English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (5 milliseconds)
English Persian
volcanic bombs بمهایآتشفشانی
Other Matches
volcanic اتشفشانی
volcanic سنگهای اتشفشانی
volcanic انفجاری
volcanic rock سنگ خروجی
ash volcanic خاکستر انش نشان
volcanic island جزیرهآتشفشان
cloud of volcanic ash خاکسترابریعمودی
A-bombs بمب اتمی
A-bombs بمباران اتمی کردن
H-bombs بمب هیدروژنی
bombs بمب
A-bombs با بمب اتمی حمله کردن
bombs بخشی از کد که توابع نامط لوب مثل آسیب در سیستم ایجاد میکند در صورتی که چنیدین وضعیت درست باشند
bombs شکست فاحش
bombs شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bombs زیر اب ناپدید شدن موج سوار
bombs غیر رسمی از بین رفتن
bombs تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bombs یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombs مخزن
bombs بمباران کردن
bombs نارنجک
bombs خرابی غیر عادی کامپیوتر crash
bombs بن بست
hydrogen bombs بمب هیدروژنی
hydrogen bombs بمب ترکیبی اتمی
letter-bombs بمب نامهای
neutron bombs بمب نوترونی
plastic bombs بمب پلاستیکی
plastic bombs بمب خمیری
time bombs بمب ساعتی
atom bombs بمب اتمی
cluster bombs مین خوشهای
cluster bombs خوشه مین خوشهای
cluster bombs اویز چند شاخه
cluster bombs جمع کردن خوشه کردن
cluster bombs سنبله دسته کردن
cluster bombs گروه
cluster bombs دسته
cluster bombs کلاستر
cluster bombs تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster bombs یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bombs کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bombs قالب
cluster bombs لوستر چندشاخه شمش
cluster bombs خوشه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com