English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (8 milliseconds)
English Persian
to go t. a trial محاکمه شدن
Search result with all words
trial محاکمه
trial دادرسی
trial ازمایش امتحان
trial رنج
trial کوشش
trial سعی
trial ازمایش
trial امتحان
trial امتحان کردن
trial ازمایش کردن ازمایشی
trial محاکمه محاکمه کردن
trial مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
trial run استفاده ازمایشی
trial runs استفاده ازمایشی
acceptance trial آزمایش قبول وسایل وتجهیزات
catch trial کوشش مچ گیری
committed for trial تسلیم متهم به دادگاه
detention pending trial توقیف احتیاطی
detention pending trial حبس موقت
ex parte trial دادرسی غیابی
field trial مسابقه تازیهای شکاری
he was on his trial او را محاکمه میکردند
new trial اعاده دادرسی
new trial محاکمه جدید تجدید محاکمه
one trial learning یادگیری یک کوششی
public trial دادرسی علنی
to make a trial of ازمودن
to make a trial of امتحان کردن
re trial اعاده دادرسی
trial offer عرضه ازمایشی
shaft beyond trial well چاه پیشکار
speedy trial دادرسی فوری
summary trial محاکمه اختصاری
time trial رکوردگیری در تمرین رکوردگیری
time trial مسابقه دوتمرینی
to buy on trial بشرط امتحان خریدن
to undergo a trial محاکمه شدن
trial and erroe ازمایش و خطا
trial and erroe سعی وامتحان
trial and error روش ازمایش و خطا
trial and error ازمون و خطا
trial and error کوشش و خطا
trial and error روش کورمالی
trial and error ازمایش و خطا
trial and error ازمایش ولغزش
trial and error learning یادگیری از راه کوشش و خطا
trial at the bar محاکمه
trial attorney وکیل محاکمه
trial attorney وکیلی که تخصص او در دفاع است وکمتر به امور دفتری می رسد
trial balance ترازنامه ازمایشی
trial balance تراز ازمایشی
trial court دادگاه رسیدگی به امورموضوعی
trial elevation درجه ازمایشی
trial elevation درجه مربوط به شروع تیر موثر
trial function تابع ازمایشی
trial hole گمانه
trial hole چاه ازمایشی
trial in presence of the parties دادرسی حضوری
trial jury هیئت منصفه
trial lawyer وکیل دادگستری که دردادگاههای جنایی حضورمییابد
trial on merits رسیدگی ماهوی
trial on procedural matters رسیدگی شکلی
trial on technicalities رسیدگی شکلی
trial order سفارش ازمایشی
trial rate درصد ازمایش یک محصول
trial shot گلوله ازمایشی
trial shot تیر ازمایشی
trial shot تیر قلق گیری
trial trip مسافرت ازمایشی یا امتحانی
vicarious trial and error کوشش و خطای نمادی
show trial محاکمهعلنی
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
trial balloon <idiom> یک دستی زدن
The wrd is a place of trial by ordeal , not of eas. <proverb> دنیا جاى آزمایش است نه جاى آسایش .
He was put on trial. او محاکمه شد. [حقوق]
to put somebody on trial کسی را محاکمه کردن
trial آزمون
trial آزمایش
trial امتحان
trial تست
day of the trial روز محاکمه
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com