Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
waste water purification plant
تصفیه خانه فاضلاب
Other Matches
water purification
تطهیر اب
water purification
تصفیه اب
waste water
فاضلاب
domestic waste water
فاضلاب خانگی
colour of waste water
رنگ فاضلاب
purification
water of instead finesand by
purification
پالایش
purification
خالص سازی
self purification
خودپالایی
purification
تخلیص
purification
تطهیر
purification
شستشو
purification
تیمم
purification
ناب کردن
purification
خالص کردن
purification
شستشو تصفیه
purification
پاکسازی
self purification
پالایش خودبخودی
self purification
خودپاکسازی
self purification
خود پالایی
self purification
تزکیه نفس
sewage purification
تصفیه فاضلاب
natural purification
پالایش طبیعی
air purification
پاکسازی هوا
zone purification
تصفیه منطقهای
waste
تضییع کردن اتلاف
waste
اصراف کردن
waste
اشغال
waste
صرف کردن
waste
ضایع کردن
waste
تلف کردن
waste
اشغال زباله
waste
انبار
waste
تفریط
waste
تعدی و تفریط مستاجر یا متصرف در عین مستاجره یا مورد تصرف درمدت اجاره حاشیه جاده
waste
از دست رفتن
go to waste
هرز رفتن
Waste
کثافات
waste
پسماند
waste
بی مصرف
waste
ضایع
waste
قراضه هرز
waste
افت
waste
هدر
waste
تلف
waste not want not
<idiom>
قناعت توانگر کند مرد را
waste
زباله
waste
بیهوده
waste
هرزدادن
waste
حرام کردن بیهوده تلف کردن
waste
نیازمندکردن
waste
بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
waste
باطله
waste
موات
waste
زائد اتلاف
waste
تلف کردن ضایع کردن
waste material
مصالح وازده
waste time
وقت تلف کردن
waste time
تلف کردن زمان
waste time
هدر دادن زمان
waste time
وقت هدر دادن
waste of time
وقت اتلاف شده
waste one's words
زبان خود را خسته کردن
waste pipe
لوله زهکش
waste product
محصولات زائد
waste lime
نخاله اهک
waste lands
اراضی موات
waste of manor
اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
cotton-waste
آشغال و ضایعات پنبه
napping waste
ضایعات عمل خارزنی
[این ضایعات در فرش های دستی بعد از پرداخت و یا در هنگام مقراض کاری بوجود آمده و در فرش های ماشینی پس از خار زدن سطح فرش بوسیله ماشین حاصل می شود.]
waste basket
سبد کاغذ بیکاره
waste silk
ابریشم گجین
[ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
waste basket
سبد
waste basket
زنبیل
waste basket
مکثف
waste book
دفتر باطله
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
waste heat
گرمای تلف شده
waste instruction
دستوری که عملی انجام نمیدهد.
waste land
اراضی موات
waste land
زمین موات
voluntary waste
تعدی و تفریط در عین مستاجره یا ملک موردتصرف
to give up
[to waste]
something
ول کردن چیزی
[کنترل یا هدایت چیزی]
lay waste
<idiom>
خراب کردن وویران نگه داشتن ،شکستن
waste catchment
ابخیز
without impeachment of waste
بدون تقبل مسئوولیت خرابیها
do not waste your breath
خودتان را بیخود خسته نکنید
economic waste
اتلاف اقتصادی
to lay waste
ویران یا غارت کردن
encroachment and waste
تعدی و تفریط
waste of time
وقت هدر شده
waste one's breath
<idiom>
بی نتیجه صحبت کردن
run to waste
هرز رفتن
waste one's breath
زبان خود را خسته کردن
waste product
ضایعات
cotton waste
ضایعات پنبه
agricultral waste
پسماند کشاورزی
lay waste
ویران کردن
cultivation of waste land
احیا اراضی موات
This is a sheer waste of time .
