English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
English Persian
slush fund پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
slush fund بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
Other Matches
slush لجن
slush down روغن کاری کردن بکسلهای ثابت ناو
slush برف اب
slush با دوغاب پرکردن
slush باچلپ وچلوپ شستن
slush دوغاب
slush گل نرم
slush برف ابکی
slush برفاب
slush گل وشل
slush funds بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
slush funds پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
fund وجه
fund تنخواه قرضه دولتی سهام
fund ذخیره
fund موجودی سرمایه
fund دارائی
fund وجوه
fund سرمایه
fund تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
fund سرمایه ثابت یاهمیشگی
fund پشتوانه
fund تهیه وجه کردن
fund سرمایه گذاری کردن
fund اعتبار مالی
fund اعتبار
fund موجودی دارائی
fund صندوق
reserve fund سرمایه احتیاطی
relief fund وجوه اعانه
provident fund وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
provident fund وجوه احتیاطی
point fund پاداش پایان فصل
pension fund صندوق بازنشستگی
loan fund صندوق وام
imprest fund اعتبار مربوط به پرداخت مساعده
imprest fund اعتبار مساعده
reserve fund وجوه ذخیره
reserve fund وجوه اندوخته
revolving fund تنخواه گردان
benevolent fund کمکبهانجمنخیریه
fund-raising گردآوری اعانه
unemployment fund صندوق تامین بیکاری
sustentation fund اعانه برای روحانیون بی نوا
depositary for a fund سپرده برای یک صندوق
sinking fund دخیره استهلاک دین
sinking fund ذخیره مخصوص پرداخت دیون ملی و مملکتی
sinking fund وجه استهلاکی
sinkin fund وجوه استهلاکی
revolving fund اعتبار در گردش
guarantee fund سپرده تضمینی
fund holder دارنده سهام قرضه دولتی
contingency fund وجوه احتیاطی
consolidated fund سرمایه ذخیره
capital fund وجوه سرمایه
blended fund سرمایههای بهم منظم شده
amortization fund وجه استهلاک
aid fund صندوق تعاون
fund code کد اعتبارات
trust fund وجوه سپرده
trust fund سپرده امانی
trust fund وجوه پس انداز شده
trust fund وجوه متراکم شده
trust fund سرمایه امانی
trust fund وجه امانی
trust fund سپرده
contingent fund اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
emergency fund وجوه اضطراری
mutual fund شرکتی که بکار خرید سهام شرکتهای دیگر مبادرت کند
current fund اموالی که سریعا "بتوان به پول تبدیل کرد
current fund نقدینه
chaplain activities fund اعتبار امور مذهبی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
exchanged stabilization fund صندوق تثبیت ارز
international monetary fund صندوق بین المللی پول
european monetary fund صندوق پولی اروپا
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
personal deposit fund اعتبارات مربوط به پس اندازافراد
electronic fund transfer ارسال الکترونیکی دارائی
army deposit fund سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
social insurance fund صندوق بیمههای اجتماعی
deposit fund account اعتبار تشکیل سرمایه
chaplain activities fund اعتبارمسجد
deposit fund account حساب تشکیل سرمایه
wage fund theory of wages نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com