Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English
Persian
substitution of an obligation
تبدیل تعهد
Search result with all words
substitution of a different obligation
تبدیل تعهد
Other Matches
substitution
ان اب است
substitution
جایگزین کردن چیزی با چیز دیگر
substitution
لیست حروف یا کدها که به جای کد دریافتی باید درج شود
substitution
خطای اسکنر که یک حرف را با حرف دیگر اشتباه کند
substitution
استخلاف
substitution
ابدال
substitution
علی البدلی
substitution
کفالت جانشانی
substitution
جانشینی
substitution
جانشین سازی
substitution
تعویض
substitution
نیابت
substitution
تعویض جانشینی
partial substitution
جانشینی مصرف
attorney with right of substitution
وکیل در توکیل
attorney with right of substitution
وکیل با حق توکیل
complete substitution
جانشین کامل
elasticity of substitution
کشش جانشینی
complete substitution
جانشینی کالاها
complete substitution
وقتی یک کالاجای کالای دیگر را بگیرد
digraphic substitution
رمز نویسی عددی
digraphic substitution
استفاده ازرمز عددی در پیامها
potential substitution
جانشینی بالقوه
potential substitution
حالتی که یک کالا جانشین عینی نداردولی موادی وجود دارند که تحت شرایط خاص می توانندجانشین ان شوند
substitution reaction
واکنش استخلافی
substitution effect
اثر جانشینی
partial substitution
جانشینی کامل برای دو کالا
to make a substitution
عوض کردن بازیگر
[ورزش]
request substitution
تقاضای تعویض
substitution test
ازمون جانشین سازی
symbol substitution test
ازمون جانشین سازی نمادها
substitution uncleophilic biomolecular
واکنش استخلافی هسته دوست مولکولی
free radical substitution
استخلاف رادیکالی
elasticity of factor substitution
وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
electrophilic aromatic substitution
استخلاف الکترون دوستی اروماتیکی
symptom substitution theory
نظریه جانشینی نشانه ها
import substitution policy
سیاست جانشینی واردات
marginal rate of substitution
نرخ نهائی جانشینی
nucleophilic aromatic substitution
استخلاف هسته دوستی اروماتیکی
side chain substitution
استخلاف در زنجیر جانبی
elasticity of factor substitution
کشش جانشینی عوامل مقیاسی از درجه قابلیت جانشینی بین عوامل تولید در هر فرایند تولیدی
i am under obligation to him
من ممنون او هستم
of obligation
فرض
of obligation
واجب
of obligation
اجباری
of obligation
الزام اور
obligation
تعهد
obligation
تعهدات
obligation
ذمه
obligation
الزام
obligation
اوراق قرضه
obligation
سند وام
obligation
اجبار
obligation
مجبور کردن
obligation
وفیفه
obligation
التزام
obligation
محظور
obligation
عهد
under an obligation
مشغول الذمه
i am under obligation to him
زیر بارمنت او هستم
transfer of obligation
حواله مدنی
release from the obligation
ابراء ذمه متعهد
extinction of an obligation
انقضاء تعهد
To confer an obligation upon somebody .
بر سر کسی منت گذاشتن
unliquidated obligation
هزینههای پرداخت نشده
unliquidated obligation
تعهدات پرداخت نشده
to discharge of an obligation
از دینی مبرا کردن
unilateral obligation
ایقاع
service obligation
تضمین خدمت
cleared from obligation
بری الذمه
clearance from obligation
برائت ذمه
clear from obligation
بری الذمه
breach of an obligation
تخلف از تعهد
fulfilment of an obligation
اجرای تعهد
fulfilment of an obligation
ایفاء تعهد
fulfilment of an obligation
وفاء بعهد
fulfilment of the obligation
وفای به عهد
discharge of an obligation
سقوط تعهد
interstate obligation
الزامات بین الدول
mature obligation
تعهد حال
offset of one obligation against another
تهاتر حاصل شدن بین دو دین یا دو تعهد
termination of an obligation
انقضاء تعهد
secondary obligation
تعهدات ثانویه
primery obligation
تعهدات اولیه
release from the obligation
ابراء دین
To lay oneself under an obligation.
ریش گروگذاشتن
discharging from an obligation or a debt
ابراء ذمه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com