English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (4 milliseconds)
English Persian
the tides ids coming up جزرومد بالامی اید
Other Matches
mixed tides کشندهای امیخته
queen of the tides مهتاب
queen of the tides ماه
equatorial tides جذر و مد استوایی
high tides مد یا برکشند
high tides مد
high tides مد دریا
high tides حداکثر مد دریا
high tides روز جشن
high tides روز سروروشادی
high tides حد اعلای مد دریا اوج
high tides حد اعلی
to work double tides شب وروزکارکردن
to work double tides دو وقته کار کردن
have it coming <idiom> سزاوار تنبیه بودن
(not) know if one is coming or going <idiom> نمی دانه چکار کند
get what's coming to one <idiom> هرکسی نوع رفتار را خودش رقم میزند
up-and-coming دارای آیندهی خوب
up-and-coming در جهش
up-and-coming در حال رشد
up-and-coming رو به رونق
up-and-coming رو به ترقی
coming اینده
The time is coming soon when ... به زودی وقتش می رسد که...
to be coming up to meet به طرف کسی رفتن
to be coming up to meet به طرف کسی رفتن برای برخورد
to be long in coming خیلی طولش میدهد تا بیاید [برسد]
You had it coming to you. serves you right. چشمت کور
coming in speed حداقل سرعت گردش مگنتوبرای تامین ولتاژ لازم جهت جرقه زدن همزمان تمام شمع ها
His coming here was quite accidental. آمدن اوبه اینجا کاملا" اتفاقی بود
You asked for it. You had it coming. حقت بود ( خودت تقصیر داشتی )
to be a long time in the coming خیلی طولش میدهد تا بیاید [برسد]
He is a long time coming. او [مرد] خیلی طولش می دهد [دیر می کند] .
I am down and out . I dont know where my next meal is coming for . برای نان شب معطل مانده ام
We wI'll go to the seaside this coming ( next ) summer . امسال تابستان می رویم کنار دریا
The deadline is coming closer. مهلت مقرر نزدیکتر می شود.
Things are coming to a critical juncture . کارها دارد بجاهای با ریک می کشد
There was too muh greed in the past, and now the chickens are coming hoe to roost with crime and corruption soaring. در گذشته طمع ورزی زیاد بود و حالا با افزایش جنایت و فساد باید تاوان پس دهیم.
Next Saturday . This coming Saturday. شنبه دیگه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com