English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (9 milliseconds)
English Persian
treadle press ماشین چاپ پایی
Other Matches
treadle رکاب ماشین
treadle پاتخته
treadle جاپایی رکاب ساختن
treadle پوشال
treadle cord رکابریسمان
release treadle رکابرهاکننده
press فشاراوردن
press عصاره گرفتن
press قفسه
press فشار دادن با انگشتان
in the press تحت طبع
press-up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
to press up سوی بالافشار دادن
to press up با فشار بالابردن
in the press زیر چاپ
press فشردن
press جمعیت
press ماشین فشار
press دادن
press چاپ فشار
press دستگاه پرس
press ازدحام کردن اتوزدن
press فشردن زور دادن
press ازدحام
press ماشین چاپ
press وارداوردن
press مطبوعات جراید
press مطبعه
press فشار
press له کردن
press بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
press چاپ
press مطبوعات
press فشار دادن
press فشار روی دفاع
press قاب راکت تنیس
press تاکتیک دفاعی فشرده
press دستگاه فشار
press عامل موثر
press hot فشردن گرم
press gallery لژ نمایندگان مطبوعات
press key تکمه فشاری
press gallery جای ویژه مخبرین جراید درمجلس
moulding press منگنه
press law قانون مطبوعات
press mark علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
press part بخش فشرده
press vice منگنه
punch press پرس منگنه
punching press پرس سوراخ کننده
rolling press الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
screw press قید
press fit پرس شده
press casting ریخته گری فشاری
power press پرس
mechanical press پرس
need press theory نظریه نیاز- فشار
oil press چرخ روغن گیری
oil press دستگاه عصاری
percussion press پرس ضربهای
plate press پرس صفحه باتری
press agent مامور اگهی و تبلیغ
press attache وابسته مطبوعاتی
press board مقوای فشرده
pneumatic press پرس بادی
press brake پرس خمشی
press campaign مبارزه مطبوعاتی
press cast ریختن تحت فشار
screw press منگنه
sewing press ماشین کتابدوزی
press chamber حفرهفشار
press corps گروهیازخبرنگارانکهباهمکارمیکنند
press cutting برش دهنده فشاری
press officer سخنگوییکارگانیاموسسه
stop press خبریابخشیکهپسازچاپسایرقسمتهایروزنامهچاپشود
To press ones luck . لگد به بخت خود زدن
to press charges against someone ازکسی قانونی شکایت کردن [کسی را متهم کردن]
in the press conference در مصاحبه مطبوعاتی
yellow press مطبوعات جنجالی
to press ahead with با زور ادامه دادن
press report گزارش خبری
press bar دستهفشار
pollen press فشارگرده
solids press down دج ها سوی پایین فشار می اورند
solids press down اجسام جامد سوی
straightening press پرس مستقیم کنی
tiger press حرکت از بالانس ساق دست به روی کف دست
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
to press back با فشار عقب بردن
to press for an answer با صرار یا فشار پاسخ خواستن
to press the button دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
press wheel چرخفشار
to send to the press برای چاپ فرستادن
wine press چرخشت
etching press ماشینچاپقلمزن
garlic press سیرخودکن
lithographic press چاپزغالی
liberty of the press ازادی مطبوعات
clean and press حرکت پرس وزنه برداری
press conferences مصاحبه مطبوعاتی
press conference مصاحبه مطبوعاتی
press-gangs دسته مامور جلب مشمولین
press-ganging دسته مامور جلب مشمولین
drill press متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
drill press دستگاه مته
press-ganged دسته مامور جلب مشمولین
press-gang دسته مامور جلب مشمولین
drop press پتک خودکار اهنگری
extrusion press اشترانق پرسه
press bed بخش زیرین پرس
printing press ماشین چاپ
baling press بالینگ پرس
clothes press گنجه جا رختی
cabbaging press پرس هیدرولیک
c frame press پرس با قالب "سی " شکل
copying press منگنه سوادبرداری
crank press پرس کششی اهرم
cutting press پرس قطع کننده [مهندسی]
briquetting press پرس متعادل یا بالینگ پرس
bench press پرس میزی
die press فشردن
baling press پرس متعادل
filter press صافی فشاری
folding press پرس خم کاری
forging press پرس چکش کاری
hot press جلادادن
hot press مهره کشیدن
freedom of the press ازادی نگارش
hot press منگنه ماشین اهار
hot press مهره
hot press پرس کردن گرم
hydraulic press پرس هیدرولیکی
hydrostatic press منگنه ابی
press releases مطلب مطبوعاتی
press release مطلب مطبوعاتی
legg press تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
letter press مواد چاپی
gutter press نگارش هایامطبوعات پست
hot press برق انداختن
freedom of the press ازادی مطبوعات
drawing press پرس کششی
press gangs دسته مامور جلب مشمولین
press gang دسته مامور جلب مشمولین
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
letter press نوشته وابسته به عکسها
press box لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press-ups از حالت زاویه به بالانس کشیدن
hot press اهار زدن
press (push) one's luck <idiom> به شانس بستگی داد
pressing: standing press پایهفشار
Press the elevator button. تکمه آسانسور رافشار بدهید
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
beam bending press پرس خم کننده میله
drill press vise گیره ماشینی
double action press پرس دو واکنشی
rotating table press پرس مدور
hand screw press پرس پیحی دستی
drop forging press پرس اهنگری حدیدهای
press of sail or canvas ان مقداربادبان که باد اجازه دهد
press of sail or canvas بادبان بفراخور باد
press campaingn or stunt مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
press copy book دفتر کپیه
gap frame press پرس "سی " شکل
power press extrusion طریقه اشترانق پرس
double accentric press پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
i gave it a slight press انرا کمی فشار دادم
multi stage press پرس چند طبقه
column screw press پرس پیچی ستونی
concrete tile press پرس صفحهای بتن
dial feed press پرس میزی گردان
dial feed press پرس رولور
to correct yhe press چیز چاپ شده غلط گیری کردن
the press of modern life فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
stretch press die قالب انبساطی
die stamping press پرس حدیده
die stamping press پرس قالب گیری حدیدهای
press cast process فرایند ریخته گری فشاری
four column friction screw press پرس اصطکاکی چهار ستونی
vincent friction screw press پرس وینسنت
double action drawing press پرس کششی دوکاره
double action cam drawing press پرس کششی دو واکنشی
to push your luck [British English] to press your luck [American English] زیاده روی کردن [شورکاری را در آوردن] [اصطلاح مجازی]
backing: backing press پرسپشتیبان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com