Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (5 milliseconds)
English
Persian
the means and the extremes
دو میان و دو کرانه
Other Matches
extremes
طرفین
extremes
دوکرانه
to run to extremes
افراط وتفریطکردن
not even by
[not even through]
[not even by means of ]
نه حتی به وسیله
[به طریق]
by all means
<adv.>
قطعا
by no means
به هیچ وجه
by means of
به وسیله
by f. means
ملایمت
by some means or other
<adv.>
هیچ چیز
[اصلا]
he means well
نیتش خوب است
Certainly not!
[By no means!]
مطمینا نه !
[به هیچ وجه !]
by all means
<adv.>
حتما
How . In what way. By what means.
چطور؟
means are not a
وسایل فراهم نیست
i do not know what he means
نمیدانم مقصودش چیست
he says what he means
مقصودخودراصریحابیان میکند
he means well
قصد بدی ندارد
by f. means
بامدادا
by all means
بهر قیمت که باشد
means
درامد
means
وسایل
means
دارائی
means
توانائی درامد
means
وسائل
means
وسیله
means
دارایی
means
استطاعت
by all means
بهمه حال
by all means
هر طورباشد
by all means
با تمام وسائل
by all means
<adv.>
کاملا
means
استطاعت وسایل
means
توانایی
Other means of transport
سایر وسایل نقلیه
to live beyond one's means
بیش از حدود استطاعت خودخرج کردن
transport means
وسیله بارکشی یاحمل ونقل
ways and means
طرق و وسایل انجام چیزی تامین معاش
means test
سنجش استطاعت مالی
means-tested
متغیرغیروابسته
By no means . By no account .
به هیچ وجه
By no manner of means .
بهیچ وجه من الوجوه
means tests
سنجش استطاعت مالی
means against rust
ابزارهای گرد زدا
square means second p
مجذوریعنی توان دوم
lack of means
عدم تمکن
he means mischief
است
he means mischief
مقصودش شیطنت
fraudulent means
وسائل متقلبانه
means objects
اشیاء وسیله
ends and means
هدف و وسیله
means of production
ابزار تولید
means of production
وسایل تولید
means of transport
وسائط نقلیه
blocking the means
سد ذرایع
aman of means
ادم دارایا با استطاعت
committee of ways and means
کمیسیون مالی
this word means a dog
این واژه یعنی سگ
means end capacity
استعداد درک وسیله- هدف
this word means a dog
معنی این کلمه سگ است
the end sanctifies the means
خوبی وبدی وسائل رسیدن بمقصودی پس از رسیدن به ان مقصودمعلوم میشود
means end expectation
انتظار وسیله- هدف
means of attaining one'd end
وسیله رسیدن بمقصود
Never! Not at all !! By no means !There is no such thing at all . Nothing of the sort. Nothing doing.
ابدا"چنین چیزی نیست
means ends analysis
نوعی روش استدلال که در یک کوشش برای کاهش تفاوتهااز نقطه شروع تا هدف به عقب و جلو نظر می اندازد
means end relations
روابط وسیله- هدف
means end learning
یادگیری وسیله- هدف
The means of payment will appear unchanged.
شیوه های پرداخت تغییر نخواهند کرد.
This new frontier incident probably means war.
این رویداد مرزی جدید معنیش احتمالآ جنگ است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com