English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
table money فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
Other Matches
He banged the table with his fist . He thumped the table . با مشت کوبیدن روی میز
Money for jam . Money for old rope . پول یا مفتی
Protection money. Racket money. باج سبیل
money begets money <idiom> پول پول می آورد
table تو گذاردن
table جدول
table مطرح کردن
table میزبازی
table کوهمیز
table در فهرست نوشتن
table سفره
table خوان
table لوح جدول
table لیست
table فهرست
table از دستور خارج کردن
table معوق گذاردن
table روی میز گذاشتن
table به جدولی انتقال دادن
table به صورت جدول دراوردن
table لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
get table دست یافتنی
the f. of a table بطوریکه
the f. of a table باید
look up table جدول مراجعهای
two way table جدول دو سویی
table look up مراجعه به جدول
table look up جستجوی جدول
table طرح کردن
table لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
table ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
table لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
table استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
get table بدست اوردنی
table میز
Could we have a table outside? آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
inner table میزداخلی
under the table <idiom> زیرمیزی
table saw تابلونمایشگر
swivel table میز نوسان دار
state table جدول حالات
symbol table جدول نمادها
spelling table جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
to serve at table پیشخدمتی کردن
serve at table پیشخدمتی کردن
sand table میز مخصوص شن بازی بچه ها
pier table میز زیر ایینه قدی
plane table سه پایه نقشه برداری که الیداد بران سوار میشود
probability table جدول احتمالات
range table جدول مسافت توپ
range table جدول تیرتوپ
reciprocating table میز نوساندار
rotary table میز گردان
round table کنفرانس میز گرد
basement-table [پی را روی زمین ساختن]
symbol table جدول علامت
communion-table [میز چوبی در کلیساهای پروتستان]
table linen رومیزی
table linen دستمال سفره
table land زمین هموار
table lamp لامپ استاندارد
table instrument وسیله رومیزی
table flap قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
table d'hote خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
table comparator مقایسه کننده نوارها
table waters ابهای معدنی سر سفره
table water سفره اب زیر زمینی
table ware لوازم میز یا سفره
table utility برنامه کمکی جدولی
table tomb گورصندوقی وتخت
table telephone تلفن رومیزی
symbolic table جدول علائم
symbol table جدول نمادها جدول نمادی
permutation table جدول کلمات رمز
permutation table جدول تعیین رمز
tilting table میز نوسان دار
jolting table میز لرزان
table beet چغندر
imposing table در چاپخانه رانگا
gipsy table میزگردسه پایه
gaming table میزقمار
gaming table میزبازی
function table جدول تابعی
frequency table جدول بسامد
fourfold table جدول چهارخانه
fly table میز تا شونده
firing table جدول تیراندازی
lay on the table از دستور خارج کردن
leontief table جدول لئونتیف
leontief table نگاه کنید به :
periocic table جدول تناوبی عناصر
night table پاتختی
mutilation table جدول راهنمای بارگیری خودروها
mutilation table جدول بارگیری پیش بینی شده
movement table جدول حرکت ستونهای موتوری
mealing table صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
manning table جدول تعیین مشاغل جدول وفایف پرسنل
corbel-table [ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
manning table جدول مشاغل
lord's table میز مخصوص شراب ونان وعشای ربانی
lookup table جدول مراجعه
earth-table رج بنا
loading table جدول بارگیری
lie on the table از دستور خارج شدن
leontief table table output Input
firing table جدول تیر
feed table صفحهعلوفه
wait table <idiom> سرو کردن غذا
Could we have a table on the terrace? آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
Could we have a table by the window? آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
Could we have a table in the corner? آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
I'd like to reserve a table for 5. میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
truth table جدول ارزش [منطق] [ریاضی]
lay the table چیدن میز
the leg of the table پایه میز
virtual table جدول مجازی
vigenere table جدول رمز وی گنر
type table نوع جدول تیر
type table نوع جدول سازمان
turn table سینی گردش درسمت
Lift up the table. سرمیز رابلند کن
trestle table میز سهپایه
table manners روشغذاخوردنفردی
extending table میزبازشو
computer table میزکامپیوتر
where is my place at the table جای من در سر میز کجاست
multiplication table جدول ضرب [ریاضی]
outer table تختهخارجی
printer table میزچاپگر
table cut تراشتختهای
table extension صفحهانقراض
table mixer توپتنیسرویمیز
bargaining table جلسهمشترکبرایرفعاختلافاتکهها در بریتانیا استفادهمیشد
dining table میزغذاخوری
dinner table میزغذاخوری
league table جدوللیگ
negotiating table جلسهایکهمخالفانتلاشدارندبهتوافقیدستیابند
pin-table صفحهمخصوصبازیpillowcasePinball
turn table میز سمت
turn table میز چرخش
tier table میز کوچک
table talk صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
table spoonful قاشق سوپخوری
table spoon قاشق سوپ خوری
table set دستگاه میزی
table set وسیله رومیزی
table point جدول امتیازها
table of precedence صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
table of organization جدول سازمان
table of equipment جدول ساز و برگ
table of distribution جدول تقسیم اماد
table of distribution جدول توزیع
table of authorities جدول اولیا امور
table of allowance جدول سهمیه مجاز
altar-table میز مقدس در کلیسا
tide table نمودار جزر ومد یاکشند
tide table جدول کشند
tide table جگول جزر و مد
truth table جدول درستی جذول صحت
truth table روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
truth table در جبر بولی
truth table دو مقدار
truth table جدول صحت
truth table جدول درستی
trivet table میز سه پایه
transfer table میز انتقال
training table میز ناهارخوری در اردو
table carpet فرش رومیزی [اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
to lay on the table بوقت دیگر موکول کردن
time table جدول زمانی ورود و عزیمت
time table جدول زمان بندی
time table جدول زمانی
to rap on the table دست یا چیز دیگری روی زمین
dressing table میز ارایش
earth table رج بنا
periodic table جدول تناوبی
decompression table جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
periodic table جدول دورهای
decision table جدول تصمیم گیری
table tennis بازی پینگ پنگ
table tennis تنیس روی میز
decision table جدول تصمیم
convertible table میز صحرایی تا شونده
table tennis پینگ پنگ
character table جدول شناسایی
decision table جدول تصمیمی
decimal table جدول تصمیمی
circular table میز گرد
billiard table میز بیلیارد
coffee table میزپیشدستی
dressing table میز اینه داروکشودار
water table ابخوان سفره
addition table جدول افزایشی
water table سطح ایستایی
drain table میز قطران
water table سطح ایستائی اب
drawing table میز نقشه کشی
drilling table میز مته کاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com