English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
standard egg section مقطع تخم مرغی شکل معمولی
Search result with all words
standard section پروفیل استاندارد
Other Matches
z section پروفیل "زد"
section بره
section نیمرخ
section بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
section out شکستن موج بطور ناهموار
t section عضو " T "
t section پروفیل " T "
section شعبه
section رسدتوپخانه
section برش
section مقطع
section برشگاه
section بخش قسمت
section قطعه
section دسته
section گروه دایره
section قسمت قسمت کردن برش دادن
section قسمت
section بخش
section قبضه توپ
section رسددریایی یا هوایی
section رسد
section جوخه
standard سنجه
standard قسمت ساکن دستگاه
standard نورم مقیاس
standard یکسان معیار
standard همگون یکنواخت یکجور
standard همشکل
standard معمولی
standard طبیعی یا معمولی
standard تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standard حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
standard اولین مگا بایت حافظه در PC.
standard نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standard واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
standard خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standard متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
standard محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard A استانداردA
standard متعارف
standard متداول
standard نشان پرچم
standard متعارفی
standard نمونه قبول شده معین
standard مقرر قانونی
standard قالب
standard الگو
standard استاندارد همگون
standard معیار
standard مرسوم
standard استاندارد
standard همسان
standard قانونی
standard عیار قانونی استاندارد مقرر
standard نمونه قانونی
standard دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard استانده
standard اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standard اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standard کالای جانشین رزمی
standard مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
regular section پروفیل نرمال
rectangular section مقطع مستطیلی
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
radial section برش شعاعی
properties of section خواص مقاطع تیرها
project section بخش تهیه طرحها
project section بخش تهیه پروژه ها
program section بخش تهیه برنامه ها
root section مقطع ریشه
rolled section مقاطع نوردشده
section hand کارگرعضو دسته معینی ازکارگران راه اهن
section gang دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section crew دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section chief فرمانده رسد فرمانده قبضه
section chief رئیس قبضه
section charge خرج جزء جزء
section charge خرج چند قسمتی
program section بخش برنامه ها
phantom section خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
personnel section قسمت پرسنلی
gauging section مقطعی از کانال یا رودخانه که عمق اب یا سرعت اب اندازه گیری میشود
gauging section برش اندازه گیری
golden section برش زرین
gun section یک قبضه توپ با نفرات
gun section رسدتوپ
half section نیم برش
half section نیم مقطع
horizontal section برش افقی
longitudinal section برش طولی
longitudinal section نیمرخ طولی
oblique section مقطع اریب
oblique section مقطعی که بوسیله صفحه اریب جسم رابرش بدهد
oblique section برش اریب
oblique section مقطع مایل
overflow section قسمت سر ریز سد
personnel section کارگزینی
full section برش کامل
section leader فرمانده رسد یا جوخه
section of dike نیمرخ راه
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
wallet section قسمتکیفپول
butt section قسمتهدف
dining section قسمتغذاخوری
flotation section بخششناور
honeycomb section شانهعسل
main section قسمتاصلی
pipe section قسمتلوله
radio section بخشرادیو
rail section بخشریل
sagittal section قسمتهایزیرشکم
section of a bulb قسمتهایمختلفپیاز
section of a hazelnut قسمتهایمختلففندوق
section of a log قسمتهایمختلفکندهدرخت
section of a raspberry قسمتهایمختلفتمشک
section of a strawberry قسمتهایمختلفتوتفرنگی
section of a walnut قسمتهایمختلفگردو
wing section بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
weaving section منطقه همبری
weaving section منطقه تقاطع
section of valley نیمرخ عرضی دره
longitudinal section برش طولی
staff section بخش ستادی
staff section قسمت ستادی دسته سمبه
staff section قطعات سمبه
build up section مقاطع مرکب
ground section بدنه و پیکر اصلی فرش [که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
structural section مقطع سازهای
in the non-smoking section در قسمت غیر سیگاری ها
black section گروهیغیراداریدرداخلیکحزبسیاسیکهمدافعحقوقسیاهپوستاناست
transition section مقطع تبدیل
transversal section برش عرضی
transverse section مقطع عرضی
transverse section برش متقاطع
trenched section زیرگاه صندوقهای
trenched section فرم صندوقهای تو گود
trough section مقطع ناودانی
tip section قسمتنوک
cross section نیمرخ عرضی
crown section برش در کلید قوس
cross section مقطع عرضی
axial section برش محوری
control section قسمت کنترل
control section بخش کنترل
conic section مقطع مخروطی
compact section مقطع فشرده
coil section مقطع بوبین
data section بخش داده ها
center section بال میانی
base section بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
advance section قسمت مقدم در منطقه مواصلات
aircraft section رسدهواپیمایی
cross section نیمرخ پهنا مقطع موثر
cross section مقطع
cross section رویه برش
cross section سطح مقطع عرضی
cross section سطح مقطع موثر
cross section برش عرضی
auxiliary section برش کومکی
cross section برش متقاطع نمونه یا حد وسط
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross section سطح مقطع
cross-section سطح متقاطع
extruded section پروفیل اشترانق پرس
advance section قسمت جلویی
built up section مقاطع مرکب
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
beaded section شیار برجسته روی گچ وچوب
economic section انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
box section مقطع قوسی سکل
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
aircraft section قسمت هواپیمایی
air section رسد هوایی
standard form صورت متعارف
standard error خطای استاندارد
standard condition شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard condition شرایط استاندارد
standard compass قطبنمای اصلی مغناطیسی
standard error خطای معدل
standard cell پیل استاندارد
standard error خطای پایه
standard candle شمع استاندارد
american standard Interchange forInformation Code
standard conditions شرایط متعارفی
standard error خطای معیار
standard deviation انحراف معیار
standard costs هزینههای نرمال
standard costs هزینههای استاندارد
standard error خطای استانده
american standard کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
standard function تابع استاندارد
standard price قیمت پایه
system standard استانداردسیستم
system standard معیار سیستم
standard rate نرخ استاندارد
standard rudder 51 درجه سکان
bimetallic standard پایه پولی دو فلزی
standard trench سنگر معمولی
standard solution محلول استاندارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com