Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
tunnel effect
اثر تونلی
tunnel effect
پدیده تونلی
Other Matches
tunnel
تونل
tunnel
نقب
tunnel
سوراخ کوه
tunnel
نقب زدن
tunnel
تونل ساختن
tunnel
نقب راه
tunnel
مسیر عبوری سرپوشیده
tunnel
دالان زیرزمینی
tunnel
فاصله بین مهاجمان دو تیم درتجمع
tunnel
کانال
wing tunnel
تونل باد
sewer tunnel
مجری فاضلاب
shaft tunnel
گذرگاه شفت
supersonic tunnel
تونل باد مافوق صوت
Channel Tunnel
تونلراهآهنزیر کانالانگلستانبینانگلیسو فرانسه
shaft tunnel
گذرگاه محور
communication tunnel
تونلمرتبطکننده
mine tunnel
تونل معدن
tunnel vision
بینایی کانونی
tunnel of mine
تونل معدن
drift tunnel
تونل تبدیل تحمیل
to bore a tunnel
نقب زدن
vacuum tunnel
تونل خلاء
pilot tunnel
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
to bore a tunnel
تونل کندن
to tunnel through a hill
با تونل اززیرتپهای گذر کردن
tunnel diode
مهندسی دیود تانل
tunnel diode
دیود تانل
tunnel diode
دیود تونلی
tunnel kiln
کوره تونلی
tunnel klin
کوره تونلی
tunnel klin
کوره کانالی کوره تانل
tunnel lining
پوشش داخلی تونل
wind tunnel
معبر تونل مانندی که هوا بافشارهای مختلف از ان عبورمیکند
high pressure tunnel
تونل فشار قوی
upper face of tunnel
پیشکار
open jet tunnel
تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
compressed air tunnel
تونل باد مدار بستهای محتوی گاز یا هوای تحت فشار
closed circuit tunnel
تونل مدار بسته
closed jet tunnel
تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
double chamber type tunnel klin
بوته ی نوع تونلی دو اطاقکی
double chamber type tunnel klin
کوره تونلی دو محفظهای
to the effect that
دایربراینکه
What effect do you think the changes will have on you?
فکر می کنید تغییرات چه تاثیری بر شما داشته باشد؟
to the effect that
مبنی براینکه
come to effect
قابل اجرا شدن
to say something to the effect that ...
ابراز کردن خود دایربراینکه ...
to the
[that]
effect
<adv.>
با مفهوم
[معنی]
کلی
to come into effect
قابل اجراشدن
with effect from
از تاریخ ...
effect and cause
معلول و علت
to take effect
قابل اجراشدن
after-effect
اثر ثانوی
after-effect
تاثیر بعدی
to take effect
مجری شدن
to come into effect
مجری شدن
take effect
<idiom>
قانونی درست شدن
to this effect
ازاین قرار
to this effect
باین معنی
cause and effect
علت و معلول
by-effect
اثر جانبی
by-effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
to take effect
قانونی درست شدن
to go into effect
قانونی درست شدن
to take effect
قانون شدن
to go into effect
قانون شدن
to take effect
کاربرد پذیر شدن
to go into effect
کاربرد پذیر شدن
by-effect
اثر فرعی
to take effect
قابل اجرا شدن
to go into effect
قابل اجرا شدن
effect
انجام دادن
effect
عملی کردن معلول
effect
کارموثر اجراکردن
by-effect
نتیجه جانبی
effect
مفهوم نیت
effect
معنی
effect
نتیجه
effect
اثر
effect
مفید
effect
معلول
effect
اجرا
effect
اجرا کردن
effect
تاثیر
thermal effect
اثر گرما
piston effect
اثر سنبهای
pincushion effect
اعوجاج بالشتکی
tax effect
اثر مالیات
thermal effect
اثر گرمایی
pinch effect
اثر فشرده سازی
restrictive effect
اثر کاهشی
pigou effect
اثر پیگو
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
to bring to effect
اجراکردن
to carry into effect
اجراکردن
to bring to effect
انجام دادن
thermoelectric effect
اثر گرما- برق
shielding effect
اثر حفافتی
reactive effect
عکس العمل
redistribution effect
اثر توزیع مجدد
