Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (6 milliseconds)
English
Persian
stern ward
بطرف عقب کشتی
Other Matches
stern
عبوس
stern
سخت ومحکم
stern
عقب کشتی
stern
کشتیدم
stern
پاشنه ناو
stern
پاشنه
stern
عقب قایق
by the stern
از طرف پاشنه ناو
by the stern
قایق سربالا در اب
stern
سخت و محکم شدید
stern way
واپس روی
stern
سخت گیر
transom stern
پاشنه تخت
stern wheeler
پاروزن عقب کشتی
stern wheeler
کشتی دارای پروانه درعقب
transom stern
پاشنه صاف
trim by stern
aft trim
stern rope
طناب پاشنه
stern fast
طناب پاشنه قایق
stern wards
بطرف عقب کشتی
stern attack
در رهگیری هوایی تکی که هواپیمای تک کننده با زاویه 54 درجه یا بیشتر به هدف انجام میدهد
stern tube
لوله اژدر پاشنه ناو
stern rope
طناب شماره شش
stern post
ستون پاشنه ناو
stern hook
نفر پاشنه قایق
stern attack
تک نزولی ازسمت عقب
stern chase
تعاقب کشتی فراری
stern discipline
انضباط سخت و محکم
from stem to stern
ازیک سربسر دیگر
To strike an a attitude . To put on a stern look .
قیافه گرفتن
in ward
تحت تولیت
ward
محجور حفافت بخش
ward
مولی علیه
ward
تولیت
ward
محوطه
ward
حیاط محوطه زندان
to out ward seeming
فاهرا`
ward
اطاق جدا
ward
بخش
ward
نگهداری کردن توجه کردن
ward
اطاق عمومی بیماران بستری صغیری که تحت قیومت باشد محجور
ward
سلول زندان
ward
ناحیه
ward
دهلیز
ward off
دفاع کردن
ward off
از خوددور کردن
ward
دسته کاغذ
to ward off
دفع کردن
to ward off
از خود دور کردن
to out ward seeming
برحسب فاهر
ward
نگهبان
ward off
دفع کردن
to keep watch and ward
حفافت یادفاع کردن
ward room
اطاق افسران در کشتی جنگی
to keep watch and ward
پاسداری کردن
watch and ward
حق نگهبانی روزانه و شبانه
ward heeler
کارچاق کن سیاسی ناحیه بخصوصی
wind ward
در جهت باد
to go back ward
به قهقرارفتن
to go back ward
پس رفتن
side ward
یک بری
castle ward
پاسبان دژیاقلعه
right wing to ward
دست راست
right wing to ward
پیشرو
castle ward
دژبان
left ward
چپ
lee ward
side lee
lee ward
در جهت مخالف باد
side ward
پهلویی
side ward
ضلعی
the out ward eye
چشم فاهر
the out ward eye
چشم برون
left for ward
در فوتبال پیشرو چپ
soiuth ward
بسوی جنوب
soiuth ward
بطرف جنوب متمایل بجنوب
side ward
ازپهلو
clearance in ward
گواهی مامورین گمرک نسبت به کالاهایی که مشمول حقوق گمرکی می شوند قبل از تخلیه و بعد از حمل
hom ward bound
اماده رفتن به کشور میهن
left wing for ward
پیشرو دست چپ
ward leonard control
کنترل وارد لئونارد
to go spell back ward
ازاخریاوارونه همی کردن
ward leonard control
اتصال لئونارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com