English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (9 milliseconds)
English Persian
to lay waste ویران یا غارت کردن
Search result with all words
waste هرزدادن
waste حرام کردن بیهوده تلف کردن
waste نیازمندکردن
waste بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
waste باطله
waste زائد اتلاف
waste تلف کردن ضایع کردن
waste زباله
waste اشغال
waste انبار
waste بیهوده
waste اشغال زباله
waste تلف کردن
waste ضایع کردن
waste صرف کردن
waste اصراف کردن
waste تضییع کردن اتلاف
waste تفریط
waste تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
waste تلف
waste هدر
waste افت
waste قراضه هرز
waste ضایع
waste بی مصرف
waste موات
waste پسماند
agricultral waste پسماند کشاورزی
waste catchment ابخیز
colour of waste water رنگ فاضلاب
cotton waste ضایعات پنبه
cultivation of waste land احیا اراضی موات
cultivationg waste land احیاء موات
do not waste your breath خودتان را بیخود خسته نکنید
domestic waste water فاضلاب خانگی
economic waste اتلاف اقتصادی
encroachment and waste تعدی و تفریط
go to waste هرز رفتن
run to waste هرز رفتن
haste makes waste ادم دست پاچه که کارادوبارمیکند
haste makes waste تعجیل موجب تعطیل است
lay waste ویران کردن
voluntary waste تعدی و تفریط در عین مستاجره یا ملک موردتصرف
waste basket سبد کاغذ بیکاره
waste basket سبد
waste basket زنبیل
waste basket مکثف
waste book دفتر باطله
waste gas fule مجرای دود
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
waste heat گرمای تلف شده
waste instruction دستوری که عملی انجام نمیدهد.
waste land اراضی موات
waste land زمین موات
waste lands اراضی موات
waste lime نخاله اهک
waste material مصالح وازده
waste of manor اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
waste one's breath زبان خود را خسته کردن
waste one's words زبان خود را خسته کردن
waste pipe لوله زهکش
waste product محصولات زائد
waste product ضایعات
waste water فاضلاب
without impeachment of waste بدون تقبل مسئوولیت خرابیها
sink with waste disposal unit فرفشوییبااجزافضولات
soil and waste stack کیسهخاکوفضولات
waste disposal unit مخزنآبزاید
It is absolutely useless . It is a waste of time . بی نتیجه است
This is a sheer waste of time . این کار اتلاف وقت محض است
lay waste <idiom> خراب کردن وویران نگه داشتن ،شکستن
waste one's breath <idiom> بی نتیجه صحبت کردن
to give up [to waste] something ول کردن چیزی [کنترل یا هدایت چیزی]
waste not want not <idiom> قناعت توانگر کند مرد را
cotton-waste آشغال و ضایعات پنبه
napping waste ضایعات عمل خارزنی [این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
waste silk ابریشم گجین [ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
waste از دست رفتن
waste water purification plant تصفیه خانه فاضلاب
waste time وقت تلف کردن
waste time تلف کردن زمان
waste time هدر دادن زمان
waste time وقت هدر دادن
waste of time وقت اتلاف شده
waste of time وقت هدر شده
Waste کثافات
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com