English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 199 (9 milliseconds)
English Persian
square shouldered چهارشانه
square shouldered دارای شانه پهن
Other Matches
shouldered دوش
shouldered فاصله بین گلوله وباروت
shouldered دوشی
shouldered هل دادن
shouldered باشانه زور دادن
shouldered شانه
shouldered جناح
shouldered هرچیزی شبیه شانه
shouldered کتف
shouldered شانه راه
shouldered سمت موجی که هنوز نشکسته
shouldered دو طرف خاکی جاده
broad shouldered شانه پهن
cold-shouldered بی اعتنایی کردن به
round-shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
round shouldered دارای شانههای جلو امده شانه گرد
cold-shouldered خونسرد
shouldered arch کلید
on the square بدرستی
on the square بانصاف
by the square درست
out of square کج
on the square بدون کجی
mean square یک مربع حسابی
by the square مطابق نمونه
square one <idiom> درآغاز
square away <idiom> برنامه ریزی کردن
by the square بدقت
out of square خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
four-square مصممانه
four-square راستگو
four-square بیشیله پیله
four-square رک و راست
four-square چهارگوش
four-square چهار گوشهی کامل
four-square کاملا مربع
square out ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
try square گونیای فلزی
three square سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
three square بشکل مثلث
three square دارای سه ضلع مساوی
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
four-square صادق
four-square بیرودربایستی
four-square رک
four-square پابرجا
square away سروسامان دادن به دردسترس قرار دادن
four-square با صراحت
four-square به طور صریح
four-square پراراده
four-square مصمم
four-square استوار
square in پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
four-square قرص
four-square محکم
four-square صریح
t square خطکش چلیپایی
square جوردراوردن
square واریز کردن
square مربع
square مرتب کردن کلاه
square مربع توان دوم
square چهار گوش
square گونیا
square مساوی
square وفق دادن
square بتوان دوم بردن مجذور کردن
square چارگوش
square گوشه دار
square جذر میدان
square منصف
square منظم حسابی
square عادلانه
square برابر
square راست حسینی
square به یک طرف میله وعمود به ان
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square مجذور
all square مساوی
square خانه شطرنج
square چهارگوش کردن مربع کردن
to square up خود را آماده کردن [برای دعوی یا حمله]
steel square گونیای فولادی
t mitre the square گوشه نودزینه را نیم کردن
t mitre the square گونیا را فارسی کردن
word square جدول کلمات متقاطع
square wood چارتراش کردن الوار
to be back to square one <idiom> دوباره به سر [آغاز] کار رسیدن
square wood بریدن الوار
word square acrostic
weak square خانه ضعیف شطرنج
weak square حفره سوراخ
to play square راست وحسینی بازی کردن
three square file سوهان سه گوش
weak square نقطه ضعف
to be back to square one <idiom> دوباره به اول داستان رسیدن
I cannot square it with my conscience to ... من این را نمی توانم به وجدانم وفق بدهم ...
square bracket قلاب
square radian استرادیان [یکای زاویه فضایی ] [ریاضی]
hollow square [گچ بری هرمی رومی]
cross-in-square [کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
set square گونیا
square bracket براکت
square bracket کروشه
square meal غذایمقوی
fair and square <idiom> راست وبی پرده
square number مربع کامل [ریاضی]
white square خانهسفید
square trowel مالهچهاگوش
square design طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
black square خانهسیاه
The Ferdowsi Square . میدان فردوسی
square bet شرطچهارگوش
square flag پرچممربع
square move حرکت
square neck یقهچهاگوش
square root of جذرعددی
square sail بادبانچهاگوش
square matrix ماتریس مربعی [ریاضی]
square wave باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
square deal باشرف بودن رک وراست
chi square مربع خی
color square مربع رنگ نما
flight square خانه فرار شطرنج
magic square چار گوشی که خانههای شطرنجی دارد
mean square deviation اختلاف
mean square deviation مغایرت
mean square deviation میزان انحراف متداول
miter square گونیا
root mean square ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
square ball پاس عرضی
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
square dance رقص محلی امریکا
square dance رقص چوبی
carpenters try square گونیای درودگری
bevel square گونیا
betwixt square گونیا
square deals تقلب نکردن
square deals باشرف بودن رک وراست
square root جذر
square root ریشه دوم
square roots جذر
square roots ریشه دوم
square brackets قلابهای گوشه دار
square deal تقلب نکردن
back square گونیای فلزی که در کارگاههااستفاده میشود
square dome چهار طاقی
square wave موج مربعی
square planar مسطح مربعی
square toed دارای پنجه مربع
square potential well چاه مربعی پتانسیل
square pyramid هرم مربع القاعده
square rigger نوعی کشتی بادی
square wave موج مربع
square mil میل مربع
square shooter ادم درستگار
square shooter باشرف
square stone سنگ بادبر
square toed قدیمی مسلک
square toed امل
square toed متروکه
square wave موج چهار گوش
square metre متر مربع
square means second p مجذوریعنی توان دوم
square knot گره مربر
square foot فوت مربع
square matrix ماتریس مربعی
square inch اینچ مربع
square matrix ماتریس مربع
square knot گره مرکب از دونیم کره
square lattice شبکه مربعی
square knot گره مربع
square leg محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
ounce per inch square اونس اینچ مربع
triangular set square گونیای رسم کشی
square-headed tip سرچهاگوش
square law detection یکسوکنندگی مربعی
pound per square inch پوند بر اینچ مربع
root mean square velocity جذر میانگین مجذور سرعت
He gave me a square deal . بامن منصفانه معامله کرد
triangular set square گونیای نقشه کشی
bevelled edge square زاویه حاده
square head plug انشعابسرچهارگوش
chi square test ازمون "چی دو "
chi square distribution توزیع مربع خی
square root key دکمهرادیکال
weighted least square method روش حداقل مربعات وزنی در اقتصادسنجی برای تخمین پارامترها
root mean square error جذر میانگین مجذور خطا
black square weakness ضعف خانههای سیه رنگ شطرنج
ordinary least square method روش حداقل مربعات معمولی
bevel steel square نقاله
square pyramidal molecule مولکول هرمی مربع القاعده
square root method روش جذرگیری
square peg in a round hole <idiom> شخصی که مناسب کاری نباشد
His deeds fail to square with his words. عملش با حرفش نمی خواند
square shaft screw of bolt میله چارتراش
square-jawed adjustable spanner تنظیم دهانه آچار پیچ گوشتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com