Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (2 milliseconds)
English
Persian
sortie reference
شماره پرواز
sortie reference
تعدادهواپیماهای شرکت کننده درپرواز
Other Matches
sortie
یک کاروان دریایی یاحرکت یک کاروان دریائی
sortie
پرواز یک هواپیما یایک پرواز
sortie
هواپیمای اماده به پرواز
sortie
پرواز
sortie
شروع حرکت
sortie
حمله ناگهانی
sortie
یورش اوردن
sortie
یورش
sortie
حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
sortie
sortie
sortie
یک هواپیمای تک کننده
sortie number
تعداد هواپیماهای شرکت کننده در پرواز
sortie plot
شمای منطقه پرواز در عکاسی هوایی
sortie number
شماره پرواز یا کاروان دریایی
imagery sortie
پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
May I use your name as a reference?
اجازه میدهید شما را بعنوان توصیه کننده بگویم؟
self reference
خود ارجاع
May I use your name as a reference?
اجازه میدهید شما را بعنوان معرف ذکر بکنم؟
reference
سفارش
reference
معرفی
reference
توصیه
in reference to
با اشاره به
with reference to
با اشاره به
with reference to
عطف به
who are your reference?
چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
May I use your name as a reference?
اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
reference
دستیابی به محلی در حافظه
reference
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
reference
استفتاء کردن
reference
لیست موضوعات مرتب شده
reference
راده
reference
بازگشت مرجع
reference
مراجعه و رجوع کردن
reference
مدارک
reference
سوابق
reference
اشاره
reference
توصیه
reference
معرف
reference
ارجاع امر به داوری
reference
اندیسی که ارجاعی به متن است
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
دستوری که دستیابی به داده ذخیره شده یا مرتب شده فراهم میکند
reference
ارجاع
reference
مرجع
reference
کتاب بس خوان بازگشت
reference
عطف
reference
کتاب مخصوص مراجعات علمی وادبی و غیره
reference
منبع
reference
ماخذ
reference
مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر
reference
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه
reference
آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
reference
نشانه چاپ شده برای نشان دادن وجه و یک یادداشت یا عدم وجود مرجع در متن
reference
فایل داده که طوری نگهداری میشود که قابل ارجاع باشد
reference
مراجعه رجوع
reference librery
کتابخانهای که مردم بدانجارفته بکتابهایی مراجعه میکنند
reference sheet
برگ راهنما
reference position
محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
reference point
نقطه مبنا
reference group
گروه مرجع
reference junction
اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
reference pilot
نمونه مرجع
reference language
زبان مرجع
reference phase
فاز مبنا
reference number
اعداد مبنای نشانه روی
reference line
خط راهنمای تعیین جهات خط برگشت خط مبنا
reference piece
توپ مبنا
reference signal
سیگنال مرجع
reference station
ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
reference
[testimonial]
مدرک
geographic reference
سیستم مختصات جغرافیایی سیستم شبکه بندی جغرافیایی
letter of reference
توصیه نامه
point of reference
آنچهبهشماکمککندموقعیتیرابهتردرککنید
with reference to letter no
با اشاره بنامه شماره ....عطف بنامه .......نسبت بنامه ......
reference book
کتابمرجع
letter of reference
معرفی نامه
reference sheet
برگ تعیین محل یکان برگ معرف
reference time
زمان مرجع
reference
[testimonial]
گواهی
reference frame
دستگاه مقایسهای
cross reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
backward reference
ارجاع به عقب
book of reference
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
call by reference
فراخوانی با ارجاع
cell reference
ارجاع سل
circular reference
ارجاع چرخشی
delusion of reference
هذیان بخود بستن
explicit reference
خص مثل فیلد یا دگمهای با نام یکتا
external reference
مرجع خارجی
cross reference
مراجعه متقابل
frames of reference
چهارچوب داوری
frame of reference
چهارچوب داوری
cross reference
سیستم مختصات
cross reference
شبکه چهارخانه
cross reference
ارجاع متقابل
cross-reference
مراجعه متقابل
cross-reference
مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-reference
سیستم مختصات
cross-reference
شبکه چهارخانه
cross-reference
ارجاع متقابل
external reference
ارجاع خارجی
forward reference
ارجاع به جلو
global reference
ارجاع سراسری
punctuation for reference
زیر واژه
reference address
نشانی مرجع
reference axes
محورهای مرجع
reference cell
پیل مبنا
reference cell
پیل مرجع
reference datum
سطح مبنای نقشه برداری سطح مبنا
reference datum
سطح افق بار یاوزن هواپیما
reference edge
لبه مرجع
reference electrode
الکترود مبنا
reference electrode
الکترود مرجع
print reference
شماره سری عکس هوایی
print reference
شماره عکس هوایی
ideas if reference
افکار عطفی
implicit reference
مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است
map reference
فهرست شناسایی نقشه
absolute cell reference
رجوع مطلق سل
relative cell reference
ارجاع سل رابطهای
cross reference table
جدول ارجاع متقابل
cross reference generator
متغیر ها و اعداد ثابت با محل آنها در برنامه ایجاد میکند
reference count technique
تکنیک شمارش ارجاعات
cross reference generator
بخشی از اسمبلر یا کامپایلر یا مفسر که لیستی از برچسبهای برنامه
color carrier reference
فاز مبنای حامل رنگ
lay reference number
شماره ترتیب کاشتن مین شماره مشخصات مین کاشته شده
to push for an answer
[in reference to something]
برای پاسخ فشار آوردن
[در رابطه با چیزی]
open system interconnection reference
مدل ارجاع ارتباط سیستم باز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com