Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 156 (8 milliseconds)
English
Persian
stefan's constant
ثابت استفان
Other Matches
constant
پایا
constant
ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constant
سرویس انتقال داده که بخشی از ATM است و برای تضمین نرخهای مشخص ارسال داده روی شبکه حتی شبکههای شلوغ است
constant
فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد
constant
کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
constant
فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constant
دادهای که مقدارش ثابت است
constant
آنچه تغییر نمیکند
constant
همیشگی
constant
پایدار
constant
باثبات استوار
constant
وفادار
constant
دائمی
constant
ثابت
constant
عدد ثابت
constant
ثابت قدم
constant
مقدار ثابت
constant
ثابت دایمی
constant
مداوم
gravitational constant
ثابت جاذبه
instability constant
ثابت ناپایداری
ionization constant
ثابت یون
lattice constant
ثابت شبکه
madelung constant
ثابت مادلونگ
hubble constant
ثابت هابل
magnetic constant
پرمئابیلیته ی در خلاء
magnetic constant
ثابت مغناطیسی
multiplying constant
مضرب ثابت
newton constant
ثابت نیوتون
numeric constant
ثابت عددی
overall formation constant
ثابت تشکیل کلی
physical constant
ثابتهای فیزیکی
planck's constant
ثابت پلانک
gravitational constant
ثابت گرانش
disintegration constant
ثابت تلاشی
dissociation constant
ثابت تفکیک
ebullioscopy constant
ثابت غلیان نمایی
electric constant
ثابت الکتریکی
equilibrium constant
ثابت تعادل
field constant
ثابت میدان
figurative constant
ثابت تلویحی
force constant
ثابت نیرو
formation constant
ثابت تشکیل
frequency constant
ثابت فرکانس
gas constant
ثابت گازها
gas constant
ثابت گاز
velocity constant
ثابت سرعت
velocity constant
ضریب سرعت
weiss constant
ثابت وایس
A constant guest is never welcome .
<proverb>
به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
Constant of integration
ثابت انتگرال گیری
[ریاضی]
Napier's constant
عدد نپر
[ریاضی]
Napier's constant
عدد
[ ایی ]
[حرف لاتین]
[ریاضی]
physical constant
ثابت فیزیکی
[فیزیک]
time constant
ثابت زمانی
planck's constant
کوانتوم کنش
propagation constant
ثابت انتشار
proportionality constant
ثابت تناسب
rate constant
ثابت سرعت
real constant
ثابت حقیقی
rydberg constant
ثابت ریدبرگ
screening constant
ثابت پوشش
shielding constant
ثابت حفافتی
solar constant
ثابت خورشیدی
spring constant
ضریب فنریت
stability constant
ثابت پایداری
attenuation constant
ثابت تضعیف
constant luminance
روشنایی ثابت
constant of motion
ثابت حرکت
constant of the cone
زاویه کجی مخروق نقشه برداری لامبر ضریب مخروط لامبر
constant potential
اختلاف پتانسیل ثابت
constant power
توان ثابت
constant power
توان دائمی
constant pressure
فشار ثابت
constant return
بازده ثابت
inertia constant
ثابت اینرسی
constant factors
عوامل ثابت
constant error
خطای ثابت
boltzmann constant
ثابت بولتزمان
boltzmann constant
ثابت بولتزمن
calibration constant
ثابت درجه بندی
constant capital
سرمایه ثابت
constant cost
قیمت ثابت
constant cost
هزینه ثابت معادل cost fixed
constant current
شدت ثابت
constant current
جریان دائم
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
constant speed
سرعت ثابت
dielectric constant
ثابت دی الکتریک
cosmological constant
ثابت کیهان شناختی
coupling constant
ثابت جفت شدن
cryoscopic constant
ثابت انجماد سنجی
constant voltage
فشار الکتریکی ثابت
absorption constant
ضریب جذب
constant voltage
ولتاژ ثابت
curie constant
ثابت کوری
declination constant
زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
decay constant
ثابت تباهی
solubility product constant
ثابت حاصلضرب انحلال
constant current charge
شارژ با جریان ثابت
thermodynamic equilibruim constant
ثابت تعادل ترمودینامیکی
stepwise formation constant
ثابت تشکیل مرحلهای
constant current distribution
توزیع با شدت ثابت
constant current generator
مولد با امپر ثابت
specific rate constant
ثابت ویژه سرعت
solubility product constant
ثابت حاصلضرب انحلال پذیری
constant current motor
موتور با امپر ثابت
floating point constant
ثابت ممیز شناور
universal gas constant
ثابت گازها
capacitive time constant
ثابت زمانی فرفیت
near-constant state of flux
تغییر همیشگی
constant amperage regulation
تنظیم با امپر ثابت
constant current regulator
تنظیم با امپر ثابت
constant velocity joint
تویی چرخ
to be exposed to a constant stream of something
در معرض چیزی به طور مداوم بودن
[بدون اینکه مستقیمآ به آن چیز توجه شود]
A steadfast (constant) friend.
دوست ثابت وپابر جا
constant cost industry
صنعت هزینههای ثابت
constant voltage charge
شارژ با ولتاژ ثابت
constant current transformer
مبدل با شدت ثابت
constant displacement pump
پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
constant potential transformer
مبدل با ولت ثابت
constant speed propeller
ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
constant speed motor
موتور با سرعت ثابت
constant speed drive
چرخدندهای با ضریبهای متغیر که برای ثابت نگه داشتن دور قسمت گردنده بین دو سیستم گرداننده و گردنده قرار میگیرد
constant pressure combustion
احتراق در فشار ثابت
low time constant
ثابت زمانی کوچک
law of constant proportions
قانون نسبتهای ثابت
image phase constant
ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
image transfer constant
ثابت انتقال تصویر
ion product constant
ثابت حاصلضرب یونی
inductive time constant
ثابت زمانی القا
input time constant
ثابت زمانی اولیه
constant return to scale
بازده ثابت نسبت به مقیاس
constant voltage regulator
ولتپای
constant potential regulator
ولتپای
constant stimulus method
روش محرک ثابت
reaction rate of constant
ثابت سرعت واکنش
constant speed regulation
تنظیم با سرعت ثابت
constant helm plan
نقشه زیگزاگ
polaron coupling constant
ثابت جفت شدن پولارونها
gas law constant
قانون ثابت گازها
relative dielectric constant
ثابت دی الکتریک نسبی
constant potential distribution
توزیع با ولت ثابت
constant potential generator
مولد با ولت ثابت
constant temperature pressure
welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
constant potential rectifier
یکسو کننده با ولت ثابت
constant speed unit
گاورنری که توسط موتور کارمیکند و ملخ را کنترل مینماید
boiling point elevation constant
ثابت صعود نقطه جوش
law of constant heat sumation
قانون ثابت بودن جمع گرماها
law of constant heat sumation
قانون هس
constant angle arch dam
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
constant dripping wears away the stone
<proverb>
اگر که خواهی شوی خوشنویس، بنویس و بنویس و بنویس
Constant dripping wear away the stone .
<proverb>
قطرات مداوم آب سنگ را مى ساید.
time constant of an exponential quantity
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
spherical coordinate system
[with constant radius]
دستگاه مختصات کروی
[با شعاع ثابت]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com