Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
tape measures
مترمخصوص اندازه گیری
tape measures
نوارمتر
tape measures
متر نواری
Other Matches
measures
اقدامت
to take measures
اندازه گیری کردن
to take measures
اقدامات بعمل اوردن
to take measures
اقدام کردن
measures
پیش بینیها
measures
پیشگیریها
security measures
اقدامات تامینیه
precautionary measures
اقدامات احتیاطی
it measures two metres
دومتر است
protective measures
تدابیر احتیاطی
denial measures
تدابیر ممانعت ازنفوذ دشمن
denial measures
تدابیرممانعتی
denial measures
اصول ممانعت
counter-measures
اقدام جبران کننده
control measures
پیش گیریهای کنترلی
control measures
اقدامات کنترلی
control measures
مقررات کنترلی
conciliatory measures
معیارهای مصالحه
coal measures
طبقات زغال خیز
suppression measures
اقدامات برای جلو گیری
collateral measures
اقدامت پیوسته
connected measures
اقدامت متوازی
collateral measures
اقدامت متوازی
Precautionary measures.
اقدامات احتیاطی
counter-measures
پیشگیری
counter-measures
پادکار
counter-measures
چارهجویی
counter-measures
اقدام متقابل
connected measures
اقدامت پیوسته
weight and measures
سنگ و اندازه
to set measures to anything
برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
arms control measures
مقررات کنترل جنگ افزار اقدامات کنترلی جنگ افزار
central tendency measures
اندازههای گرایش مرکزی
measures of central tendency
اندازههای گرایش مرکزی
We don't do things by half-measures.
کاری را تا آخر و کامل به پایان رساندن
We don't do things by half-measures.
کاری را ناقص انجام ندادن
tape
نوار خط پایان
tape
نوار پهن بالای تور
tape
تایپت
tape
تپت
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
وسیلهای که داده را روی نوار مغناطیسی اجرا و ذخیره میکند
tape
ماده بلند و باریک مسط ح
This tape has just come out.
این نوار تازه درآمده
tape
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
tape
نوار بستن
tape
روی نوار ضبط کردن نواربرداری کردن
tape
نوار
tape
بانوار بستن
tape
نوار ضبط صوت
tape
نوار چسب
tape
نوار زدن ضبط کردن
tape
نوارچسب
drastic times call for drastic measures
<idiom>
[زمانی که شما فوق العاده بی امید هستید و میخواهید یک تصمیم موثر بگیرید]
tape line
تسمه فلزی وباریک که برای اندازه گیری بکارمیرود
tape line
قابدار
tape line
متر
tape library
اتاق مخصوص نگهداری نوار
tape library
کتابخانه نوارها
tape librarian
بایگان نوار
tape label
برچسب نوار
tape mark
نشان نوار
tape perforator
نوار سوراخ کن
tape synchronizer
همگام کننده نوار
tape streamer
حلقه ممتد نوار برای حافظه پشتیبان
tape storage
انباره نواری
tape spool
قرقره نوار
tape relay
ارسال و دریافت پیام به وسیله نوار یا به شکل نوارضبط
tape reel
حلقه نوار
tape record
روی نوار ضبط صوت صدا راضبط کردن
tape reader
نوار خوان
tape punch
نوار منگنه کن
tape jam
گیر کردن نوار
tape handler
unit tape magnetic
tape cartridge
کارتریج نوار
recording tape
نوار ضبط
punched tape
نوار پانچ
punched tape
نوار منگنه شده
tape drive
نوار گردان
perforated tape
نوار کاغذی یا نوار بلند که داده به صورت پانج شده روی آن ذخیره میشود
perforated tape
نوار سوراخ دار
ticker tape
نوار کاغذی
scratch tape
نوار چرکنویس
tape drive
نوارچرخان
tape copy
پیام ضبط شده روی نوارضبط
tape copy
پیام نوار شده
tape comparator
مقایسه کننده نوار
tape code
کد نوار
tape cassette
کاست نوار
tape cable
کابل نواری
tape bound
با تنگنای نواری
tape drive
نوار ران
seven track tape
نوار هفت شیاره
paper tape
نوار کاغذی
cassette tape
نوار کاست
white tape
نوارسفید
tear tape
نواربازکردن
tape-guide
محلعبورنوار
tape selector
انتخابگرنوار
tape lock
قفلنوار
tape dispenser
نوارچسب
tape counter
شمارشگرنوار
bridle tape
نوارافسارمانند
Scotch tape
نوار طلق
tape recording