restrictive effect
اثر انقباضی
to carry into effect
بموقع اجراگذاشتن
retarding effect
اثر تاخیری
ripple though effect
اثر بازدارنده
ripple through effect
نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
seebeck effect
پدیده زبک
schottky effect
اثر شوتکی
schottky effect
پدیده شوتکی
screening effect
اثر پوششی
shoaling effect
اثرات کم عمق
shot effect
اثر ساچمهای
significant effect
اثر مهم
practice effect
اثر تمرین
price effect
اثر قیمت
ratchet effect
اثر برگشت ناپذیر
ratchet effect
اثر چرخش دهنده مصرف بالا و استانداردبالای زندگی باسانی عوض نشدن
substitution effect
اثر جانشینی
tau effect
پدیده تائو
surface effect
اثر سطح
subsittution effect
اثر جانشینی
steric effect
اثر فضایی
skin effect
اثر پوست
skin effect
اثر سطحی
size effect
تاثیر اندازه
significant effect
اثر معنی دار
seebeck effect
اثر زبک
to give effect to
عملی کردن
spillover effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
carry into effect
جامه عمل پوشاندن
put into effect
جامه عمل پوشاندن
carry into effect
صورت دادن
put into effect
صورت دادن
carry into effect
تکمیل کردن
put into effect
تکمیل کردن
carry into effect
به انجام رساندن
carry into effect
عملی کردن
carry into effect
واقعیت دادن
carry into effect
اجرا کردن
put into effect
تحقق بخشیدن
carry into effect
تحقق بخشیدن
put into effect
به اجرا در آوردن
secondary effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
spillover effect
نتیجه جانبی
secondary effect
نتیجه جانبی
spillover effect
اثر فرعی
secondary effect
اثر فرعی
spillover effect
اثر جانبی
secondary effect
اثر جانبی
carry into effect
به اجرا در آوردن
carry into effect
انجام دادن
put into effect
واقعی کردن
zeigarnik effect
پدیده زایگارنیک
zeeman effect
اثر زیمان
zeeman effect
اثر زیمن
wealth effect
"اثر پیگو "
wealth effect
اثر ثروت
volta effect
پدیده ولتا
volta effect
اثر ولتا
carry into effect
واقعی کردن
unfavorable effect
اثر نامساعد
turning effect
اثر گردش
torque effect
اثر ترک
zener effect
اثر زنر
zener effect
اثر زنری
sound effect
جلوههایصوتی
put into effect
عملی کردن
put into effect
واقعیت دادن
put into effect
صورت گرفتن
put into effect
به انجام رساندن
put into effect
انجام دادن
put into effect
اجرا کردن
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
side effect
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
special effect
جلوههایویژه
to give effect to
اجراکردن
glare effect
اثر چشم دوزی
dimming effect
اثر تیرگی
diffusion effect
اثر شیوع
diffusion effect
اثر نشر
dependence effect
اثر وابستگی
demonstration effect
اثر نمایشی
demonstration effect
اثر تظاهری
crowding out effect
نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
crowding out effect
اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
crowding out effect
اثر جبرانی
crawl effect
اثر خزش
cotton effect
پدیده کاتن
corona effect
اثر کورونا
corona effect
اثر هالهای
coriolis effect
پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
coriolis effect
اثرنیروی حاصله از چرخش زمین
coriolis effect
اثر نیروی کوریلیس
dopplar effect
اثر دوپلر
doppler effect
اثر داپلر
doppler effect
اثر برگشت امواج روی فرستنده
flywheel effect
پدیده چرخ لنگری
fire for effect
تیرموثراتش
fire for effect
مرحله تیر موثر
field effect
اثر میدان
field effect
با تاثیر میدانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com