English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (10 milliseconds)
English Persian
to square up خود را آماده کردن [برای دعوی یا حمله]
Search result with all words
square deal تقلب نکردن
square deal باشرف بودن رک وراست
square deals تقلب نکردن
square deals باشرف بودن رک وراست
square root جذر
square root ریشه دوم
square roots جذر
square roots ریشه دوم
square چارگوش
square گوشه دار
square مربع توان دوم
square مجذور
square جذر میدان
square منصف
square منظم حسابی
square عادلانه
square برابر
square راست حسینی
square چهارگوش کردن مربع کردن
square بتوان دوم بردن مجذور کردن
square وفق دادن
square جوردراوردن
square واریز کردن
square مربع
square مرتب کردن کلاه
square چهار گوش
square گونیا
square مساوی
square به یک طرف میله وعمود به ان
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square خانه شطرنج
square brackets قلابهای گوشه دار
bevelled edge square زاویه حاده
all square مساوی
back square گونیای فلزی که در کارگاههااستفاده میشود
betwixt square گونیا
bevel steel square نقاله
bevel square گونیا
black square weakness ضعف خانههای سیه رنگ شطرنج
by the square بدقت
by the square درست
by the square مطابق نمونه
carpenters try square گونیای درودگری
chi square مربع خی
chi square distribution توزیع مربع خی
chi square test ازمون "چی دو "
color square مربع رنگ نما
flight square خانه فرار شطرنج
magic square چار گوشی که خانههای شطرنجی دارد
mean square یک مربع حسابی
mean square deviation اختلاف
mean square deviation مغایرت
mean square deviation میزان انحراف متداول
miter square گونیا
on the square بدون کجی
on the square بدرستی
on the square بانصاف
ordinary least square method روش حداقل مربعات معمولی
ounce per inch square اونس اینچ مربع
out of square کج
out of square خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
pound per square inch پوند بر اینچ مربع
root mean square ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
root mean square error جذر میانگین مجذور خطا
root mean square velocity جذر میانگین مجذور سرعت
square away سروسامان دادن به دردسترس قرار دادن
square ball پاس عرضی
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
square dance رقص محلی امریکا
square dance رقص چوبی
square dome چهار طاقی
square foot فوت مربع
square in پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
square inch اینچ مربع
square knot گره مرکب از دونیم کره
square knot گره مربر
square knot گره مربع
square lattice شبکه مربعی
square law detection یکسوکنندگی مربعی
square leg محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
square matrix ماتریس مربع
square matrix ماتریس مربعی
square means second p مجذوریعنی توان دوم
square metre متر مربع
square mil میل مربع
square out ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
square planar مسطح مربعی
square potential well چاه مربعی پتانسیل
square pyramid هرم مربع القاعده
square pyramidal molecule مولکول هرمی مربع القاعده
square rigger نوعی کشتی بادی
square root method روش جذرگیری
square shaft screw of bolt میله چارتراش
square shooter ادم درستگار
square shooter باشرف
square shouldered چهارشانه
square shouldered دارای شانه پهن
square stone سنگ بادبر
square toed دارای پنجه مربع
square toed قدیمی مسلک
Other Matches
four-square استوار
four-square بیرودربایستی
four-square صادق
four-square راستگو
four-square بیشیله پیله
four-square رک و راست
four-square چهارگوش
four-square چهار گوشهی کامل
four-square کاملا مربع
square away <idiom> برنامه ریزی کردن
square one <idiom> درآغاز
try square گونیای فلزی
four-square صریح
four-square مصمم
four-square پراراده
four-square به طور صریح
three square سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
four-square با صراحت
four-square رک
four-square مصممانه
four-square پابرجا
four-square قرص
four-square محکم
three square بشکل مثلث
three square دارای سه ضلع مساوی
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
t square خطکش چلیپایی
square wood چارتراش کردن الوار
square wood بریدن الوار
square wave باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
steel square گونیای فولادی
t mitre the square گوشه نودزینه را نیم کردن
to play square راست وحسینی بازی کردن
weak square خانه ضعیف شطرنج
three square file سوهان سه گوش
weak square نقطه ضعف
weak square حفره سوراخ
word square acrostic
word square جدول کلمات متقاطع
t mitre the square گونیا را فارسی کردن
black square خانهسیاه
square number مربع کامل [ریاضی]
square design طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
cross-in-square [کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
hollow square [گچ بری هرمی رومی]
to be back to square one <idiom> دوباره به سر [آغاز] کار رسیدن
to be back to square one <idiom> دوباره به اول داستان رسیدن
I cannot square it with my conscience to ... من این را نمی توانم به وجدانم وفق بدهم ...
square bracket قلاب
square radian استرادیان [یکای زاویه فضایی ] [ریاضی]
square matrix ماتریس مربعی [ریاضی]
fair and square <idiom> راست وبی پرده
square bet شرطچهارگوش
square flag پرچممربع
square move حرکت
square neck یقهچهاگوش
square root of جذرعددی
square sail بادبانچهاگوش
square trowel مالهچهاگوش
white square خانهسفید
set square گونیا
square bracket براکت
square bracket کروشه
square meal غذایمقوی
The Ferdowsi Square . میدان فردوسی
square wave موج مربع
square wave موج مربعی
square toed امل
square toed متروکه
square wave موج چهار گوش
square head plug انشعابسرچهارگوش
square-headed tip سرچهاگوش
triangular set square گونیای رسم کشی
weighted least square method روش حداقل مربعات وزنی در اقتصادسنجی برای تخمین پارامترها
square root key دکمهرادیکال
triangular set square گونیای نقشه کشی
He gave me a square deal . بامن منصفانه معامله کرد
His deeds fail to square with his words. عملش با حرفش نمی خواند
square peg in a round hole <idiom> شخصی که مناسب کاری نباشد
square-jawed adjustable spanner تنظیم دهانه آچار پیچ گوشتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com