Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
to sink in the scale
پایین رفتن
to sink in the scale
در مقام تنزل کردن
Other Matches
sink,kitchen sink
تشتک فرفشویی
sink
فرو بردن
sink in
<idiom>
توجیه شدن چیزی
sink
فرو رفتن
sink
دست شویی اشپزخانه
sink
وان دستشویی
sink
چاهک
sink
فروبردن فرو رفتن
sink
رسوخ
sink
نزول کردن غرق شدن
sink
نشست کردن
sink
گود افتادن
sink
کشیدن
sink
شرح در جدول مسیردرباره تمام مسیرهای شبکه به یک مقصد
sink
دریافت انتهای خط ارتباتی
sink
ته نشینی حفره یاگودال
sink
ته رفتن
sink or swim
<idiom>
افت وخیز درکاری داشتن
kitchen sink
حملمقدارزیادیازچیزهایغیرضروری
heat sink
انباره حرارتی
money sink
<idiom>
گودال پول
[کیسه پول سوراخدار]
die sink
پخ زدن
die sink
خزینه درست کردن
sink hole
چاهک
sink one's teeth into
<idiom>
با جدیت دنبال کاری رفتن
double sink
سینکدوتایی
sink with waste disposal unit
فرفشوییبااجزافضولات
x scale
در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
k scale
مقیاس ک
two scale
دودویی
z scale
مقیاس " زی "
two scale
دو مقیاسی
scale value
ارزش مقیاسی
scale up
افزایش مقیاس
scale up
افزایش به نسبت ثابت
scale up
افزایش
x scale
مقیاس طولی عکس
y scale
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
scale down
کاهش مقیاس
scale
قپان
f scale
مقیاس اف
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
to scale down
پایین اوردن ومطابق مقیاس قراردادن
t scale
مقیاس T
scale down
کاهش تدریجی
scale down
کاهش
scale down
به نسبت ثابت
to scale up or down
مقیاس چیزیرابزرگتر یاکوچکتر کردن
m f scale
مقیاس نرینگی- مادینگی
scale
مقیاس نقشه
scale
مشابه 8865
scale
درجه بندی
scale
شاخص
scale
میزان مقیاس درجه
scale
طبله
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale
طبلک درجه
scale
کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
scale
قطعه
scale
حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
scale
مقیاس کردن
scale
ترازو
scale
جدول
scale
کمتریا افزایش نسبت
scale
خطکش
scale
ن
scale
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
scale
دسته بندی
scale
مقیاس گذاشتن
scale
مقیاس
scale
درجه
scale
نرخ دو مقدار
scale factor
مقیاس گذاری
ration scale
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
scale of preferences
مقیاس رجحانها
reasonable scale
مخارج متعارفه
scale of balance
کپه
return to scale
بازده نسبت به مقیاس
scale factor
پیمایش
scale factor
ضریب اندازه
scale factor
ضریب مقیاس
scale armor
زره پولک دار
scale factor
ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
scale board
تخته نازک
point scale
مقیاس امتیازی
numerical scale
مقیاس عددی
nominal scale
مقیاس
nominal scale
شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
nominal scale
مقیاس اسمی
needle scale
حرکت تعادلی روی یک پا
micrometer scale
طبله اعدادجزیی مقیاس اعداد جزیی
micrometer scale
طبله میکرومتر
map scale
مقیاس نقشهای
medium scale
نقشه مقیاس متوسط
medium scale
در مقیاس متوسط
maximum scale value
مقدار درجه بندی حداکثر
numerical scale
مقیاس شماره بندی شده
ordinal scale
مقیاس ترتیبی
percentile scale
مقیاس صدکی
ration scale
مقیاس نسبتی
rating scale
مقیاس درجه بندی
range scale
طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
range scale
طبله مسافت
psychological scale
مقیاس روانی
product scale
مقیاس فراورده
precision scale
مقیاس دقیق
plotting scale
خط کش مسافت یاب
plotting scale
خط کش مختصات
plateform scale
قپان سکوب دار
photographic scale
مقیاس عکاسی
map scale
مقیاس نقشه
scale of preferences
مقیاس برتریها
on a grand scale
<adv.>
در مقیاس بزرگ
graduated scale
ترازویدرجهدار
distance scale
مقیاسمسافت
depth scale
مقیاسعمیق
cine scale
صفحهنشانگر
Celsius scale
درجهیسیلیوس
belly scale
شکمصاف
aperture scale
دهانهمقیاسدرجه
altitude scale
ارتفاعدیجیتالی
Richter Scale
میزان ریشتر
height scale
پایهارتفاع
kitchen scale
ترازویآشپزخانه
latitude scale
مقیاسجغرافیایی
on a grand scale
<adv.>
به مقدار زیاد
exposure scale
جدول پرتوگیری
[عکاسی]
At the rate of . On a scale of .
