English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (1 milliseconds)
English Persian
tolerance dose دوز دریافتی قابل استقامت ازتشعشعات اتمی
Other Matches
dose اندازه معین
dose مقدار دارو
dose دوز
dose مقدار مجاز
dose یک خوراک دارو
dose خوراک دوا یا شربت
dose مقداردوا
dose دوا دادن
exposure dose دوزدریافتی
Where dose she live ? کجا زندگی می کند ؟
dose rate میزان دوز دریافتی
he dose not know how to write نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
acute dose دز دریافتی حاد و غیر قابل علاج
chronic dose دز قابل معالجه و پیشگیری اتمی
exposure dose مقدار دوز مصرفی
dose rate میزان متوسط تابشهای یونیزه کننده
dose rate نواخت جذب دارو میزان جذب دارو مقدار اثر دارو
chronic dose دز دریافتی تا 42ساعت بعد از انفجاراتمی
median lethal dose دوز متوسط کشنده
median lethal dose دوزمتوسط اتمی
tolerance روایی
tolerance <adj.> تساوی نیازمندانه
tolerance خطای مجاز
tolerance حدود قابل تحمل
tolerance تفاوت مجاز
tolerance مدارا
tolerance سعه نظر اغماض
tolerance رواداری
tolerance قدرت تحمل نسبت بدارویا زهر
tolerance مرز گذشت
tolerance اباحه
tolerance تلرانس
tolerance خورند
tolerance حد تغییرات اختلاف قابل اغماض
tolerance بردباری
tolerance تحمل
tolerance دامنه تغییرات
tolerance بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
tolerance حد ترخیص
tolerance تاب
stress tolerance تحمل فشار روانی
tolerance limit خطای مجاز
size tolerance تلرانس اندازه
limit of tolerance حد رواداری
frustration tolerance تحمل ناکامی
fault tolerance تولرانس عیب
fault tolerance قدرت تحمل نقص
fault tolerance تحمل نقص
display tolerance میزان دقتی که با ان اطلاعات گرافیکی می توانند خروجی باشند
acceptance tolerance حد مجاز قابل قبول
frequency tolerance میزان تغییر مجاز فرکانس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com