Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
stimulus organism response model
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
Other Matches
stimulus response model
الگوی محرک- پاسخ
stimulus stimulus model
الگوی محرک- محرک
stimulus response psychology
روانشناسی محرک- پاسخ
stimulus response theory
نظریه محرک- پاسخ
organism
اندامگان
organism
ارگانیزم
organism
زیستمند
organism
ارگانیسم
organism
سازمان
organism
جاندار
organism
ترکیب موجود زنده
organism
سازواره
organism
موجودزنده
aquatic organism
زیسمند ابزی
aquatic organism
زیوسته ابزی موجود زنده ابزی
non symbiotic organism
ارگانیزم ناهمزیست
non symbiotic organism
زیستمند ناهمزیست
adaphic organism
زیستمند خاکی
host organism
ارگانیسم میزبان
[زیست شناسی]
adaptable organism
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
stimulus
محرک
stimulus
انگیختار
stimulus
انگیزه وسیله تحریک
stimulus
تحرک
stimulus
تحریک
stimulus situation
موقعیت محرک
stimulus word
واژه محرک
stimulus trace
رد محرک
subliminal stimulus
محرک زیراستانهای
consummatory stimulus
محرک پایانی
conditioned stimulus
محرک شرطی
imaginary stimulus
انگیزه موهومی
unconditioned stimulus
محرک غیر شرطی
under the stimulus of hunger
از فشار گرسنگی
under the stimulus of hunger
بر اثرگرسنگی
aversive stimulus
محرک ازارنده
adequate stimulus
محرک بسنده
terminal stimulus
محرک پایانی
stimulus produced
محرک زاد
comparison stimulus
محرک مقایسهای
eliciting stimulus
محرک فراخوان
stimulus deprivation
محرومیت تحریکی
stimulus control
کنترل محرک
stimulus continuum
پیوستار محرک
stimulus conduction
رسانش محرک
stimulus bound
محرک- وابسته
stimulus ambiguity
ابهام محرک
standard stimulus
محرک معیار
light stimulus
تحریک نور
maintaining stimulus
محرک نگهدارنده
neutral stimulus
محرک بی اثر
reinforcing stimulus
محرک تقویت کننده
stimulus discrimination
تمیز محرک
stimulus discrimination
افتراق محرک
effective stimulus
محرک موثر
stimulus population
جامعه محرکها
distal stimulus
محرک دوربرد
stimulus pattern
طرح محرک
stimulus object
شیئی محرک
discriminative stimulus
محرک افتراقی
stimulus novelty
تازگی محرک
proximal stimulus
محرک مجاور
stimulus intensity
شدت محرک
drive stimulus
محرک سائق
stimulus gradient
شیب محرک
stimulus generalization
تعمیم محرک
stimulus free
محرک- نابسته
stimulus equivalence
هم ارزی محرک
constant stimulus method
روش محرک ثابت
w response
پاسخ کلی
response
جوابگویی
whole response
پاسخ کلی
response
صفحهای در سیستم ویدیوی متن که به کاربر امکان وارد کردن داده میدهد
response
فضایی در فرم که برای خواندن داده با علامت نوری به کار می رود
response
جواب
response
واکنش
response
پاسخ
response
1-زمان بین شروع یک عمل کاربر
response
و نتیجه فاهر شده روی صفحه . 2-سرعتی که یک سیستم به محرک پاسخ میدهد
response
عکس العمل به دلیلی
all or none response
پاسخ همه یا هیچ
s r s model
الگوی محرک- پاسخ- محرک
s s model
الگوی محرک- محرک
model
قالب
model
الگو
s r model
الگوی محرک- پاسخ
model
مطابق مدل معینی در اوردن
model
شکل دادن
s o r model
الگوی محرک- جاندار- پاسخ
model
نمونه قرار دادن
model
طرح ریختن ساختن
new model
از نوطرح کردن
model
نقشه
model
قالب طرح
model
مدل سازی
model
سرمشق
model
نمونه
model
نمونه اصلی
model
مدل
model
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
model
ساختن مدل کامپیوتری محصول جدید یا سیستم اقتصادی و..
