English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (5 milliseconds)
English Persian
throwaway society جامعه مسرف
Other Matches
throwaway غیر رسمی
throwaway یکبار مصرف
throwaway ورقهی اعلان
throwaway دور انداختنی
throwaway مصرف کن و دور بیانداز
throwaway خودمانی
throwaway بی رودرواسی
society نظام اجتماعی گروه
society اجتماع
society جمعیت
society اشتراک مساعی
society جامعه اجتماع
society شرکت حشر ونشر
society معاشرت
society مجمع
society انجمن
society جامعه
society انسگان
society شرکت کمیته
building society شرکتوام دهندهمسکن
secret society انجمن سری
Every individual in the society should . . . هر فردی درجامعه با ید ...
The various strata of society. طبقات مختلف اجتماع
the society is like a vortex جامعه مانندگردابی است
co-operative society موسسهعام المنفعه
transitory society جامعه انتقالی
withdrawal from society اعتکاف
cooperative society شرکت تعاونی
A classless society. جامعه بی طبقه
primitive society جامعه ابتدایی
preliterate society جامعه نانویسا
nonliterate society جامعه نانویسا
affluent society جامعه مرفه
affluent society جامعه ثروتمند
affluent society جامعه رفاه
affluent society جامعه مصرفی
atomistic society جامعه ذرهای
atomistic society واحدهای کوچک تولیدی
benefits society انجمن خیریه
join a society عضو انجمنی شدن
classless society جامعه بی طبقه
closed society جامعه بسته
egalitarian society جامعه تساوی طلب
inert society جامعه بیهوده
law society کانون وکلا
mass society جامعه انبوهیده
friendly society انجمن تعاونی) که اعضای ان همدیگر رادرتنگدستی یاپیری یاری میکنن
to live at the expense of society بار دیگران شدن
to live at the expense of society روی دوش جامعه زندگی
word processing society انجمن پردازش کلمه
society of certified processors سازمانی که علائق و خواستههای متخصصین تایید شده کامپیوتر را ارائه میدهد
society for computer simulation انجمن شبیه سازی کامپیوتر
society for computer medicine انجمن پزشکی کامپیوتر
iranian physical society انجمن فیزیک ایران
canadian information processing society انجمن کانادایی پردازش اطلاعات
To rub shoulders with people of high society. Tobecome prominent. سری توی سرها درآوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com