Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (6 milliseconds)
English
Persian
smoke consumer
اسباب استفاده از دود برای مصرف درونی ماشین
Other Matches
consumer
مصرف کننده
consumer protection
حمایت از مصرف کننده
consumer industries
صنایع مصرفی
consumer logistics
امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
consumer nondurables
کالاهای مصرفی بی دوام
consumer organization
سازمان حمایت از مصرف کنندگان
consumer preference
رجحان مصرف کننده
consumer research
مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
consumer psychology
روانشناسی مصرف کننده
consumer number
شمارهمصرفشده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
representative consumer
مصرف کننده نمونه
rational consumer
مصرف کننده عقلائی
power consumer
مصرف انرژی مصرف توان
power consumer
مصرف برق
consumer's surplus
یکنواختی قیمتها برای مصرف کننده
consumer's goods
کالای مصرفی
consumer's choice
انتخاب مصرف کننده
consumer surplus
مازادمصرف کننده
consumer surplus
نصیب مصرف کننده
soverignty of the consumer
حاکمیت مصرف کننده
consumer sovereignty
حاکمیت مصرف کننده
consumer research
تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
consumer equilibrium
تعادل مصرف کننده
consumer economics
علم اقتصاد مصرف کننده
consumer goods
اشیاء مصرفی
consumer goods
کالاهای مصرفی
consumer goods
کالای مصرفی
consumer advertising
تبلیغات تجاری بمنظور جلب توجه مصرف کننده
consumer appeal
تاثیر محصول روی مصرف کننده
consumer behaviour
رفتار مصرف کننده
consumer brand
کالای پر مصرف
consumer durables
کالاهای مصرفی پر دوام
consumer choice
انتخاب مصرف کننده
consumer capital
سرمایه مصرفی
consumer credit
اعتبار مصرف کننده
consumer credit
اعتباربرای خرید کالاهای مصرفی
smoke
دودی رنگ
smoke
سیگارکشیدن
smoke
دودکردن دود دادن
smoke out
<idiom>
درمورد چیزی به حقیقت رسیدن
smoke out
<idiom>
درمه غلیظ گیر کردن
smoke
استعمال دود استعمال دخانیات
smoke
مه غلیظ
smoke out
بیرون راندن
smoke
دود
smoke
دود کردن دود کشیدن دود دادن
Consumer ( consrmers ) goods .
کالاهای مصرفی
consumer durable goods
کالاهای مصرفی بادوام
index of consumer prices
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
theory of consumer's choice
نظریه انتخاب مصرف کننده
nondurable consumer goods
کالاهای مصرفی بی دوام
consumer price index
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
to end in smoke
دودشده
to smoke a pipe
پیپ یا چپق کشیدن
the smoke goes up the chimney
دودوازدودکش بالامی رود
the smoke culs
درد بصورت مارپیچی بالا می رود
to give off smoke
[از خود]
دود بیرون دادن
tactical smoke
دود استتاری
tactical smoke
دود مصنوعی
to end in smoke
هیچ شده
to smoke opium
تریاک کشیدن
to smoke opium
وافور کشیدن
chain-smoke
پی در پی سیگار کشیدن
chain-smoke
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
smoke baffle
خروجدود
I dont smoke at all.
اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
go up in smoke/flames
<idiom>
There is no smoke without fire .
<proverb>
هی دودى بدون آتش نیست .
smoke tree
بوته سماق
smoke test
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
smoke stack
دودکش
smoke dried
خشکانده بابود
smoke dried
دودی
smoke curtain
پرده دود برای استتار از دیدزمینی
smoke consumption
دودگیری
smoke candle
جعبه حاوی عامل دودانگیز
smoke candle
جعبه دودزا در گلوله دودانگیز
smoke blanket
پرده پوشش دود برای استتاراز دید هوایی
smoke agent
ماده دودانگیز
smoke agent
عامل شیمیایی دودانگیز
phase of smoke
مراحل تولید پرده دود یاتشکیل ان
smoke jack
سیخ گردان
from smoke into smother
ازچاه بچاله
smoke screen
پرده پوشش دودبرای استتار یکانهای خودی
smoke screen
موجب تاریکی وابهام
smoke screen
پرده دود
smoke proof
ضد دود
smoke proof
غیر قابل نفوذ دود
smoke point
نقطه دود
smoke round
گلوله دودانگیز
smoke mask
ماسک ضد دود
smoke projectile
گلوله دودانگیز
smoke pot
جعبه دودانگیز
The smoke rose straight up.
دود راست رفت بالا
smoke bomb discharger
تخلیهبمبدوددار
to smoke oneself sick
از بسیاری استعمال دخانیات ناخوش شدن
holy cow !
[holy smoke !]
<idiom>
اصطلاح برای ابراز تعجب یا حیرت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com