English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
surcharge water اب مازاد
Other Matches
surcharge نرخ اضافی
surcharge اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
surcharge بعنوان جریمه گرفتن
surcharge هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharge اضافه بار
surcharge مالیات اضافی
surcharge مبلغ جریمه نرخ اضافی
surcharge زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharge اضافه بها
surcharge سربار
surcharge بارزنده
surcharge هزینه اضافی
surcharge درصد هزینههای اضافی
surcharge زیاد ستاندن
congestion surcharge هزینه تراکم بار
import surcharge حقوق واردات مازاد
import surcharge حقوق گمرکی اضافه
surcharge of common یا جنگل
surcharge of common استفاده بیش از حد مجاز ازچراگاه
surcharge and falsify الحاق و حذف
on the water در کشتی
water آب
water still دستگاه تقطیر اب
water course حق الشرب
to p something with water اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
to keep ones he above water از زیر بدهی بیرون آمدن
of the first water بهترین
water down <idiom> ضعیف شدن
water course حق المجری
water course مجرای اب
by water با کشتی
by water از راه دریا
by water از راه رودخانه
She let the water out . آب را ول کرد
water way راه ابی
mean water میان اب
water way ابراهه
water way مسیل
water اب دادن
water پیشاب
water مایع
above water <adj.> روی آب
above water <adj.> شناور
to water آب دادن
first water بالاترین مقام
to water something آب دادن [گیاه]
first water درجه اول
f.water عرق رازیانه
water ابگونه
water اب
to water آب ریختن
water pressure فشار اب
water hazard مانع ابی در مسیر گوی گلف
water front جبهه رطوبتی
water jump چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water fowl مرغ ابی
water proof دافع اب
water fowl پرنده ابی
water heater فرف ابگرم کن
water heater ابگرم کن
water gas گاز اب
water gauge اندازه اب نما
water glass لیوان اب
water moccasin مار سمی ابزی جنوب امریکا
water polo بازی در استخربطول 02 تا 03 متر و عرض 8 تا 01 متر بین 2 تیم 7نفره
water guage فشار سنج اب
water glass اب شیشه
water glass شیشه محلول
water gauge اب پیم
water hammer ضربت قوج
water hammer ضربت قوچ
water glass شیشه مایع
water hardening سختگردانی با اب
water fast پارچه شورنرو
water hole سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water meter کنتور اب
water mill اسیاب ابی
water mill اسیاب
water polo واترپلو
water nymph حوری دریایی
water nymph الهه دریایی
water pepper زنجبیل سگ
water pepper فلفل ابی
water pipe لوله اب
water pipe تنبوشه
water polo بازی فوتبال ابی
water pollution الودگی اب
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
water point نقطه تقسیم اب
water polo واترپولو
water melon هندوانه
water lowering زهکشی
water hole چاله اب
water hyacinth سنبل ابی
water hyacinth وردالنیل
water injection پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water jacket ابدان
water jacket صندوق اب
water jump مانع ابی
water level تراز اب
water level سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level سطح اب
water lily نیلوفر ابی
water line خط ابخور ناو
water logging ابسیری
water loss ابکاهی
water plate بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water fast غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water filter صافی اب
undermining by water اب شستگی
undermining by water اب رفتگی کف
up to the middle in water تا کمر در اب
voidance water منجلاب
voidance water زیر اب
wade into the water راه رفتن در اب
waste water فاضلاب
water aspirator خرطوم ابی
water bag کیسه اب
water bailiff میراب
water bailiffs مامور تفتیش کشتیها در بندر
water bailiffs مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water balance بیلان اب
underground water اب درون زمین
underground water اب زیرزمینی
unavailable water رطوبت غیر قابل استفاده
surface water اب سطحی
surplus water ابهای اضافی
swimming with water پرازاب
swimming with water غرق اب
table water سفره اب زیر زمینی
tap water اب شیر
water paint رنگ لعابی
the water was overknee اب از زانو میگذشت
to drink water اب خوردن
to drink water اب اشامیدن
surplus water ابهای مازاد
to keep ones head above water خود را از بار بدهی رها کردن
to sniff up water اب رابه بینی کشیدن
to soften a water سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
to splash into water به اب زدن
water bearer دلو
water bearer ساکب الماء
water bearer ریزنده اب ابریز
water cooling خنک کنندگی اب
water cooling خنک کردن بااب
water cress شاهی اتی
water cure اب درمان
water cure علاج بااب معالجه بااب
water damage خسارت اب دیدگی
water displacement زهکشی کردن
water displacement زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water disposal فاضلاب
water disposal اگوکشی
water disposal ساختن اگو
water dog سگ ابی
water dog شناگر ماهر
water dog سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water driver مقنی
water content درصد رطوبت
water container فرف اب
water colour نقاشی ابرنگی
water bed تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
water bed تشک ابی
water bonded اب بند شده
water boy بچه سقا
water boy سقا
water buffalo گاو میش اهلی شده اسیایی
water canteen قمقمه
water car ارابه اب فروشان
water car ارابه اب پاش
water carriage حمل از راه اب
water carrier دلو
water circulation گردش اب
water coiour ابرنگ
water colour ابرنگ
water colour رنگاب
water fast رنگ نرو
water proof رطوبت ناپذیر
water intake مکندهآب
water under the bridge <idiom> همه چیز عوض شده
in hot water <idiom> در دردسر
THere is not even a ripple in the water . <proverb> آب از آب تکان نمى خورد .
If it has not water for me it certainly has bread . <proverb> آب براى من ندارد براى تو که دارد .
Water is light . <proverb> آب روشنائى است .
How can you know the value of water -you who live . <proverb> تو قدر آب چه دانى که در کنار فراتى .
drinking water آب آشامیدنی
Is there drinking water? آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
There is no hot water آب گرم نیست.
some hot water مقداری آب گرم
some cold water مقداری آب سرد
mineral water آب معدنی
a glass of water یک لیوان آب
Please check the water. لطفا آب را کنترل کنید.
water pipe قلیان
hot water <idiom>
water jug پارچآب
water key کلیدآب
water separator جداگرآب
water signs علائمآبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com