Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
state of grace
تائید
state of grace
توفیق
Other Matches
national
[state, federal state]
<adj.>
حکومتی
national
[state, federal state]
<adj.>
دولتی
grace
قرعه
grace
جذابیت افسونگری
grace
موردلطف قراردادن
grace
اراستن
grace
زینت بخشیدن
grace
فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
grace
مهلت
grace
تایید کردن
grace
اقبال
grace
بخشش بخت
grace
تایید
grace
مرحمت
grace
براز
grace
خوش اندامی
grace
فرافت فریبندگی
grace
دعای فیض و برکت
grace
خوش نیتی
grace
بخشایندگی
grace
لطف
to say grace
دعای سپاسگزاری کردن پیش ازخوراک یاپس ازان
d. of grace
مهلت
grace
لذت بخشیدن مشعوف ساختن
grace
زیبایی خوبی
by the grace of god
به توفیق خدا
coup de grace
کشتن از روی ترحم
date of grace
مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
days of grace
ایام مهلت
free grace
توفیق بی منت الهی
grace cup
گیلاس مشروب پس از شام گیلاس خداحافظی
period of grace
مهلت پرداخت
grace note
نتی که به اهنگ برای زیبایی اصلی اضافه میگردد
grace of god
موهبت الهی
grace period
دوره مهلت
fall from grace
<idiom>
منتفی شدن
days of grace
مهلت اضافی
saving grace
وجدان
bow grace
دفرای سینه
act of grace
امتیاز
with a bad grace
به اکراه ازروی بی میلی
with a good grace
باحسن نیت قلبا
ask for days grace
دو روز مهلت خواستن
period of grace
ضرب الاجل
period of grace
مهلت
grant a period of grace
امهال
grant a period of grace
مهلت دادن
grant a period of grace
ضرب الاجل تعیین کردن تمهیل
To give somebody a few days grace .
بکسی چند روز مهلت دادن
to keep state
شان یا مقام خودراحفظ کردن
two state
دو حالتی
what state
در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
the state
effusion seminal causedby cleanness ofجنابت
to be in a state of a
بیم داشتن
to keep state
خود را گرفتن
to be in a state of a
هراسان بودن
to be in a state of f.
پیوسته درتغییربودن
state
ابهت
corresponding state
حالت متنافر
state-
وضعیت
state
توضیح دادن
state
دولتی
state
سیاسی رسمی وضع
state
مقام ورتبه
state
افهار کردن وتصریح کردن
state
تعیین کردن وقرار دادن
state
حال
state
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state
وضعیت چیزی
state
وضعیت
state-
توضیح دادن
state-
جزء به جزء شرح دادن
state-
افهار داشتن افهارکردن
state
ایالت کشوری
state
کشور
state
جزء به جزء شرح دادن
state
افهار داشتن افهارکردن
state
تعیین کردن حال
state
چگونگی
state
کیفیت
state
ملت
state
جمهوری کشور
state
ایالت
state
کشوری
state
دولت استان
state
دولتی حالت
state
دولت
state
حالت
state-
تعیین کردن حال
state-
چگونگی
state-
ایالت کشوری
state-
مقام ورتبه
state-
دولتی حالت
state-
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state-
جمهوری کشور
state-
ایالت
state-
کشوری
state-
سیاسی رسمی وضع
state-
دولت
state-
حالت
state-
دولتی
state-
کشور
state-
ابهت
state-
افهار کردن وتصریح کردن
state-
وضعیت چیزی
state-
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state-
حال
state-
کیفیت
state-
دولت استان
state-
ملت
state-
تعیین کردن وقرار دادن
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
state of in her itance
ملک یا دارایی قابل توارث
state of purity
طهارت
state of rest
حالت ساکن
solid state
حالت جامد
state of siege
حالت محاصره
state of being cheated
مغبونیت
state of stress
حالت تنش
state socialism
سوسیالیسم دولتی
state road
شاهراه
state religion
مذهب رسمی
state property
اموال عمومی
state property
دارائی دولت
state prison
زندان دولتی
state prison
زندان ایالتی
state planning
برنامه ریزی دولتی
sending state
کشور اعزام کننده پرسنل
soild state
حالت جامد
sol state
حالت سولی
state of equilibrium
حالت تعادل
state ownership
مالکیت دولتی
state of war
حالت مخاصمه
state of the art
جدیدترین تکنولوژی تکنولوژی جدید
state of the realm
طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
state stress
وضعیت تنش
state of being cheated
غبن
state criminals
مقصرین سیاسی
sending state
کشور فرستنده
state craft
سیاستمداری
state college
دانشکده دولتی
state chicken
در رهگیری هوایی یعنی سوخت من در حال تمام شدن است بایستی برای تجدیدسوخت برگردم
state bank
بانک دولتی
state bank
بانک استان
solid state
نیمه هادی
spin state
حالت اسپین
state attorney
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
state aid
کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
state affairs
امور مملکتی
state enterprise
بنگاه دولتی
state enterprise
مالکیت دولتی
state criminals
مجرمین سیاسی
state diagram
نمودار حالات
state of alert
وضعیت اماده باش یکان
state of alert
وضعیت هوشیاری
state of alert
وضعیت امادگی
state midicine
سیستم پزشکی تحت نظارت دولت
state midicine
سیستم پزشکی ملی
state lamb
در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی ندارم که رهگیری انجام دهم و برگردم
state hood
حالت وشرایط ایالات امریکا
state hood
ایالتی
state guard
ارتش ایالتی
state guard
نیروی نظامی ایالتی
state government
دولت مرکزی
state function
تابع حالت
state flower
گل علامت مخصوص هر استان یا کشور
state equation
معادله حالتی
stable state
حالت پایا
waiting state
وضعیت کامپیوتر که در آن برنامه درخواست ورودی یا سیگنال میکند پیش از ادامه اجرا
wait state
وضعیت انتظار
wait state
حالت انتظار
wait state
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
unpolarized state
حالت ناقطبیده
unstable state
حالت ناپایا
two state variable
متغییر دو حالتی
two state jump
جهش دو حالتی
two state circuit
مدار دو حالتی
two state algebra
جبر دو حالتی
transition state
حالت گذار
totaliarian state
دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
totaliarian state
دولت توتالیتر
to state one's opinion
افهارعقیده کردن
war state
دولت جنگی
war state
دولت نظامی declaration preventivetotal
quantum state
حالت کوانتومی
[فیزیک]
[شیمی]
belonging to the state
<adj.>
حکومتی
belonging to the state
<adj.>
دولتی
lie in state
<idiom>
بعداز مرگ دیدن جسد
state of mind
وضعیتوشرایطدریکلحظه
state of affairs
شرایطوموقعیتهایمربوطبهیکنفر
head of state
ملکهیارئیسجمهور
head of state
پادشاه
State Department
وزارت برون مرز
State Department
وزارت امور خارجه
zero wait state
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
zero wait state
وضعیت یک وسیله
three state logic
: بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
three state logic
دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
stationary state
تعادل درحالت سکون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com