دستگاهضبطصدا
magnetic tape
نوار مغناطیسی
tape recorder
نوار ضبط کن
tape recorder
ضبط صوت دستگاه ضبط صوت
tape recorders
نوار ضبط کن
tape recorders
ضبط صوت دستگاه ضبط صوت
red tape
نوار باریک قرمز
red tape
فرمالیته اداری
red tape
تشریفات زائد
red tape
<idiom>
بیش ازحد فرمالیته
red tape
مقررات دست و پاگیر
Scotch tape
نوار اسکاچ
masking tape
نوارچسب کاغذی
magnetic tape
موتور و دستگاه چرخان که به سیگنالهای الکتریکی امکان ضبط روی نوار مغناطیسی یا چرخش روی آن می دهند
magnetic tape
روش درایو نوار مغناطیسی کنترل شده
magnetic tape
ماشینی که سیگنالهای ذخیره شده روی نوار مغناطیسی را می خواند و به صورت الکترونیکی تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل فهم است
magnetic tape
پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
to breast the tape
مسابقه دورابردن
tape verifier
باز بین نوار
tape unit
واحد نوار
tape transport
حامل نوار
transaction tape
نوار تراکنش
v tape engine
موتور خورجینی
masking tape
نوار چسب رنگزنی
magnetic tape
جعبه کوچک حاوی چرخ نوار مغناطیسی و انتخاب کد در دستشان نوارخوان و درایو نوار استفاده میشود
magnetic tape
وسیلهای که داده ورودی از صفحه کلید را مستقیما می نویسد روی نوار مغناطیسی
magnetic tape
وسیلهای با نوک مغناطیسی
video tape
نواردیداری و شنوایی
video tape
نوار سمعی و بصری
v tape engine
موتور"وی " شکل
tape to card
از نوار به کارت
linen tape
نوار کتان
tape deck
نوار چرخان
tape decks
نوار ران
tape drive
نوار چرخان نوار ران
tape gauge
اشل زنجیری
input tape
نوار اولیه
tape file
پرونده نواری
chadless tape
نوار بی خرده کاغذ
tape decks
نوارچرخان
tape deck
نوارچرخان
tape deck
نوار ران
tape drive
دستگاه نوارخوان
mag tape
نوار مغناطیسی
friction tape
نوار چسب
dump tape
نوار روبرداری
double tape
نوار مساحی مضاعف
key to tape
کلید به نوار
tape drives
نوارچرخان
tape drives
نوار گردان
tape drives
نوار ران
tape drives
نوار چرخان نوار ران
library tape
نوار کتابخانهای
tape decks
نوار چرخان
copper tape
نوار مسی
tape measure
مترمخصوص اندازه گیری
measuring tape
متر نواری
measuring tape
نوار مساحی
mica tape
نوار میکا
nine track tape
نوار نه شیاره
tape measure
نوارمتر
tape drives
دستگاه نوارخوان
tape measure
متر نواری
one time tape
نوار یک لبه
one time tape
نوار یک رویه کلید رمز
adhesive tape
نوار چسب
master tape
شاه نوار
heating tape
نور حرارتی
carbon tape
نوارکاربنی
cambric tape
نوارچسب کمبره
blank tape
نوار نانوشته
binary tape
نوار دودویی
granofather tape
نوار پدر بزرگ
finish tape
نوار پایان مسابقه
backspace tape
فرایند برگرداندن نوارمغناطیسی به ابتدای رکوردقبلی
armature tape
نوار چسب ارمیچر
end of tape mark
نشان انتهای نوار
end of tape marker
علامت انتهای نوار
magnetic tape control
کنترل نوار مغناطیسی
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
beginning of tape marker
علامتی که نقطه شروع ضبط اطلاعات را بر روی نوارنشان میدهد
carriage control tape
نواری که اطلاعات لازم برای کنترل تعویض سطر در یک چاپگر سطری روی ان پانچ شده است
cassette tape deck
پوششنوارکاست
perforated paper tape
نوار کاغذی سوراخ دار
carriage control tape
نوار کنترل نورد
magnetic tape reader
نوار مغناطیسی خوان
digital tape cassettes
نوار کاست رقمی
tape operating system
سیستم عامل نوار
three phase bridge tape
اتصال گرتس سه فازه
paper tape punch
منگنه نوار کاغذی
magnetic tape transport
انتقال نوار مغناطیسی
streaming tape drive
دستگاهی که یک کارتریج نوارپیوسته را نگهداری کردن واساسا" به عنوان پشتیبان گردانندههای دیسک سخت بکار می رود
magnetic tape system
سیستم نوار مغناطیسی
tape backup unit
دستگاه پشتیبانی نوار
magnetic tape store
منبع یا حافظه نوارمغناطیسی
magnetic tape storage
انباره نوار مغناطیسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com