English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 69 (5 milliseconds)
English Persian
to offer one's condolences تسلیت عرض کردن
Other Matches
condolences افهار تاسف
condolences تسلیت
condolences همدردی
Please accept my condolences. به شما صمیمانه تسلیت عرض می کنم.
heartfelt condolences [sympathy] تسلیت صمیمانه
offer تقدیم داشتن
to offer تقدیم کردن [دادن]
on offer اماده برای فروش
on offer فروشی
One could be taken up on ones offer. تعارف آمد نیامد دارد
offer پیشنهاد
to offer عرضه کردن [ کالا]
offer پیشنهاد
offer عرضه
offer افهار یاابراز کردن
offer بدست اوردن
offer عرضه کردن
offer پیشکش ارائه
offer ایجاب
offer پیشنهاد کردن
offer پیشکش کردن عرضه
offer پیشنهاد کردن پیشنهاد
offer تقدیم
to offer at any thing دست بکاری زدن
to offer an explanation توضیح دادن
to offer an excuse بهانه انگیختن
to spurn an offer دعوتی راردکردن
to offer at any thing بکاری مبادرت ورزیدن
Offer him some chocolates. به ایشان شکلات تعارف کنید
May I offer you a cigarette? اجازه می فرمایید من به شما یک نخ سیگار تقدیم کنم؟
to offer somebody a lift به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
to offer a reward [for] عرضه کردن پاداشی [برای]
withdraw an offer پیشنهادی را پس گرفتن
offer to purchase پیشنهاد خرید
to offer one's sympathies to somebody به کسی تسلیت گفتن
to offer an excuse پوزش خواستن عذرخواهی کردن
to offer an excuse عذر اوردن
offer curve منحنی پیشنهاد
offer and demand عرضه و تقاضا
offer and acceptance ایجاب و قبول
offer an excuse عذر اوردن
offer a sacrifice قربانی کردن
money off offer فروش با تخفیف
make an offer ایجاب
firm offer پیشنهاد ثابت
firm offer پیشنهاد قطعی
counter offer عرضه متقابل
counter offer پیشنهاد متقابل
acceptance of offer قبولی پیشنهاد
offer curve منحنی قیمت مصرف
offer for sale پیشنهاد جهت فروش
to offer an apology عذر خواهی کردن
to offer an apology پوزش خواستن
trial offer عرضه ازمایشی
sampling offer عرضه ازمایشی
offer to purchase پیشنهاد جهت خرید
offer to buy something حاضر به خرید چیزی شدن
acceptance of offer پذیرش پیشنهاد
offer one's hand دست را جلو بردن
offer one's hand پیشنهادعروسی دادن
offer round به همه تعارف کردن
our offer to render a service حاضر شدن ما برای اینکه خدمتی بکنیم
joint product offer فروش یک کالا همراه با کالای دیگر
To turn down (reject) an offer. پیشنهادی را رد کردن
An insincere offer(gesture). تعارف خشک وخالی
money refund offer فروش قابل پس دادن
to take a rain check [ raincheck] on an offer [American E] رد کردن درخواستی و قول دعوت بعدی
Is your price offer ( quotation ) stI'll open ( valid ) ? آیا پیشنهاد قیمت شما کماکان بقوت خود با قی است ؟
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com