Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English
Persian
to step a dance
رقصیدن
to step a dance
دست افشاندن
to step a dance
پای کوبیدن
Search result with all words
step a dance
رقصیدن
step a dance
دست افشاندن
step a dance
پای کوبیدن
Other Matches
step by step seam welding
جوشکاری بخیهای قدم به قدم
step by step switch
گزینه گام به گام
step by step system
سیستم گام به گام
step by step switch
کلید قدم به قدم
step by step selector
سلکتور قدم به قدم
step by step reaction
واکنش گام به گام
step by step excitation
تحریک تدریجی
dance
رقص
dance
رقصیدن
dinner dance
میهمانیرقص
dance to a different tune
<idiom>
نوع گفتارونوع رفتارراتغییر دادن
song and dance
توضیح زاید
dance studio
آموزشگاهرقص- رقاصخانه
dance floor
محلمخصوصرقصدر رستوران
to lead one a dance
گربه رقصاندن
song and dance
<idiom>
دلیل آوردن
formal dance
بال
[رقص]
free dance
قسمت ازاد مسابقه رقص بااسکیت
formal dance
مجلس رقص
dance skating
رقص دونفره زن و مرد
merry dance
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
ghost dance
رقص ارواح
square dance
رقص چوبی
square dance
رقص محلی امریکا
snake dance
رقص مارپیچی
tea dance
ته دانسان
belly dance
رقص شکم
tap dance
نوعی رقص که در ان پنجه وپاشنه پا را به سرعت به زمین می زنند
sword dance
رقص شمشیر
barn dance
مهمانی رقص
toe dance
رقص روی نوک پا
Which of your tunes shall I dance?.
<proverb>
به کدام سازت برقصم ؟.
tea dance
مهمانی چای ورقص
round dance
والتز
lead one a dance
گربه رقصاندن
sword dance
اجرای رقص در اطراف شمشیر
song and dance
توضیح گریز آمیز
song and dance
توضیح واضحات
song and dance
حرف
pyrrhic dance
یکجور رقص نظامی یا جنگی در یونان باستان
song and dance
رقص و آواز
round dance
رقص چوبی
toe dance
رقاصه روی نوک پا
saint vitus's dance
داء الرقص
This new dance at the discotheques is all the rage .
این رقص جدید دردیسکو تک ها مد روز شده است
saint vitus's dance
کره
To play ducks and drades with someone. To stall someone . To lead somebody a pretty dance.
کسی را سر دواندن
step up
<idiom>
توضیح گرفتن
step it
پای کوبیدن
to step it
رقصیدن
as a first step
<adv.>
نخستین
[اولا]
step
به دست آوردن
step it
رقصیدن
step it
دست افشاندن
step on it
<idiom>
عجله کردن
step up
<idiom>
باعث سریع شدن چیزی
to step it
دست افشاندن
to step it
پای کوبیدن
step aside
منحرف شدن
step out
تند راه رفتن
step through
عمل برنامه رفع خطا که برای را خط به خط اجرا میکند تا خطا را در هر لحظه پیدا کند
step up
برخاستن
step up
اضافه کردن
step up
عمل کردن
two step
رقص دوگامی
two step
دوگامی
to keep step
قدم گرفتن
to step aside
بیکسو گام نهادن
to step aside
منحرف شدن
to step in
پامیان گذاردن
step out
قدم تندکردن
step out
از محلی خارج شدن
step aside
کنار رفتن
step down
<idiom>
شغل مهم خود را کنار گذاشتن
to step out
گامهای بلند برداشتن پابیرون نهادن
out of step
<idiom>
هم آهنگ وتوازن نداشتن
out of step
<idiom>
دریک گام نبودن
step down
کم شونده
step down
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
Step by step .