model
قطعهای که برای به نمایش گذاشن به کار می رود
model
نوع یک محصول
model
گونه یک محصول
model
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد
model
طرح
response amplitude
دامنه پاسخ
response cost
جریمه
response differentiation
تفکیک پاسخ
response duration
مدت پاسخ
response equivalence
هم ارزی پاسخ
response hierarchy
سلسله مراتب پاسخ
response generalization
تعمیم پاسخ
response
[commentary]
پاسخ
voice response
جواب صوتی
response
[commentary]
رای
reflection response
پاسخ قرینه
psychogalvanic response
پاسخ گالوانیکی- روانی
response
[commentary]
نظر
preparatory response
پاسخ مقدماتی
position response
پاسخ مکانی
popular response
پاسخ رایج
response intensity
شدت پاسخ
response latency
نهفتگی پاسخ
response position
مکان جواب
shading response
پاسخ سایه روشن
conditioned response
واکنش شرطی
to make a response
پاسخ دادن
to make a response
جواب دادن
response time
زمان پاسخ دهی
response time
زمان واکنش
response time
زمان جواب زمان پاسخگویی
response time
زمان پاسخ
transient response
واکنش گذرا
response time
زمان واگنش
response threshold
استانه پاسخ
vaccum response
پاسخ غیابی
response strength
نیرومندی پاسخ
response set
امایه پاسخ
response rate
سرعت پاسخ
spectral response
واکنش طیفی
anatomy response
پاسخ کالبدی
image response
رفتار فرکانس تصویر
movement response
پاسخ حرکت
moro response
پاسخ مورو
consultary response
نظر محکمه حقوقی درباره یک دعوی خاص
consummatory response
پاسخ پایانی
impluse response
پاسخ ایمپولز
impluse response
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
content response
پاسخ محتوایی
impluse response
رفتار در مقابل فشار ضربهای
correct response
پاسخ درست
distal response
پاسخ دوربرد
unconditioned response
پاسخ غیر شرطی
discriminatory response
پاسخ افتراقی
image response
پاسخ تصویر
conditioned response
پاسخ شرطی
anticipatory response
پاسخ انتظاری
bass response
بم پذیری
pilomotor response
پاسخ سیخ شدن مو
frequency response
واکنش بسامدی
frequency response
خم دامنه- بسامد
color response
پاسخ رنگ
emitted response
پاسخ صدوری
electrodermal response
پاسخ برقی پوست
delayed response
پاسخ درنگیده
original response
پاسخ ابتکاری
electrical model
مدل الکتریکی
dynamic model
الگوی پویا
economic model
الگوی اقتصادی
dynamic model
مدل پویا
dressmaker's model
مانکنخیاطی
deteministic model
مدل قطعی
econometric model
الگوی اقتصادسنجی
decision model
الگوی تصمیم گیری
station model
مدلهواشناسی
vintage model
الگوی مقطع زمانی
vintage model
الگوی زمانی
validation of a model
تحقق پذیری یک الگو
validation of a model
اعتبار یک الگو
conceptual model
شرح پایگاه داده ها یابرنامه به صورت دادهای وارد وموضوعات مربوط به آن
mathematical model
الگوی ریاضی
two sector model
الگوی دو بخشی
conjunctive model
الگوی عطفی
tiny model
مدل حافظه خانواده پردازنده Intel که امکان وجود چندین کیلوبایت داده وکد را ایجاد میکند
test model
نمونه ی ازمایش
stochastic model
نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
corporate model
نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
cosmological model
مدل کیهان شناختی
data model
مدل داده
bohr model
مدل بور
pilot model
مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
neoclassical model
الگوی نئوکلاسیک
molecular model
الگوی مولکولی
model geometric
یک قسمت یا یک ناحیه جغرافیایی که روی یک سیستم گرافیکی کامپیوترطراحی و در یک پایگاه ذخیره شده است
model geometric
نمایش کامل سه بعدی یا دوبعدی صحیح هندسی از یک شکل
model building
الگوسازی
micro model
الگوی خرد
mathematicl model
الگوی ریاضی
mathematical model
مدل ریاضی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com