Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (6 milliseconds)
English
Persian
waste catchment
ابخیز
Other Matches
catchment
ابخیز
catchment
حوزه ابریز مرزی
catchment
باران گیر
catchment areas
حوزه ابخیز ابگیر
catchment areas
حوزه ابریز
catchment area
حوضه
catchment areas
ناحیه تحت پوشش
catchment area
ابخیز
catchment area
ابریز
catchment area
بارش سرا سرابان
catchment area
حوزه ابخیز ابگیر
catchment areas
بارش سرا سرابان
catchment areas
ابریز
catchment areas
ابخیز
catchment areas
حوضه
catchment area
حوزه ابریز
catchment area
ناحیه تحت پوشش
catchment area or basim
حوضه
waste
پسماند
Waste
کثافات
waste
انبار
go to waste
هرز رفتن
waste
از دست رفتن
waste not want not
<idiom>
قناعت توانگر کند مرد را
waste
موات
waste
بی مصرف
waste
ضایع
waste
بیهوده
waste
اشغال
waste
زباله
waste
تلف کردن ضایع کردن
waste
زائد اتلاف
waste
باطله
waste
هرزدادن
waste
بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
waste
حرام کردن بیهوده تلف کردن
waste
نیازمندکردن
waste
اشغال زباله
waste
تلف کردن
waste
هدر
waste
افت
waste
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
waste
تفریط
waste
تضییع کردن اتلاف
waste
ضایع کردن
waste
تلف
waste
صرف کردن
waste
قراضه هرز
waste
اصراف کردن
waste one's breath
<idiom>
بی نتیجه صحبت کردن
lay waste
<idiom>
خراب کردن وویران نگه داشتن ،شکستن
to give up
[to waste]
something
ول کردن چیزی
[کنترل یا هدایت چیزی]
without impeachment of waste
بدون تقبل مسئوولیت خرابیها
waste water
فاضلاب
waste product
ضایعات
waste product
محصولات زائد
waste pipe
لوله زهکش
waste one's words
زبان خود را خسته کردن
cotton-waste
آشغال و ضایعات پنبه
napping waste
ضایعات عمل خارزنی
[این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
waste silk
ابریشم گجین
[ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
waste of time
وقت هدر شده
waste of time
وقت اتلاف شده
waste time
وقت هدر دادن
waste time
هدر دادن زمان
waste time
تلف کردن زمان
waste time
وقت تلف کردن
waste one's breath
زبان خود را خسته کردن
waste of manor
اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
waste basket
زنبیل
waste basket
سبد
waste basket
سبد کاغذ بیکاره
voluntary waste
تعدی و تفریط در عین مستاجره یا ملک موردتصرف
to lay waste
ویران یا غارت کردن
lay waste
ویران کردن
run to waste
هرز رفتن
encroachment and waste
تعدی و تفریط
economic waste
اتلاف اقتصادی
do not waste your breath
خودتان را بیخود خسته نکنید
cotton waste
ضایعات پنبه
agricultral waste
پسماند کشاورزی
waste basket
مکثف
waste book
دفتر باطله
waste instruction
دستوری که عملی انجام نمیدهد.
waste land
زمین موات
waste lands
اراضی موات
waste land
اراضی موات
waste heat
گرمای تلف شده
waste lime
نخاله اهک
waste material
مصالح وازده
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
colour of waste water
رنگ فاضلاب
cultivationg waste land
احیاء موات
domestic waste water
فاضلاب خانگی
cultivation of waste land
احیا اراضی موات
waste gas fule
مجرای دود
haste makes waste
ادم دست پاچه که کارادوبارمیکند
haste makes waste
تعجیل موجب تعطیل است
This is a sheer waste of time .
این کار اتلاف وقت محض است
soil and waste stack
کیسهخاکوفضولات
waste disposal unit
مخزنآبزاید
It is absolutely useless . It is a waste of time .
بی نتیجه است
waste water purification plant
تصفیه خانه فاضلاب
sink with waste disposal unit
فرفشوییبااجزافضولات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com