به میزان
vernier scale
قالبنمایش
transfer scale
پایهانتقال
scale leaf
برگقطعهای
letter scale
مقیاسنامهها
tempo scale
میزانتمپو
windage scale
مقیاس تصحیح سمت دستگاه درجه
spectral scale
مقیاس طیفی
Richter Scale
درجهی ریشتر
site scale
دستگاه تراز توپ
site scale
طبله تراز
sight scale
مقیاس نشانه روی
sight scale
طبله نشانه روی
scale of weights
جدول وزنهایی که اسب مسابقه باید تحمل کند
scale of project
وسعت طرح
scale of project
اندازه طرح
splash scale
طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
stanine scale
مقیاس نه بخشی
swan scale
تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
windage scale
مقیاس تغییر سمت
vertical scale
عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
transverse scale
مقیاس عرضی
tonal scale
مقیاس صوتی
to turn the scale
قطعی بودن
to turn the scale
قاطع بودن
to scale awall
بالارفتن ازدیوار
the scale preponderates
کفه ترازو پایین میرود
temperature scale
مقیاس دما
scale of production
مقیاس تولید
mach scale
مقیاس ماکیاول گرایی
explosive scale
مدار موادمنفجره مصرف شده درپرتاب گلوله
cumulative scale
مقیاس تراکمی
coordinate scale
گونیا
coordinate scale
گونیای مختصات
conversion scale
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
conversion scale
مقیاس خطی
clerk of the scale
متصدی توزین سوارکار ووسایلش پس از مسابقه
chromatic scale
مقیاس نیم پردهای
centigrade scale
مقیاس سانتی گراد
binary scale
مقیاسی که 2 ماخذ عددشماری انست نه 10
beaufort scale
سیستم اعداد برای مشخص کردن شدت باد
beam scale
توازن تیر
baume scale
مقیاس بومه
deflection scale
مقیاس سمتی
deflection scale
طبله مقیاس سمت
explosive scale
مدار منفجره
engineer's scale
خط کش محاسبه مهندسی
engineer's scale
خط کش مهندسی
elevation scale
طبلک درجه
elevation scale
مقیاس درجه
economies of scale
صرفه جوئیهای مقیاس
economies of scale
صرفه جوئیهای تولید انبوه
economic of scale
کاهش دادن هزینه ها کاهش یافتن هزینه ها
dispersion scale
طبله مخصوص تصحیح پراکندگی مقیاس پراکندگی میزان پراکندگی
diseconomies of scale
عدم صرفه جوئی به مقیاس
derived scale
مقیاس اشتقاقی
deflection scale
طبله سمت
bar scale
مقیاس خطی
architecht's scale
خط کش مقیاس مهندسی
architecht's scale
خط کش مهندسی
large scale
بمقدار زیاد
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
مقیاس کوچک
small-scale
بمقیاس کم
small-scale
بمقدار کم
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale
مقیاس کوچک
small scale
بمقیاس کم
small scale
بمقدار کم
full-scale
تمام عیار
large scale
نسبتا زیاد بمعیار وسیع
large scale
در مقیاس بزرگ
age scale
مقیاس سنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com