قدم به قدم
step in
بازدید مختصر وکوتاهی کردن
step in
مداخله بیجا در کاری کردن
step into
بسهولت بدست اوردن
to step in
دخالت کردن توامدن
step
مرحله پایه
step
قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
step
قدم رو
step
قدم زدن
step
رتبه
step
کف پله
step
پاشنه کفش
step
مرحله رتبه
step
با گام پیمودن پله
step
گام برداشتن
step
قدم برداشتن
step
رتبه درجه
step-by-step
گام بگام
step-by-step
تدریجی
step-by-step
قدم بقدم
step by step
روش قدم به قدم
step by step
قدم به قدم
step by step
گام بگام
step by step
تدریجی
step by step
قدم بقدم
step-by-step
قدم به قدم
Step on it!
<idiom>
تند برو
step
پلکان
step
رکاب
step
صدای پا
step
قدم
step
پله
step
مرحله
step
گام
step
سر سطر
step
جزء واکنش
step
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
in step
با سرعت پیاده روی
i know him by his step
او را میشناسم
to step in
واردشدن
a step towards
قدمی به طرف ...
to step out
برای مدت کوتاهی بیرون رفتن
step-by-step
روش قدم به قدم
i know him by his step
از گام برداری
to step in
توآمدن
non step
یک سره
to step in
داخل شدن
step
واحد مجزا
step
حرکت یک واحد به جلو یا عقب
to step in
قدم نهادن در
Step on it!
<idiom>
گاز بده
out of step
دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
to step inside
داخل شدن
to take a step forward
یک قدم پیش نهادن
to take a step forward
گامی سوی جلو برداشتن
to step inside
واردشدن
Mind the step!
حواست به پله باشد!
step on one's toes
<idiom>
باعث رنجش شدن
to step inside
توآمدن
tread of a step
کف پله
step cut
برشطبقهای
step on the gas
<idiom>
عجله کردن
to step inside
قدم نهادن در
step backwards
برگشت
[به حالت کم توسعه]
step backwards
بازگشت
[به حالت کم توسعه]
step setting
مراحلتنظیم
step groove
شیارپله
step backwards
تنزل
with measured step
با اقدام مناسب
[سنجیده]
step chair
صندلیپلهدار
sill step
پلهآستانه
rock step
پایهصخرهای
ring step
پلههایورودبهزمینبوکس
retractable step
پلهجمعشدنی
boarding step
سکویتختهکوبی
Those who lose must step out.
هر که سوخت (باخت ) باید از بازی بیرون برود
hanging step
پله معلق
Hurry up !Step on it ! Come on!
یا الله عجله نکن !
single step
تک مرحلهای
loop step
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و نیم چرخش و برگشت بافرود به لبه داخلی همان اسکیت
lock step
غیر قابل انعطاف
lock step
گیردار
lock step
محدود
job step
مرحله برنامه
job step
گام برنامه
it is but a step to my house
تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
hurdle step
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
one step operation
عمل تک مرحله
step through method
تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
program step
گام برنامه
side step
فرمان یک قدم به چپ یا به راست برداشتن یک قدم به چپ یا به راست
side step
سویگام
side step
گریز
side step
کنار رفتن
route step
قدم راه رو قدم راه رفتن
route step
فرمان قدم راه
quick step
قدم تند
quick step
گام تند
hop step
طرز گام برداشتن در پرتاب نیزه
herringbone step
صعود جناقی
he isout of step
پایش غلط است
door step
پله درگاه
curtal step
پایین ترین پله پلگان
curtail step
پایین ترین پله پلگان
bucket step
فیکس کردن پا برای استراحت
to break step
غلط پا برداشتن
break step
غلط پا برداشتن
step brother
نابرادری
skip step
چرخ فلک
door step
پله
goose-step
قدم اهسته
full step
یک قدم کامل
half step
نیم گام
half step
نیم قدم
goose step
پا دادن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
goose step
رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
goose step
قدم اهسته
full step
گام کامل
goose-step
رژه بابدن راست وبدون خم کردن زانوچنانکه درپیاده ن
step cline
شیب بیقاعده یامنقطع
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com