Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (8 milliseconds)
English
Persian
slip rings
حلقههای لغزان
Other Matches
if a rings
اگر کسی تلفن کرد
rings
حلقههای دارحلقه
rings
حرکات دارحلقه
still rings
حلقههای بی حرکت ژیمناستیک
signet rings
انگشتر خاتم دار
collector rings
حلقههای لغزان
key-rings
حلقهای که بدان کلید می اویزند
The name rings at bell.
لین اسم به گوشم آشناست
wedding rings
حلقه انگشتری نامزدی یاعروسی
olympic rings
5 حلقه المپیک
fluing rings
دارحلقه
saturn rings
حلقههای زحل
two rings for the servant
دو زنگ برای نوکر
he makes rings round them
دست انهارا از پشت می بند د
The sound rings in the ears.
صدا در گوش می پیچد
to let something slip
چیزی را نادیده گرفتن
slip-up
شکست خوردن
slip-up
اشتباه کردن
slip-up
سرخوردن
slip up
شکست خوردن
slip up
اشتباه کردن
slip up
سرخوردن
to let slip
از دست دادن
slip
لغزش
to let something slip
چیزی را زیر سبیلی رد کردن
slip
خطا در بافت
let slip
ازاد کردن
let slip
ول کردن
to slip off or away
جیم شدن
to slip off or away
نادیده رفتن
slip
اشتباه در نقشه خوانی
to let slip
رهاکردن
to let slip
سردادن
let slip
از دست دادن
slip
خطا
slip
نسل لغزیدن
slip
لیز خودن
slip
گریختن سهو کردن
slip
اشتباه کردن
slip
ازقلم انداختن
slip
لغزیدن
slip
جدا شدن لنگر اززمین
slip
اولاد
slip
نهال
slip
سهو
slip
اشتباه لیزی
slip
گمراهی
slip
قلمه سرخوری
slip
تکه کاغذ
slip
زیرپیراهنی
slip
ملافه
slip
روکش متکا
slip
سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slip
محل توپگیر پشت محافظ میله
slip
پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slip
سریدن
slip
یادداشت
slip on
لباس گشاد
slip
صورت
slip
فهرست
slip
خفت
slip
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slip
شیب
slip
لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slip proof
مقام در برابر لغزش
slip regulator
تنظیم کننده لغزش
slip ring
حلقه سایشی
slip ring
اسلیپ رینگ
to give one the slip
کسیراازخودوا کردن
slip rope
مهاری که دوسرش درکشتی ومیانش بکرانه بسته باشد.....کشتی رها شود
slip sheet
صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
slip sheet
صفحه اضافی
to give one the slip
از دست کسی گریختن
slip stitch
بخیه نامریی
to make a slip
لغزش خوردن
towing slip
خفت یدک
pink slip
<idiom>
برگه اخراج از شغل
slip of the tongue
<idiom>
اشتباه لپی
to make a slip
خطا کردن
To slip away . To dash out .
قا چاق شدن ( بی خبر رفتن )
To let something slip thru ones fingers .
چیزی را از کف دادن
slip of the tongue
<idiom>
حرفی رانسنجیده زدن
paying-in slip
فرمیکهدرزمانپرداختپولیاکشیدنچکپرمیکنید
slip-on pyjamas
بیژامهراحتی
half-slip
زیرداخلی
foundation slip
زیرپوشبندی
give someone the slip
<idiom>
از کسی فرار کردن
turn and slip
زاویه دور زدن و لغزش مسیر هواپیما
slip one's mind
<idiom>
فراموش شده
slip-ons
لباس گشاد
forward slip
پیش افتادگی
forward slip
جلو افتادگی لغزش به سمت جلو
free from slip
بدون لغزش
half slip
ژوپن
half slip
زیر پیراهنی
land slip
ریزش سنگ از کوه
free from slip
خالی از لغزش
snow slip
بهمن
leg slip
محل توپگیر پشت میله دار
deposit slip
اعلامیه پرداخت سپرده
black slip
خفت پران
slip road
سربالایی اتصال
slip road
سینه کش اتصال فراز اتصال
slip road
فرازبند
slip-ups
سرخوردن
slip-ups
اشتباه کردن
slip-ups
شکست خوردن
Freudian slip
لغزش فرویدی
billet slip
کارت محلهای افراد
billet slip
لوحه اسکان افراد
pillow slip
روبالش
pillow slip
جلدبالش .
slip formwork
قالب بندی لغزان
slip carriage
واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
slip of the pen
سهو قلم
slip casting
روش ریخته گری لغزشی
slip knot
گره زود گشا
slip form
قالب لغزنده
slip gelley
رانگا
slip gelley
رامکا
slip joint
اتصال ازاد
slip band
نوار لغزش
slip of the tongue
لغزش زبان
riding slip
خفت احتیاطی
screw slip
خفت پیچی
slip plane
سطح لغزش
sick slip
برگ اعزام به بیمارستان
side slip
یک برشدن یا سر خوردن
side slip
بچه حرامزاده
slide slip
سردادن هر دو اسکی با هم ازپهلو
slip knot
گره خفت
to get
[be given]
the pink slip
[American E]
<idiom>
برگه اخراج از شغل را گرفتن
[اصطلاح روزمره]
slip ring motor
موتور القائی با حلقه لغزان
anti slip plate
ورقه ضد لغزش
there is many a slip between the cup and the lip
<proverb>
از این ستون به آن ستون فرج است
anti-slip shoe
پایهضدلغزش
slip joint pliers
نوعی انبردست
Slip of the tongue (pen).
اشتباه لفظی (نگارشی )
To miss the bus . To slip up .
قافیه را باختن
slip-stitched seam
کوکشیبداردرز
Why did you let it slip thru your fingers ? Why did you lose it for nothing ?
چرا گذاشتی مفت ومسلم از دستت برود
anti-slip foot
پایه ضد لغزش
bubble turn and slip
الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
slip ring induction motor
موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
Do not let this opportunity slip.Do not lose ( pass up ) this opportunity .
این فرصت را از دست ندهید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com