته
slack water
stand : syn
slack suit
لباس راحتی
slack water
مد ارام
slack water
اب ازاد
slack water
اب ساکن
slack water
موقع سکون وارامش اب دریا اب ساکن
slack variable
متغیر کمکی
slack variable
متغیر بی اثر
slack suit
لباس مخصوص گردش یا استراحت
slack water
اب راکد
slack time
زمان سکون
Trade ( business ) is slack this week .
این هفته بازار ( تجارت ) کساد است
Things are very slack (quiet) at the moment.
فعلا" که کارها خوابیده
line to line spacing
فاصله سطور
line by line milling
فرز کردن سطر به سطر
line by line milling
فرز کردن سطری
line by line analysis
تجزیه سطر به سطر
line to line fault
اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line voltage
ولتاژ بین دو خط
line to line voltage
ولتاژ زنجیر شده
line to line fault
تماس خطوط
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
line to line fault
اتصال کوتاه دوقطبی
on line
متصل
line up
<idiom>
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
line up
<idiom>
به درستی میزان کردن
line up
<idiom>
به صف کردن
down the line
<idiom>
درآینده
out of line
جملاتی مربوط به یک برنامه کامپیوتری که در خط اصلی برنامه نیستند
out of line
خارج از خط جبهه
on the line
هواپیمای اماده پرواز
down the line
ضربه از کنار زمین
out of line
<idiom>
ناصحیح
in line
<idiom>
با محدودیت متداول
on line
مستقیم
on line
درون خطی
on line
مورداستعمال
Which line goes to ... ?
کدام خط راه آهن به ... میرود؟
on line
داخل رده
on line
در خط
line-up
ردیف ایستادن تیم
Which line goes to ... ?
کدام خط به ... میرود؟
down line
بار کردن پایین خطی
on line help
کمک مستقیم
to come in to line
موافقت کردن
line by line
سطر به سطر
line out
با خط علامت گذاشتن
line out
قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
all along the line
درامتدادهمه خط
all along the line
در همه جا
along line
در امتداد خطوط
along line
در خط
to come in to line
در صف امدن
the line
صف
old line
محافظه کار
old line
دارای قدرت در اثر ارشدیت ارشد
o o line
خط دیدبانی سپاه
o o line
خط تقسیم دیدبانی
necessary line
خط یاری که تیم مهاجم بایدبه فاصله چهار تماس به ان برسد
in line
شمشیر در وضع حمله
in line
همراستا
mean line
خط میان
below the line
درامد یا هزینه غیر مترقبه
line
سطر
line
بخط کردن
line
اراستن
line
ترازکردن
line
استرکردن
line
پوشاندن
line
خط
by-line
خط دوم یافرعی
by line
کار یاشغل اضافی وزائد
by line
خط فرعی راه اهن
by line
خط دوم یافرعی
line
خط دار کردن
line
خط انداختن در
line
ردیف
line
رشته بند
line
ریسمان
line
رسن
line
طناب سیم
line
جاده
by-line
کار یاشغل اضافی وزائد
by-line
خط فرعی راه اهن
line
دهنه
line
لجام
line
: خط کشیدن
line
محصول
line
لاین
line
رشته
line
طرز
line
حدود رویه
line
خط زدن
line
نسب
line
رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
line
شعبه
line
طناب خط
line
اتصال فیزیکی به ارسال داده
line
خط صف
line
صفی در خط
line
در سمت
line
سیم
line
جبهه جنگ
line
لوله منفردی در سیستم سیالات
line-up
به خط شدن
line up
به ترتیب ایستادن
line up
به خط شدن
line of d.
حد فاصل
line of d.
مرز
off line
برون خطی
off line
منفصل
off line
قطع
off line
غیر متصل
line up
ردیف ایستادن تیم
Are you still on the line?
هنوز پشت تلفن هستی؟
off line
وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
line-up
به ترتیب ایستادن
Are you still on the line?
خط را قطع نکردی؟
line
: خط
marriage line
گواهینامه ازدواج
marline or line
طناب کوچک دولا
lyman line
خط لیمان
mach line
موج ضربهای ضعیف
private line
خط خصوصی
morning line
امتیاز شرطبندی پیش ازمسابقه
lumber's line
خط سینه ناو
possibilities line
خط بودجه
marriage line
عقدنامه سند ازدواج
poverty line
خط فقر
principal line
خط رابط نقاط اصلی در روی عکس هوایی خط رابط
price line
خط قیمت
median line
میانه
mooring line
طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
mooring line
سیم مهار
message line
خط مخابره
mooring line
طناب مهار مین
load line
خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
lumber's line
خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
ready line
خط انتظار
ready line
صف پشت خط اتش
line link
خط اصلی
red line
خط قرمز
reference line
خط راهنمای تعیین جهات خط برگشت خط مبنا
load line
خط بار
profile line
نیمرخ زمین
lubber's line
علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
lubber's line
نشانگر سینه
lubber line
خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
line replacement
یکان تعویض کننده یکان جبهه
lubber line
خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
loop line
دوراهی
local line
خط محلی
load line
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
line width
پهنای خط
orienting line
خط توجیه
penny a line
ارزان
penny a line
پست
on line system
سیستم درون خطی
on line storage
حافظه درون خطی
on line operation
عمل درون خطی
on line operation
عملکرد درون خطی
penny a line
ارزان نویس بی مایه
on line database
پایگاه داده درون خطی
percolation line
خط نفوذ
peaked line
خط پاره پاره
peaked line
خط چین
out line font
فونت متغیر
out line font
قلم متغیر
line loss
میرایی خط
out of line coding
کدگذاری برون خطی
outhaul line
برون کش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com