Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (6 milliseconds)
English
Persian
to go to this doctor and that
پیش این طبیب وان طبیب رفتن
to go to this doctor and that
این حکیم وان حکیم کردن
Search result with all words
family doctor
پزشک خانواده
witch doctor
جادو گر و طبیب
witch doctor
ساحر
doctor
پزشک دکتر
doctor
طبابت کردن
doctor
درجه دکتری دادن به
attendance of a doctor
حضور پزشک روی رینگ بوکس
certificate of a doctor
تصدیق طبیب
certificate of a doctor
گواهی پزشک
doctor of d.
حکیم الهی
doctor of d.
دکتردرعالم دین
doctor to the company
پزشک شرکت
herb doctor
پزشکی که با داروی گیاهی به مداوا میپردازد
mad doctor
پزشک دیوانگان
saw doctor
ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
school doctor
استاد دانشگاه یا اموزشگاه الهیات در قرنهای میانه
the doctor bled me
دکتراز من خون گرفت
the doctor ordered an ointment
پزشک مرهم تجویز کرد
woman doctor
پزشک زن حکیم خانم طبیبه
flying doctor
پزشکسیار
spin doctor
متخصصروابطاجتماعی
Fetch a doctor at once.
زود یک دکتر پیدا کن بیاور
The doctor is a busy man .
دکتر سرش شلوغ است
And you are supposed to be a doctor ! some doctor ( physician ) you are !
مثلا" ناسلامتی شما یک دکتری !
just what the doctor ordered
<idiom>
Call a doctor quickly.
فورا پزشک خبر کنید.
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects.
در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
doctor in charge
دکتر پاسخگو
[در بیمارستان]
doctor-to-be
پزشک آینده
We sent for the doctor.
برای ما این دکتر را صدا کردند.
He has been to see the doctor.
او
[مرد]
نزد دکتر بود.
An apple a day keeps the doctor away.
<proverb>
با خوردن یک سیب هر روز نیازی به دکتر نیست.
[چونکه آدم دیگر بیمار نمی شود]
Go and fetch a doctor!
برو یک دکتر بیاور!
unless otherwise prescibed
[by the doctor]
مگر اینکه
[پزشک]
نسخه دیگری نوشته
a fake doctor
پزشک قلابی
He's not suited for a doctor.
او
[مرد]
برای یک پزشک مناسب نیست.
after death the doctor
<proverb>
نوشدارو بعد از مرگ سهراب
An apple a day keeps the doctor away.
<proverb>
غذای خوب طبیب را فراری می دهد.
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com