Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
English
Persian
swap agreement
موافقتنامه مبادلات ارزی قرار معاوضه ارزی
Other Matches
swap
معاوضه
swap out
مبادله کردن به خارج
swap
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swap
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swap
معاملات سلف ارز
swap
معامله پایاپای
swap
اخراج کردن
swap
جانشین کردن
swap
بیرون کردن
swap
مبادله کردن
swap
عوض کردن
swap in
مبادله کردن به داخل
This is against our agreement.
[This is contrary to our agreement]
این بر خلاف قرارداد ما است.
To exchange . To swap . To bandy.
رد وبدل کردن
agreement
سازش
to come to an agreement
موافقت پیداکردن
to off an agreement
قصد خود را برای الغای قراردادی اگاهی دادن
agreement
قرار قبول
agreement
پیمان
come to an agreement
موافقت پیدا کردن
agreement
موافقت
unless otherwise agreement
مگر به ترتیب دیگری توافق شده باشد
in agreement with somebody
با کسی موافقت داشتن
to come to an agreement
یکدل شدن توافق حاصل کردن
agreement
قرارداد
agreement
معاهده و مقاطعهء توافق
agreement
قراداد
agreement
توافق
agreement
موافقتنامه
agreement
موافقت نامه
come to an agreement
توافق حاصل کردن
agreement
مطابقهء نحوی
plea agreement
توافق مدافعه
written agreement
موافقت نامه پیمان نامه
written agreement
قولنامه
wage agreement
موافقت نامه دستمزد
wage agreement
قرارداد دستمزد
verbal agreement
موافقت شفاهی
to fly away from an agreement
نقض عهدکردن
unilateral agreement
قرارداد یک جانبه
trade agreement
موافقتنامه تجارتی
trade agreement
موافقت نامه تجاری
unilateral agreement
توافق یک جانبه
reach an agreement
به توافق رسیدن
frame agreement
چهارچوب توافق
[حقوق]
gentlemen's agreement
قول جوانمردانه
master agreement
چهارچوب توافق
[حقوق]
skeleton agreement
چهارچوب توافق
[حقوق]
outline agreement
چهارچوب توافق
[حقوق]
basic agreement
چهارچوب توافق
[حقوق]
basic agreement
توافق اولیه
frame agreement
توافق اولیه
master agreement
توافق اولیه
skeleton agreement
توافق اولیه
outline agreement
توافق اولیه
to fly away from an agreement
پیمان شکنی کردن
agreement area
سطح مورد قرارداد
executive agreement
موافقتنامه اجرایی موافقتنامه قابل اجرا
extension of the agreement
تمدید مدت قرارداد
gentelmen's agreement
موافقتنامه دوستانه
gentelmen's agreement
کلیه توافقهایی که مستند به اسنادرسمی و امضا شده نباشد
gentlemen's agreement
قرارداد شفاهی
gentlemen's agreement
قول مردانه
gentlemen's agreement
موافقت شرافتمندانه
implicit agreement
موافقت ضمنی
enter into an agreement
قراردادی را منعقد کردن
concessionary agreement
امتیاز نامه
commodity agreement
موافقتنامه کالا
agreement coefficient
ضریب توافق
agreement of arbitration
قرارداد داوری
agreement of arguments
توافق نشانوندها
arbitration agreement
توافق بر حکمیت
arbitration agreement
موافقت نامه داوری
clearing agreement
موافقتنامه بازرگانی بین دوکشور
collective agreement
توافق جمعی
commodity agreement
تثبیت مشترک قیمت فروش
labor agreement
موافقتنامه کار
labor agreement
قرارداد کار
reciprocal agreement
قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
special agreement
قرارداد ویژه
mutilateral agreement
موافقت چند جانبه
potsdom agreement
تاکید وتشریح کردند
preliminary agreement
قولنامه
private agreement
قرارداد خصوصی
tenency agreement
اجاره نامه
to enter into an agreement
پیمان یا قراردادی منعقد کردن
mutual agreement
توافق طرفین
quota agreement
موافقت سهمیه
letter of agreement
موافقتنامه
reciprocal agreement
توافق دو جانبه
reciprocal agreement
قرارداد دو جانبه
lease agreement
قرارداد اجاره
potsdom agreement
موافقتنامه پوتسدام موافقتنامه منعقده بین امریکاو شوروی و انگلیس پس ازپایان جنگ جهانی دوم به سال 5491 که در ان سه دولت خط مشی خود را نبست به المان اشغال شده
bretton woods agreement
موافقت نامه برتن وودز
european monetary agreement
موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
Lease (rental) agreement.
اجاره نامه (قرار داد اجاره )
To conclude an agreement (contract).
قراردادی بستن
The rental agreement has exprired.
تاریخ قرارداد اجاره سر آمده است
The party to the contract (agreement).
طرف قرارداد
agreement on partial payments
توافق در پرداخت های قسطی
agreement water rate
نرخ قراردادی اب
dangerous goods by road agreement
موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
enewal of contract by tacit agreement
تجدید توافق بر اساس توافق ضمنی
He closed the door against the peace agreement.
تمام درها را بروی موافقتنامه صلح بست
An open - dated agreement ( contract) .
قرارداد بدون مدت
general agreement on tariff & trade (gat
موافقت نامه عمومی تعرفه وتجارت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com