English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 156 (8 milliseconds)
English Persian
toothing plane رنده خشخاش
toothing plane رنده خط گیری
Other Matches
plane رویه هموار
plane رنده
plane سطح صاف
plane سطح تراز مسطح
plane یک لایه از تصویر که مستقل از برنامه گرافیکی قابل تغییر باشد
z-plane صفحه مختلط [ریاضی]
to plane a way or down بارنده صاف کردن
plane افقی سطح افق افقی کردن
plane هواپیما
plane رنده کردن
plane با رنده صاف کردن
plane صاف کردن پرواز
plane جهش شبیه پرواز سطح تراز
plane هموار
plane صاف مسطح
plane سطح هموار
plane صفحه
plane سطح مستوی
plane مسطح
plane صاف هواپیما
polarization plane صفحه قطبش
plane wave موج مسطح
plane wave موج صفحهای
plane table سه پایه نقشه برداری که الیداد بران سوار میشود
plane polarized تابشهای الکترومگنتیک
plane of symmetry صفحه تقارن
rabbet plane رنده دو راهه
rabbet plane رنده کام کنی
reflection plane صفحه بازتاب
reflection plane صفحه انعکاس
rolling plane صفحه غلطشی
routing plane رنده تهرند
routing plane رنده کفرند
sagittal plane صفحه سهمی
sash plane رنده بغل
plane of symmetry سطح تقارن
plane guard ناوگارد نجات
plane guard ناو نجات
plane iron تیغ رنده
plane iron تیغه نجاری
plane knife تیغه رنده
plane of asymmetry سطح انحراف مسیر
plane of asymmetry سطح مسیر لغزش انحرافی
plane of bending صفحه خمش
plane of departure سطح قائم مسیر گلوله
plane of departure سطح قائم تیر
plane of fire سطح تیر
plane of fire افق مسیرتیراندازی
plane of fire سطح مبنای مسیر تیراندازی
plane of reflection صفحه بازتاب
plane of rotation سطح دوران
plane of site سطح قائم مار بر سکوی تیر
sea plane هواپیمایی دریایی
To board a plane. سوار هواپیما شدن
What time does the plane take off? چه وقت هواپیما پرواز می کند؟
plane [Platanus] درخت چنار
complex plane صفحه مختلط [ریاضی]
scheduled plane هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
passenger plane هواپیمای مسافربری
plane projection طرحمسطح
plane figure شکل مسطح
diving plane پرهزیردریایی
slant plane صفحه مسیر هدف
slip plane سطح لغزش
smooth plane رنده صاف کاری
smoothing plane رنده پرداخت
smoothing plane رنده دو تیغ
stick plane رنده میله دار
stick plane رنده با تیغه گرد
symmetry plane صفحه تقارن
this line is p to that plane این خط نسبت به ان سطح عموداست
tooth plane رنده دندانه دار
torpedo plane هواپیمای اژدر افکن
smooth with the plane رنده کردن
chord plane صفحه مار بر وترهای همه مقاطع تشکیل دهنده یک ایرفویل سه بعدی
focal plane افق مار بر کانون عدسی
focal plane افق کانونی
focal plane صفحه کانونی
frontal plane سطح تاجی
battle plane هواپیمای جنگی
grooving plane رنده کام کنی
grooving plane رنده شیار
gyro plane سطح مبنای ژیروسکوپی یاهدایت خودکار ناو
hand plane رنده کردن دستی
horizontal plane صفحه افقی
horizontal plane صفحه عرضی
transverse plane صفحه افقی
transverse plane صفحه عرضی
image plane سطح تصویر
datum plane سطح مبنای اب دریا
datum plane افق مبنا
plane tree درخت چنار
cleavage plane سطح مرزی
compass plane رنده سینه
core plane صفحه چنبره ها
cross plane رنده کردن
crossing plane سطح تقاطع
crystal plane سطح کریستالی
crystal plane سطح بلوری
crystal plane صفحه بلور
cutting plane صفحه برش
bedding plane بستره
dado plane رنده کام کنی
rebate plane رنده کام کنی
datum plane سطح مبنای ارتفاع
incidence plane صفحه تابش
plane of incidence صفحه تابش
incline plane سطح مایل
middle plane صفحه میانتار
air plane هواپیما
moulding plane رنده ابزار
glide plane سطح لغزش
adjustable plane رنده درجه دار
normal plane توزیع نرمال
normal plane صفحه قائم
objective plane سطح افق هدف
objective plane افق هدف
oblique plane سطح مورب
plane angle زاویه مستوی
plane as a pikestaff مانند آفتاب روشن
plane director نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
plane geometry هندسه مسطحه
map plane سطح مبنای تراز نقشه مبنای تراز نقشه
jack plane رنده بزرگ
jack plane رنده دستگاه
inclined plane سطح مورب
inclined plane سطح شیبدار
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
jack plane رنده درشت تراش
attack plane هواپیمای تک
inclined plane سطح شیب دار
jointing plane رنده دستگاه
jointing plane رنده بلند
incline plane غفلت گاه
air plane طیاره
into plane service تدارک سوخت و وسایل برای هواپیماها طبق قرارداد
backing iron of plane پشت تیغ
body of carpenter's plane کوله رنده نجاری
The plane to ... departs at ... o'clock. هواپیمای ... ساعت ... پرواز می کند.
to bring to the same plane [height] به یک صفحه [بلندی] آوردن
scheduled service plane هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
negative photo plane افق شیشه عکاسی
plane of mirror symmetry صفحه تقارن اینهای
mirror plane of symmetry صفحه تقارن اینهای
meteorological datum plane ایستگاه مبنای هواسنجی
plane polarized light نور قطبیده مسطح
plane sinusoidal wave موج سینوسی صفحهای
plane table map نقشه مسطحه عوارض نما
inclined shear plane سطح برش مایل
negative photo plane سطح افق شیشه عکس
european type plane رنده فرنگی
focal plane shutter صفحهروم دریچهعدسی
to miss a flight [plane] پرواز [خود] را از دست دادن
high focal plane buoy ارتفاعکانونیپروانهراهنمایشناور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com