English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (5 milliseconds)
English Persian
synchronous multiplexor تسهیم کننده همگام
Other Matches
multiplexor مداری که تعددی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
multiplexor تسهیم کننده
multiplexor channel مجرای تسهیم کننده
synchronous حرف ارسالی با DTE برای اطمینان از همانی صحیح وقتی هیچ حرف دیگر ارسال نشده است
synchronous فناوری حافظه سریع جدید که قط عات حافظه آن با همان سیگنال ساعتی کار می کنند که پردازنده اصلی , بنابراین همان هستند
synchronous . شبکه ارتباطی که در آن تمام عملیات شبکه با یک سیگنال زمان بندی کنترل میشود
synchronous پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
synchronous حالت سیستمم که عملیات و رویدادها با سیگنال ساعت همان شده است
synchronous شبکهای که تمام اتصالات آن با یک سیگنال زمان بندی همان شده است
synchronous سیستمی که در آن تمام وسایل با سیگنال ساعت اصلی همان هستند
synchronous ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دو وسیله با یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسالی هم سان با سیگنال ساعت است
synchronous آنچه همان با دیگری اجرا شود.
synchronous کامپیوتری که در آن هر عمل در هنگام ورود پاس ساعت انجام میشود
synchronous سیستم پنهان ثانویه سریع در بسیاری از کامپیوترها که از نقط ه پردازنده pentium استفاده میکند
synchronous همگام
synchronous هم زمان
synchronous همگاه واقع شونده بطور هم زمان
synchronous همزمان
synchronous هماهنگ
synchronous سنکرون
synchronous operation عمل همگام
synchronous network شبکه همزمان
synchronous sight دوربین نافم سیستم پرتاب بمب
synchronous motor موتور سنکرون
synchronous motor موتور همزمان
synchronous material ماده مصنوعی
synchronous machine ماشین همزمان
synchronous operation عملیات همزمان
synchronous reactance راکتانس همزمان
synchronous vibrator لرزه گر همزمان
synchronous speed سرعت همزمان
synchronous system سیستم همگام
synchronous telegraphy تلگراف همزمان
synchronous timer تایمر سنکرون
synchronous transmission مخابره همگام
synchronous transmission مخابره همزمان
synchronous transmission انتقال همزمان
synchronous machine ماشین همگام
synchronous impedance ناگذرایی همزمان
self synchronous devices دستگاههای همگرد
synchronous admittance گذرایی همزمان
synchronous alternator مولد جریان متناوب سنکرون
synchronous circuit مدار همگام
synchronous communication ارتباط همزمان
synchronous computer کامپیوتر همگام
synchronous computer کامپیوترهمزمان
synchronous condenser خازن همزمان
synchronous generator ژنراتور سنکرون
synchronous generator مولد همزمان
synchronous device دستگاه همزمان
synchronous device دستگاه همگام
synchronous converter تبدیلگر دو جانبه
binary synchronous communication ارتباطات همزمان دودویی
synchronous phase advance خازن همزمان
three phase synchronous motor موتور سنکرون سه فاز
synchronous time division multiplexing تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
synchronous data link control کنترل پیوند دادهای همگام
inductor type synchronous generator ژنراتور مولدسنکرون نوع اندوکتور
inductor type synchronous generator توربوژنراتور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com