Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
water extraction
آبگیری
[پس از شستشو]
water extraction
آبکشی
Other Matches
extraction
خارج کردن
extraction
عمل اخراج در عمل سلاح
extraction
مستخرجه از
extraction
خلاصه
extraction
استخراج
extraction
اصل ونسب
extraction
عصاره
extraction
عصاره گیری
extraction
بیرون کشیدن
extraction
تقطیر کشش
extraction
ریشه
extraction
اقتباس اصل
extraction of bitumen
استخراج قیر
extraction of copper
استخراج مس
extraction parchute
چتر بارریزی از هواپیما
silver extraction
استخراج نقره
extraction point
محل استخراج
extraction thimble
انگشتانه استخراج
air extraction
پرتاب بار
extraction parchute
چتر پرتاب باز
oxygen extraction
جذب اکسیژن
air extraction
پرتاب بار از هواپیما
copper extraction
استخراج مس
gravity extraction
بیرون ریختن یا پرتاب بار ازهواپیما با استفاده از سقوط ازاد
extraction zone
منطقه پرتاب بار
copper extraction
برون کشیدن مس
feature extraction
استخراج خصیصه
acid extraction
استخراج اسیدی
extraction solvent
حلال استخراج کننده
continuous extraction apparatus
دستگاه استخراج پیوسته
solvent extraction unit
واحداستخراجحلال
practical extraction and report language
زبان برنامه نویسی مفسر
practical extraction and report language
برای توید متنهای CGI که می توانند فرم هایی را پردازش کنند یا روی وب سرور برای بهبود وب سایت توابعی انجام دهند
water way
ابراهه
water way
مسیل
water course
حق المجری
by water
از راه رودخانه
by water
از راه دریا
water course
حق الشرب
water course
مجرای اب
water still
دستگاه تقطیر اب
water
آب
water way
راه ابی
water down
<idiom>
ضعیف شدن
on the water
در کشتی
of the first water
بهترین
She let the water out .
آب را ول کرد
mean water
میان اب
by water
با کشتی
to p something with water
اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
first water
بالاترین مقام
first water
درجه اول
to water
آب ریختن
to water
آب دادن
water
پیشاب
water
ابگونه
above water
<adj.>
شناور
above water
<adj.>
روی آب
water
مایع
to keep ones he above water
از زیر بدهی بیرون آمدن
water
اب دادن
f.water
عرق رازیانه
water
اب
to water something
آب دادن
[گیاه]
water pollution
الودگی اب
water hammer
ضربت قوچ
water hardening
سختگردانی با اب
water hazard
مانع ابی در مسیر گوی گلف
water point
نقطه تقسیم اب
water heater
فرف ابگرم کن
water polo
بازی فوتبال ابی
water polo
واترپولو
water front
جبهه رطوبتی
water gas
گاز اب
water gauge
اندازه اب نما
water gauge
اب پیم
water moccasin
مار سمی ابزی جنوب امریکا
water polo
بازی در استخربطول 02 تا 03 متر و عرض 8 تا 01 متر بین 2 تیم 7نفره
water glass
شیشه محلول
water glass
اب شیشه
water glass
لیوان اب
water glass
شیشه مایع
water guage
فشار سنج اب
water fowl
پرنده ابی
water hammer
ضربت قوج
water nymph
الهه دریایی
water polo
واترپلو
water hole
چاله اب
water jacket
ابدان
water heater
ابگرم کن
water lowering
زهکشی
water melon
هندوانه
water meter
کنتور اب
water meter
اب سنج
water mill
اسیاب ابی
water mill
اسیاب
to keep ones head above water
خود را از بار بدهی رها کردن
water nymph
حوری دریایی
water pepper
زنجبیل سگ
water pipe
لوله اب
water biscuits
بیسکویت آبدار
water pipe
تنبوشه
water logging
ابسیری
water line
خط ابخور ناو
water lily
نیلوفر ابی
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water hyacinth
سنبل ابی
water hyacinth
وردالنیل
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water pepper
فلفل ابی
water jacket
صندوق اب
water jump
مانع ابی
water jump
چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water level
تراز اب
water plate
بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water level
سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level
سطح اب
water pipe
لوله مخصوص لوله کشی اب
water fowl
مرغ ابی
subsurface water
اب زیرزمینی
undermining by water
اب رفتگی کف
up to the middle in water
تا کمر در اب
voidance water
منجلاب
voidance water
زیر اب
wade into the water
راه رفتن در اب
waste water
فاضلاب
water aspirator
خرطوم ابی
water bag
کیسه اب
water bailiff
میراب
water bailiffs
مامور تفتیش کشتیها در بندر
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water balance
بیلان اب
water bearer
دلو
water bearer
ساکب الماء
undermining by water
اب شستگی
underground water
اب درون زمین
underground water
اب زیرزمینی
surcharge water
اب مازاد
surface water
اب سطحی
surplus water
ابهای اضافی
surplus water
ابهای مازاد
swimming with water
پرازاب
swimming with water
غرق اب
table water
سفره اب زیر زمینی
tap water
اب شیر
water paint
رنگ لعابی
the water was overknee
اب از زانو میگذشت
to drink water
اب خوردن
to drink water
اب اشامیدن
to sniff up water
اب رابه بینی کشیدن
to soften a water
سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
to splash into water
به اب زدن
unavailable water
رطوبت غیر قابل استفاده
water bearer
ریزنده اب ابریز
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
water cress
شاهی اتی
water cure
اب درمان
water cure
علاج بااب معالجه بااب
water damage
خسارت اب دیدگی
water displacement
زهکشی کردن
water displacement
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water disposal
فاضلاب
water disposal
اگوکشی
water disposal
ساختن اگو
water dog
سگ ابی
water dog
شناگر ماهر
water dog
سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water driver
مقنی
water fast
رنگ نرو
water fast
غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water fast
پارچه شورنرو
water cooling
خنک کردن بااب
water cooling
خنک کنندگی اب
water content
درصد رطوبت
water bed
تشک ابی
water bonded
اب بند شده
water boy
بچه سقا
water boy
سقا
water buffalo
گاو میش اهلی شده اسیایی
water canteen
قمقمه
water car
ارابه اب فروشان
water car
ارابه اب پاش
water carriage
حمل از راه اب
water carrier
دلو
water circulation
گردش اب
water coiour
ابرنگ
water colour
ابرنگ
water colour
رنگاب
water colour
نقاشی ابرنگی
water container
فرف اب
water filter
صافی اب
water pressure
فشار اب
water inlet
ورودآب
water under the bridge
<idiom>
همه چیز عوض شده
in hot water
<idiom>
در دردسر
THere is not even a ripple in the water .
<proverb>
آب از آب تکان نمى خورد .
If it has not water for me it certainly has bread .
<proverb>
آب براى من ندارد براى تو که دارد .
Water is light .
<proverb>
آب روشنائى است .
How can you know the value of water -you who live .
<proverb>
تو قدر آب چه دانى که در کنار فراتى .
drinking water
آب آشامیدنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com