English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (5 milliseconds)
English Persian
washing soda کربنات سدیم بلورین
Other Matches
washing-up فرف شویی
washing up فرف شویی
washing شستشو
washing-up liquid مایعفرفشوئی
sheet washing فرسایش رویی
it shrinks in washing درشستشوچروک میشود
gas washing گاز شویی
to put out washing رختهای شستنی خودرابرخت شویی بیرون دادن
wet washing ترشویی
washing machines ماشین رختشویی
washing powder صابون رختشویی
washing powder گرد صابون
washing powders صابون رختشویی
washing powders گرد صابون
carpet washing قالی شویی
carpet washing شستن فرش
gold washing شستن طلائی [نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
washing agent مواد شوینده
sheet washing فرسایش سطحی
brain washing مغزشویی روشی که به وسیله ان و ازطریق اعمال تدابیر و اعمال مختلف افکار و اعتقادات فردرا زایل و اعتقادات دیگری راجایگزین ان می کنند
brain washing شستشوی مغزی
back washing بازشوئی
soda لیموناد
soda کربنات سدیم
soda جوش شیرین سودا
soda قلیا
soda جوش شیرین
gas washing bottle بطری گاز شویی
soda siphon بطریمخصوصکهلیمونادبافشارازداخلآنبیرونمیریزد
caustic soda رجوع شود به hydroxide sodium
club soda رجوع شود به water soda
soda water سودا
caustic soda سود سوزآور [ماده قلیایی در رنگرزی]
soda fountain مغازه لیموناد فروشی
bicarbonate of soda جوش شیرین
soda fountain شیرمخصوص لیموناد و سودا
carbonate of soda جوهر قلیا
soda fountains مغازه لیموناد فروشی
soda fountains شیرمخصوص لیموناد و سودا
carbonate of soda کاربنات دوسود
baking soda بی کربنات سدیم
nitrate of soda نینرات بی کربنات دوسود
baking soda جوش شیرین
soda water مشروب غیر الکلی گاز دار لیموناد
silicate of soda سدیم سیلیکات
silicate of soda شیشه مایع
soda biscuit بیسکویت دارای سودا وشیر ترش
soda cracker بیسکویت دارای سودا وشیر ترش
soda solution محلول جوش شیرین
soda jerk لیموناد فروش
soda pop نوشیدنی غیر الکلی
to spin laundry in the washing machine لباس های شسته شده را در ماشین لباسشویی تند چرخاندن
Hang out the washing on the line to dry. لباسها راروی بند آویزان کن که خشک شوند
cubic or soda nitre نیترات دو سود
lrish soda bread نانسوادیایرلندی
ice-cream soda یکنوعدسر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com