English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (6 milliseconds)
English Persian
solid dike اب بند
Other Matches
dike خندق کنی کردن
dike تل
dike خندق
dike رگههای سنگ اذین در زمین شناسی
dike دیوار مانع
dike سیل شکن
dike مانع
dike ابگذر
dike بند نهر
dike خاکریز
dike سد
spur dike ابشکن
transverse dike ابشکن
sea dike دیوار ساحلی
sea dike دیوار کنار اب دریا
section of dike نیمرخ راه
dike-house خاک ریز
dike-house سنگر
fill dike پربرف وباران
solid جسم [بدن]
solid بدن [کالبد]
solid تن
solid looking دارای قیافه جامد وبیروح
solid تنه
solid سه بعدی سایه دار ایجاد میکند
solid چاپگری که از شکل حرف کامل برای چاپ یک حرکت استفاده کند مثل چاپگر -daisy wheel
solid ناب
solid دج
solid قابل اطمینان
solid توپر نیرومند
solid منجمد سخت
solid سخت
solid مکعب حجمی
solid یک پارچه
solid مکعب
solid سه بعدی
solid محکم
solid استوار
solid بسته
solid قوی خالص
solid ماده جامد سفت
solid توپر سخت محکم
solid یکپارچه
solid رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solid خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solid جامد
solid ز جسم
solid ثابت
solid توپر
solid پر
solid یکسان فضائی
solid تیمی با بازیگران خوب
solid سخت پا
solid wire سیم تک رشته
solid support تکیه گاه جامد
This is a very solid car. این اتوموبیل خیلی محکم است
solid state نیمه هادی
solid state حالت جامد
solid shot ساچمهخالص
solid figure تنه
solid figure تن
It must have a solid foundation. اساس کار باید محکم باشد
solid angle زاویه فضایی
solid figure بدن [کالبد]
solid figure جسم [بدن]
Seven solid years. هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
solid solution کریستال مخلوط
solid solution محلول جامد
monoatomic solid جامد تک اتمی
solid fuel سوخت جامد
solid geometry هندسه فضایی
solid geometry هندسه سه بعدی
solid floor کف زیر بر
of solid build خوش بنیه
solid door لنگه در توپر
solid dam سد بی دررو
solid dam سد کور
regular solid کثیرالاضلاع پنج ضلعی منظم
solid angle زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
solid color رنگ یکدست
solid geometry هندسه ی فضایی
solid jet فوران پر
solid line خط پر
solid sodding پوشش یکدست چمنی
solid shaft محور توپر
solid propellant سوخت جامد
solid partition جداگر یکپارچه
solid-state وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
solid-state وسیله ذخیره حافظه با وضعیت ساکن
solid-state مربوط به وسایل نیمه هادی
color solid سه بعدی رنگ نما
crystalin solid جامد متبلور
solid body جسم سخت
airless solid injection تزریق بدون کمپرسور
solid-state laser لیزر حالت جامد [فیزیک]
gas solid chromatography کروماتوگرافی گاز- جامد
solid state cartridge کارتریج حالت جامد
solid state cartridge کارتریج نیمه هادی
solid state circuitry مدارات حالت جامد
solid state component مولفهء حالت جامد
solid state device دستگاه حالت جامد
solid state diffusion پخش حالت جامد
solid state physics فیزیک حالت جامد
substitutional solid solution محلول جامد جانشینی
unit solid angle زاویه واحد فضایی
solid rubber tyre لاستیککائوچوییسفت
solid-rocket booster راکدثابتبالارونده
solid-shade dyeing یکدست و همرنگ
solid-shade dyeing رنگرزی یکنواخت
Iranian goods are usally solid. جنس ساخت ایران غالبا" محکم است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com