این کار اتلاف وقت محض است
waste disposal unit
مخزنآبزاید
haste makes waste
تعجیل موجب تعطیل است
waste gas fule
مجرای دود
haste makes waste
ادم دست پاچه که کارادوبارمیکند
cultivationg waste land
احیاء موات
soil and waste stack
کیسهخاکوفضولات
It is absolutely useless . It is a waste of time .
بی نتیجه است
sink with waste disposal unit
فرفشوییبااجزافضولات
in plant
رویان
plant out
در فواصل معین کاشتن
f. plant
گیاه برگی یابرگ دار
in plant
درحال رویش درحال رشد
plant out
نشا کردن
plant
تاسیسات
plant
مستقر کردن
plant
تجهیزات کارگاه
plant
غرس کردن
plant
رستنی
plant
نبات کارخانه
plant
ماشین الات کارخانه
plant
دستگاه
plant
محل کارخانه یا کارگاه
plant
کاشتن
plant
کارخانه
plant
کارگاه
to plant out
از گلدان در اوردن ودرزمین کاشتن
plant
در زمین قراردادن
plant
ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
plant
واحد صنعتی
plant
ماشین
plant
گیاه نهال
plant
کشت و زرع کردن نهال زدن
plant
وسایل
to plant out
درفاصلههای معین کاشتن
plant
گیاه
to plant oneself
جابگیر شدن
sintering plant
تاسیسات زینتر
to lose plant
مردن
electric plant
نیروگاه
sensitive plant
گیاه حساس
smelting plant
کارخانه ذوب
contractor plant
کارخانه پیمان کار
electric plant
کارخانه برق
xerophylus plant
گیاه خشک دوست
the stem of a plant
ساقه گیاه
telephone plant
تشکیلات مراکز تلفن خودکار
energy plant
کارخانه تولید نیرو
energy plant
نیروگاه
to plant down ther
پول نقد دادن
cotton plant
بوته پنبه
cotton plant
درخت پنبه
structure of a plant
ساختمانگیاه
treatment plant
طرزعملدستگاهماشین
to pull up a plant
گیاهی را ازریشه دراوردن
cooling plant
تاسیسات سردکننده
vinegar plant
بچه سرکه
cooling plant
سردخانه
to plant oneself
مستقرشدن
to plant down ther
اینه کردن
dressing plant
تاسیسات تهیه سنگ معدن
to lose plant
پژمرده شدن
to miss plant
سبز نشدن
desalination plant
واحدی جهت گرفتن املاح
desalination plant
واحد ملح گیری
lubricants plant
گیاهروغنی
plant cell
سلولگیاهی
to plant down ther
اخ کردن
contractors plant
ماشینهای ساختمانی
indigo plant
گیاهان نیل دار درخت نیل
pilot plant
واحد ازمایش صنعتی
plant ecology
بوم شناسی گیاهی
pilot plant
کارگاه نمونه
pilot plant
کارخانه نمونه
plant construction
ساختمان کارخانه
plant food
غذای گیاهی
plant food
غذای گیاه
plant louse
شته
plant louse
شپشه
plant mix
مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
plant mixing
اختلاط در کارخانه
plant oneself
مستقر شدن
plant records
امار تجهیزات کارگاه
sensitive plant
حساسه
seed plant
بذر گیاه
seed plant
گیاه تخم دار
ordnance plant
کارخانجات اردنانس
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
mobile plant
دستگاه متحرک
foliage plant
گیاهی که برای برگش پرورش دادن شود
galvanizing plant
واحد اب روی کاری
gas plant
fraxinella=
generating plant
کارخانه برق
generating plant
نیروگاه
generating plant
پست نیرو
plant geography
جغرافیای گیاهی
plant mixing
امیختن در کارخانه
granulating plant
تاسیسات یا واحد گرانولاسیون
humble plant
گل ناز
ice plant
کارخانه یخ ساز
lemon plant
یکجور گل شاه پسند که بوی ابلیمو میدهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com