English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
staying power نیروی پایداری
staying power بنیه
staying power طاقت قدرت
staying power استحکام
Other Matches
There is no point in his staying here . His staying here wont serve any purpose. ماندن او در اینجا بی فایده است
staying اقامت
I am staying at the hotel. در هتل منزل دارم.
I will be staying a few days من میخواهم چند روزی بمانم.
How long will you be staying? چه مدت میخواهید بمانید؟
I will be staying a few days من میخواهم یک هفته بمانم.
I will be staying a month من میخواهم یک ماه بمانم.
verdict for staying the proceeding قرار منع تعقیب
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
power saw دستگاه اره
p in power to do something عدم نیروبرای کردن کاری
power down قطع نیرو
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
e. power نیروی اجرایی
power up برق
power up روشن کردن
power قوه [ریاضی]
in power صاحب مقام
power توان [ریاضی]
to the power of [three] به توان [سه] [ریاضی]
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
outside power جریان خارجی
power down قطع برق خاموش کردن
power saw اره ماشینی
power on روشن کردن
will-power قدرت اراده
will-power عزم راسخ
will-power تصمیم
will-power اراده
will to power قدرت خواهی
useful power توان مفید
useful power قدرت مفید
in power دارای اختیارات
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
power [over somebody/something] قدرت [ بر کسی یا چیزی]
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
power حداکثر تلاش در کمترین زمان
e. power قوه مجریه
will power <idiom> قدرت
power اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power زور
power قوه یا توان
power دولت
power اقتدار و اختیار
power راندن
power درشت نمایی قدرت دوربین
power قوه
power انرژی
power توانایی
power برقی
power دستگاه برقی
power قدرت
power برتری
power توان نیرو
power برق
power اقتدار سلطه نیروی برق
power قدرت دیدذره بین
power نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power زور بکاربردن
power توان برقی
power نیرو
power توان
power شدت
power قدرت نیرو
power تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power توان از دست رفته
power قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power حذف توان کامپیوتر
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power خاموش کردن یک وسیله
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power consumption مصرف قدرت
power supply منبع انرژی
power steering فرمان خودکار
power shovel ماشین خاک کش
power shovel بیل مکانیکی
power slide لغزش به کنار در پیچ مسیر
power source منبع قدرت
power spectrum طیف توانی
pulling power نیروی کشش
power structure ساخت قدرت
power supplay منبع قدرت
power supplay منبع تغذیه
power supply منبع تغذیه
power consumer مصرف انرژی مصرف توان
power consumer مصرف برق
power unit پیش راننده
power user کاربر پیشرفته
power volleyball والیبال قدرتی
predictive power قدرت پیش بینی
tractive power نیروی کشش
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
radiant power شاره تابان
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
reactive power توان هرز
reactive power توان غیر فعال
power turret برجک برقی
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
power transmission انتقال قدرت
power circuit مدار توان
power transformer مبدل تغذیه
power supply تامین کننده برق
power supply مبدل برق
power surge برق ناگهانی
power system شبکه نیرو
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
power test ازمون قدرت
power transformer ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power transmission انتقال انرژی
reactive power توان واکنشی
power consumption مصرف برق
power head سر موتور
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power house کارخانه برق
power installation تاسیسات جریان قوی
power jack جک
power law قانون توانی
power loss اتلاف توان
power loss تلف قدرت
power loss گمگشتگی قدرت
power mains شبکه جریان قوی
power hacksaw کمان اره
power function تابع قدرت
power factor ضریب توان
power endurance توان استقامت
power factor ضریب قدرت
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power forward فوروارد قوی
power forward مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
power fuel سوخت
power function تابع توان
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power function تابع توانی
power mains شبکه نیرو
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
power mower چمن زن یا علف چین موتوری
power pack جعبه تغذیه
power play نقشه تهاجمی
power play حمله دسته جمعی
power play وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
power politics سیاست زور
power politics سیاست جبر زور طلبی
power rammer زمین کوب مکانیکی
power level تراز توان
power distribution پخش قدرت
power dissipation اتلاف قدرت
power pack دستگاه تنظیم برق
power output توان خروجی
power of production نیروی تولید
power of reservation حق اعتراض
power dive با استفاده از نیروی موتور طیاره
power dive شیرجه
power dive شیرجه رفتن هواپیما
power hacksaw اره کمانهای
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
power outege قطع قدرت
power outege قطع برق
the power of imagination قوه تصور
reactive power توان راکتیو
power worker فردیکهدرایستگاهبرقکارمیکند
power cut قطع برق
power blackout رفتن برق
power failure رفتن برق
power cut رفتن برق
solar power نیروی خورشیدی
power outlet پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlets پریز ها
power outlet پریز دیواری
power failure قطع برق
power blackout قطع برق
power-sharing روشحکومتیکهمردم درامورکشورشاندخالتچندانیندارند
Power of distiction. قوه تشخیص
To have power and influence. تیغ برایی داشتن
power pack باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
power blackout خاموشی
power failure خاموشی
power cut خاموشی
power outlet پریز روی دیوار
power outlets پریز های دیواری
power of procuration وکالت نامه
power of attorney اختیار نامه
power of authority اختیار نامه
power of procuration اختیار نامه
power of attorney اجازه نامه
power of authority اجازه نامه
power of procuration اجازه نامه
power of a point قوت یک نقطه نسبت به یک دایره [ریاضی]
power series سری توانی [ریاضی]
power of authority وکالت نامه
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com