English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 42 (5 milliseconds)
English Persian
walking sticks عصا
walking sticks چوبدستی
walking sticks حشره راست بال امریکایی
Other Matches
sticks خطای بلندکردن چوب بیش ازحد نشانه
shooting sticks صندلی عصایی
pogo sticks چوب پای فنردار
joss sticks چوب جاس
shooting sticks صندلی جمعشو و متحرک
his stomach sticks out شکمش پیش امده است
danger sticks نانچیکوهات [ورزش] [کونگ فو]
walking راه رونده
walking گردش
at walking pace با سرعت پیاده روی
walking ring پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
walking ticket ورقه خاتمه خدمت
with one's back to the walking درتنگنا عاجز شده تک مانده درجنگ
They were walking three abreast. سه نفری پهلو به پهلو قدم می زدند
walking on eggshells <idiom> [اگر شما روی پوست تخم مرغ راه می روید به این معنیست که شما تمام تلاشتان را می کنید تا کسی را ناراحت نکنید.]
walking frame قالبچهارپا
walking leg پاهایراهرونده
walking papers <idiom> برگه اخراج
walking patient مریض سرپایی
walking papers ورقه خاتمه خدمت
walking stick چوبدستی
walking stick حشره راست بال امریکایی
chinese walking سد چین
chinese walking سد ختایی
elegant walking راه رفتن باوقار
race walking مسابقه راهپیمایی
sleep walking خوابیده گردی
sleep walking خوابیده روی انتقال نومی
string walking تمرین تیراندازی با تیر وکمان
walking library شخص دانشمند
walking library کتابخانه متحرک
walking dictionary فرهنگ متحرک
walking delegate نماینده سیار
walking chair چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان گرفته راه رفتن می اموزند
walking beam میل لنگ
walking stick عصا
You should always be careful walking alone at night. همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
He was walking with slow steps . با قدمهای آهسته راه می رفت
He cannot sit up, much less walk [ to say nothing of walking] . او [مرد] نمی تواند بنشیند چه برسد به راه برود.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com