English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (7 milliseconds)
English Persian
solid geometry هندسه سه بعدی
solid geometry هندسه فضایی
solid geometry هندسه ی فضایی
Other Matches
geometry هندسه
geometry علم هندسه
analytic geometry هندسهء تحلیلی
geometry and rendering مراحل اصلی برای ایجاد و نمایش شی سه بعدی
spherical geometry هندسه کروی
plane geometry هندسه مسطحه
geometry processing فرآیندی که نیاز به محاسبه سه مختصات z,y,x دارد از یک شی سه بعدی تا روی صفحه نمایش داده شود
fixed geometry هواپیمایی با بال ثابت
descriptive geometry هندسه ترسیمی
descriptive geometry هندسه تشریحی و توصیفی
coordination geometry هندسه کوئوردیناسیون
analytic geometry هندسه تحلیلی
coordinate geometry هندسه تحلیلی [ریاضی]
geometry of numbers نظریه هندسی اعداد [ریاضی]
analytical geometry هندسه تحلیلی [ریاضی]
analytic geometry هندسه تحلیلی [ریاضی]
differential geometry هندسه دیفرانسیل [ریاضی]
Riemannian geometry هندسه ریمانی [ریاضی]
variable geometry aircraft هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
variable geometry engine موتور مکنده هوای مافوق صوت که بمنظور افزایش راندمان نه تنها شکل ومساحت دهانه ورودی ونازل خروجی بلکه مسیرجریان داخل موتور نیز تغییرکند
solid توپر نیرومند
solid تن
solid بدن [کالبد]
solid تنه
solid جسم [بدن]
solid looking دارای قیافه جامد وبیروح
solid قوی خالص
solid ناب
solid بسته
solid منجمد سخت
solid ثابت
solid توپر
solid پر
solid یک پارچه
solid مکعب حجمی
solid تیمی با بازیگران خوب
solid قابل اطمینان
solid دج
solid توپر سخت محکم
solid یکپارچه
solid سخت پا
solid استوار
solid محکم
solid سه بعدی
solid رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solid چاپگری که از شکل حرف کامل برای چاپ یک حرکت استفاده کند مثل چاپگر -daisy wheel
solid یکسان فضائی
solid سه بعدی سایه دار ایجاد میکند
solid جامد
solid ز جسم
solid خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solid سخت
solid ماده جامد سفت
solid مکعب
solid shot ساچمهخالص
solid figure بدن [کالبد]
solid figure تنه
solid wire سیم تک رشته
solid support تکیه گاه جامد
It must have a solid foundation. اساس کار باید محکم باشد
Seven solid years. هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
This is a very solid car. این اتوموبیل خیلی محکم است
solid figure جسم [بدن]
solid figure تن
of solid build خوش بنیه
solid-state مربوط به وسایل نیمه هادی
solid dam سد کور
solid dam سد بی دررو
solid dike اب بند
solid door لنگه در توپر
solid jet فوران پر
solid line خط پر
solid partition جداگر یکپارچه
solid propellant سوخت جامد
solid color رنگ یکدست
solid body جسم سخت
solid angle زاویه فضایی
color solid سه بعدی رنگ نما
solid-state وسیله ذخیره حافظه با وضعیت ساکن
crystalin solid جامد متبلور
solid-state وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
monoatomic solid جامد تک اتمی
regular solid کثیرالاضلاع پنج ضلعی منظم
solid floor کف زیر بر
solid angle زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
solid shaft محور توپر
solid sodding پوشش یکدست چمنی
solid state حالت جامد
solid fuel سوخت جامد
solid solution کریستال مخلوط
solid solution محلول جامد
solid state نیمه هادی
solid state circuitry مدارات حالت جامد
gas solid chromatography کروماتوگرافی گاز- جامد
solid state cartridge کارتریج نیمه هادی
solid state physics فیزیک حالت جامد
solid state component مولفهء حالت جامد
solid state device دستگاه حالت جامد
solid-state laser لیزر حالت جامد [فیزیک]
airless solid injection تزریق بدون کمپرسور
solid-rocket booster راکدثابتبالارونده
solid rubber tyre لاستیککائوچوییسفت
solid-shade dyeing رنگرزی یکنواخت
solid-shade dyeing یکدست و همرنگ
unit solid angle زاویه واحد فضایی
substitutional solid solution محلول جامد جانشینی
solid state cartridge کارتریج حالت جامد
solid state diffusion پخش حالت جامد
Iranian goods are usally solid. جنس ساخت ایران غالبا" محکم است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com