English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (12 milliseconds)
English Persian
system of units دستگاه یکانها
system of units سلسه احاد
system of units دستگاه واحدها
Search result with all words
absolute system of electrical units دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
absolute system of units دستگاه احاد مطلق
international system of units سیستم مترک
international system of units دستگاه بین المللی احاد
International System of Units دستگاه بین المللی یکاها
International System of Units سامانه متریک
Other Matches
units وسیله جانبی
si'units یکاهای "اس . ای "
units که برای ورودی و خروجی داده به یک پردازنده به کار می رود
units بافر با طول یک حرف .
units دستگاه
units یک
units واحد
units میزان
units یگان شمار
units یکه
units یک دستگاه
units فرد
units نفر عدد فردی
units واحدنظامی
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units یکا
units قسمت
units یکان
derived units واحدهای فرعی
advancing units یکانهای پیشروی کننده
individual units یکانهای مستقل
derived units احاد فرعی
individual units یکانهای منفرد یا مجزا
international units واحدهای جهانی برق
electromagnetic units واحدهای الکترومغناطیسی
units of measurment واحدهای اندازه گیری
engineering units واحدهای اندازه گیری بکارگرفته شده برای یک متغیرپردازشی
hartree units یکاهای هارتری
atomic units یکاهای هارتری
recommend units واحدهای پیشنهادی
units and tens یگان ودهگان احادوعشرات
fundamental units یکاهای بنیادی
functional units of a computer واحدهای عملیاتی یک کامپیوتر
absolute electrical units واحدهای الکتریکی مطلق
fits units with ... connection مناسب برای دستگاه هایی با اتصال ... [الکترونیک مهندسی برق]
systeme international d'units دستگاه بین المللی واحدها
European Currency Units اک
linear system [system of linear equations] دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
cw system سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
c.g.s. system دستگاه سگث
p system سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
system سامانه
the system of رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
value system نظام ارزشها
an system سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
the system of the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
i.f.f. system دستگاه تشخیص
system قاعده رویه
system تشکیلات
system نظام سیستم
system روش اصول
system ترتیب
system مجموعه سازمان
system منظومه
system طریقه
system سازمان
system طرز اسلوب
system همستاد روش
system نظام
system جهاز
system نظم منظومه
system دستگاه
system سلسله رشته
system هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system سیستم
system اسلوب
system سازگان
system اصول وجود
system نظم ترتیب
system طرز روش
system همست
system سلسله
system رشته دستگاه
system مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
power system شبکه نیرو
physiocratic system روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
planetary system سیستم خورشیدی
planetary system شمسی
open system سازگان باز
point system شرط بندی براساس امتیاز
practical system دستگاه یکانهای عملی
polyphase system دستگاه چندفاز
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
orthorhomobic system دستگاه راست گوشه
planning system نظام برنامه ریزی
operating system/ سیستم عامل دو
rhombic system دستگاه راست گوشه
open system سیستم باز
open system نظام باز
on line system سیستم درون خطی
parallel system شبکه موازی
organ system دستگاه
one component system سیستم یک جزیی
phonetic system سیستم صوتی
payroll system سیستم پرداخت حقوق
price system نظام قیمت
price system نظام قیمتی
road system شبکه راهها
road system شبکه راهسازی
rotation system توزیع تناوبی
russian system سیستم روسی در دفاع گرونفلد
second signal system دستگاه علامتی دوم
secure system سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
serfdom system نظام رعیتی
serfdom system نظام سرفی
sewage system شبکه فاضلاب
sewerage system شبکه فاضلاب
smyslov system سیستم اسمیسلوف در دفاع گرونفلد
social system نظام اجتماعی
software system سیستم نرم افزاری
spoils system سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم
rhombohedral system دستگاه لوزوجهی
respiratory system دستگاه تنفسی
redox system سیستم اکسایش- کاهش
price system نسبت و رابطه قیمتها با هم
ptolemaic system هئیت بطلیموسی
quantized system دستگاه کوانتایی
quota system نظام سهمیه بندی
quota system سیستم سهمیهای
ragozin system سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
railroad system سیستم راه اهن
railway system شبکه راه اهن
railway system سیستم راه اهن
rationing system نظام جیره بندی
rationing system نظام سهمیه بندی
recoil system سیستم دافع
recoil system دستگاه دافع توپ
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
supervisory system سیستم نافر
household system نظام خانوادگی
isolated system سیستم منزوی
limbic system دستگاه کناری
incentive system نظام تشویقی
london system سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
lymphatic system دستگاه لنفاوی
magnet system سیستم اهنربایی
magnetic system سیستم مغناطیسی
makagonov system سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
management system سیستم مدیریت
management system سیستم اداره
market system نظام بازار
maroczy system سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
mature system سیستم کامل
total system سیستم کامل
irrigation system شبکه ابیاری
interphone system سیستم تلفنی
household system نظام تولیدخانوادگی
hydraulic system سیستم هیدرولیک
ignition system سیستم احتراق موتور
illuminating system سیستم روشنایی
indeterminate system سیستمی که وضعیت منط قی
indeterminate system آن قابل پیش بینی نیست
induction system سیستم مکش
information system سیستم اطلاعاتی
information system سیستم اطلاعات
inquiry system سیستم پرسش- پاسخ
integrate system سیستم مجتمع
interactive system سیستم فعل و انفعالی
intercommunication system ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
intercommunication system سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
measuring system سیستم سنجش
merit system نظام شایستگی نگر
microcomputer system سیستم ریزکامپیوتری
multiplex system سیستم چند سیمه
multiplex system سیستم چندگانه
multiprocessing system سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessing system سیستم چند پردازی
multiprocessing system سیستم پردازش چند گانه
multiprogramming system سیستم عملکرد چند برنامهای
multiprogramming system سیستم برنامه سازی چندگانه
multiuser system سیستم چند استفاده کننده سیستم چند کاربر
neurovegetative system دستگاه اعصاب نباتی
non quantized system دستگاه ناکوانتایی
non quantized system دستگاه کلاسیک
number system سیستم عدد نویسی
number system سیستم عددی
numeral system سیستم عددی
numeration system سیستم شمارشی
multiple well system سیستم چند چاهی
multilink system سیستمی که بیش از یک اتصال بین دو نقط ه دارد
miniature system خرده نظام
mixed system نظام مختلط
mksa system دستگاه مکثا
mnemonic system نظام یادیار
modern system نظام نوین
modern system نظام جدید
modular system سیستم پیمانهای
modulation system سیستم مدولاسیون
monetary system سیستم پولی
monitor system سیستم مبصر
monoclinic system دستگاه تک شیب
monocyclic system دستگاه تکدور
monoprogramming system سیستم پردازش دستهای که در هر لحظه یک برنامه را اجرا میکند
multicomponent system سیستم چند جزیی
multicomputer system سیستم چند کامپیوتری
oblique system سیستم مایل
system software نرم افزار سیستم
tetragonal system دستگاه چهار گوشهای
text system سیستم متن
the nervous system سلسله پیهای نباتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com