English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
state college دانشکده دولتی
Other Matches
national [state, federal state] <adj.> حکومتی
national [state, federal state] <adj.> دولتی
college کالج
college دانشگاه
to found a college دانشکدهای تاسیس کردن
war college دانشگاه عالی جنگ
war college دوره پدافند ملی
technical college دانشکده فنی
technical college مدرسه عالی فنی
electoral college هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور
training college دانشسرا
teachers college دانشسرا
junior college دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
junior college اموزشکده
junior college مدرسه فوق دیپلم
medical college دانشکده طبی
medical college دانشکده پزشکی
military college دانشکده افسری
teacher's college دانش سرا
teacher's college دارالمعلمین
staff college دانشگاه جنگ
industrial college هنر سرای عالی
college admission tests آزمونهای پذیرش دانشجو
college of [music, technology,...] دانشگاه فناوری
senior technical college دانشگاه فناوری
general staff college دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه جنگ
command and general staff college دافوس
school and college ability test آزمون توانایی تحصیل درمدرسه و دانشگاه
college entrance examinations board شورای امتحانات ورودی
command and general staff college دانشکده فرماندهی وستاد دانشگاه جنگ
ceeb (college entrance examination board شورای امتحانات ورودی
state- تعیین کردن وقرار دادن
state- وضعیت
state- وضعیت چیزی
state- وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state- حال
state- مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
the state effusion seminal causedby cleanness ofجنابت
two state دو حالتی
state وضعیت چیزی
what state در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
to keep state خود را گرفتن
to keep state شان یا مقام خودراحفظ کردن
corresponding state حالت متنافر
to be in a state of f. پیوسته درتغییربودن
to be in a state of a هراسان بودن
to be in a state of a بیم داشتن
state- افهار کردن وتصریح کردن
state کیفیت
state وضعیت
state دولت استان
state ملت
state دولت
state ایالت کشوری
state افهار داشتن افهارکردن
state- توضیح دادن
state- جزء به جزء شرح دادن
state- افهار داشتن افهارکردن
state- تعیین کردن حال
state وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state دولتی حالت
state تعیین کردن حال
state حالت
state کشور
state چگونگی
state دولتی
state سیاسی رسمی وضع
state مقام ورتبه
state ابهت
state افهار کردن وتصریح کردن
state تعیین کردن وقرار دادن
state حال
state- چگونگی
state- کیفیت
state- ابهت
state مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state- کشوری
state- دولتی حالت
state- ایالت کشوری
state- دولت
state- حالت
state- کشور
state- دولتی
state- سیاسی رسمی وضع
state- مقام ورتبه
state کشوری
state- ایالت
state- دولت استان
state توضیح دادن
state جزء به جزء شرح دادن
state جمهوری کشور
state ایالت
state- ملت
state- جمهوری کشور
state of the art جدیدترین تکنولوژی تکنولوژی جدید
state of stress حالت تنش
state of equilibrium حالت تعادل
state of being cheated مغبونیت
state of being cheated غبن
state property اموال عمومی
state ownership مالکیت دولتی
state planning برنامه ریزی دولتی
state prison زندان ایالتی
state prison زندان دولتی
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
state of grace توفیق
state of purity طهارت
state of in her itance ملک یا دارایی قابل توارث
state of war حالت مخاصمه
state religion مذهب رسمی
state property دارائی دولت
state road شاهراه
state of the realm طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
state of rest حالت ساکن
state of grace تائید
state of siege حالت محاصره
state of alert وضعیت اماده باش یکان
state criminals مقصرین سیاسی
state chicken در رهگیری هوایی یعنی سوخت من در حال تمام شدن است بایستی برای تجدیدسوخت برگردم
state bank بانک دولتی
state bank بانک استان
state attorney نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
state aid کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
state affairs امور مملکتی
state enterprise بنگاه دولتی
state enterprise مالکیت دولتی
stable state حالت پایا
spin state حالت اسپین
solid state نیمه هادی
solid state حالت جامد
state criminals مجرمین سیاسی
state diagram نمودار حالات
state equation معادله حالتی
state of alert وضعیت هوشیاری
state of alert وضعیت امادگی
state midicine سیستم پزشکی تحت نظارت دولت
state craft سیاستمداری
state midicine سیستم پزشکی ملی
state lamb در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی ندارم که رهگیری انجام دهم و برگردم
state hood حالت وشرایط ایالات امریکا
state hood ایالتی
state guard ارتش ایالتی
state guard نیروی نظامی ایالتی
state government دولت مرکزی
state function تابع حالت
state flower گل علامت مخصوص هر استان یا کشور
sol state حالت سولی
state's evidence گواه جنایی
waiting state وضعیت کامپیوتر که در آن برنامه درخواست ورودی یا سیگنال میکند پیش از ادامه اجرا
wait state وضعیت انتظار
wait state حالت انتظار
wait state 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
unpolarized state حالت ناقطبیده
unstable state حالت ناپایا
two state variable متغییر دو حالتی
two state jump جهش دو حالتی
two state circuit مدار دو حالتی
two state algebra جبر دو حالتی
transition state حالت گذار
totaliarian state دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
totaliarian state دولت توتالیتر
to state one's opinion افهارعقیده کردن
war state دولت جنگی
war state دولت نظامی declaration preventivetotal
zero wait state وضعیت یک وسیله
quantum state حالت کوانتومی [فیزیک] [شیمی]
belonging to the state <adj.> حکومتی
belonging to the state <adj.> دولتی
lie in state <idiom> بعداز مرگ دیدن جسد
state of mind وضعیتوشرایطدریکلحظه
state of affairs شرایطوموقعیتهایمربوطبهیکنفر
head of state ملکهیارئیسجمهور
head of state پادشاه
State Department وزارت برون مرز
State Department وزارت امور خارجه
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
three state logic : بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
three state logic دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
stationary state وضعیت سکون
state's evidence گواه دادگاه جنایی
state's attorney نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
state vector بردار حالت
state vector بردار وضعیت
state vector بردار حلات
state university دانشگاه دولتی
state university دانشگاه ایالتی
state to which one belongs دولت متبوعه siege-neutralized-neutral-buffer
state tiger در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی برای اجرای ماموریت رهگیری دارم
state table جدول حالات
state succession تعویض دولتهابه طور متوالی
state succession توالی دولتها
state stress وضعیت تنش
stationary state تعادل درحالت سکون
stationary state حالت ایستاده
steady state حالت دائمی
the state of being married احصان
the outward state فاهر
territory of state قلمرو دولت
supervisor state وضعیت نظارت
supervisor state حالت نظارت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com